تجربه پوشک گرفتن.
سلام من دیدم خیلیییی نگران پوشک گرفتن هستن مامانا گفتم از تجربم بگم.
دوروز فقط میبردمش دستشویی .نه سرپا گرفتم ن هیچ.خودش میردم بشینه
بعد رها کردم دوباره چند روز بعد دوروز. این کارو ۳یا۴بار انجام دادم.بعد ول کردم حدود ۱ماه .گااااهی میگفتم جیش داشتی بگو ولی نمیگفت. عروسک هاش و میشوندم تو قصری باهاشون درباره جیش داشتنشون حرف میزدم از یجایی خودش میخاست ببرتشون دستشویی. اموزش دراوردن شلوار جیش کردن شستن خودش و ب عروسک ها دادم.تمام
روز اولی ک استارت واقعی میخاستم بزنم پسرم کامل آماده بود. از هفته دوم خودش شلوار در میاورد خودش پاهاش و اندامش و میشست اب و میبست میومد بیرون.
من تمام فرشهام و جمع کردم ک اگر خطا زد عصبانی نشم یا استرس نگیره.برای شبش قبل خاب مایعات خوردنش و کنترل کردم پوشک شبش و بعد از یک ماه گرفتم.
تا وقتی ازش مطمئن نشدم خونه کسی میرفتم پوشکش میکردم ولی میبردمش دستشوویی دوباره همون پوشک و میبستم. تا وقتی اون پوشک خراب میشد .برای تو خیابون هم بهش تاکید کردم من مراقبم کسی نبینتت تا موفق شد جیش کنه. وتمااااام
درکل هیییچکدوم از راهکارهای روانشناسی و استفاده نکردم و نتیجه عاااالی بود و بسیاااار آسون بدون خطا .

۴ پاسخ

خوش به حالت
من میبرم سرویس فقط عاشق آب بازی هست دیگه یادش میره واسه جیش اومده

خداقوت اره غول مرحله آخره😅خداروشکر گرفتم راحت شدم

خوشبحالت برای من اصلا نمیگه میبرم دستشویی ی ربم وامیستم اما نمیکنه همین میایم تو خونه رو فرش جیش میکنه دارم روانی میشم😭

منم دو ماه اسیرم
پسرم از شب تا صبح اصلا جیش نمیکنه و تمیز
ولی طی روز من نبرم اصلا نمیگه چیش دارم 🤦‍♀️

سوال های مرتبط

مامان فرهان مامان فرهان ۳ سالگی
مامان یسنا مامان یسنا ۳ سالگی
تجربه ی از پوشک گرفتن قسمت سوم،،، من از دو سال و یک ماه درگیر یاد دادن و امادگی ذهنی دخترم برای از پوشک گرفتن بودم، تا این که حدود شش روز پیش گفت پوشک نمیخوام،بازش گذاشتم،دو بار خطا داشت، البته هم شلوار پاش نبود و هم اینکه میرفت روی صندلی و پای ظرف شور ایستاد،فکر کنم رحمش سرد شد،چون من حدود یک ماه ب طور جدی میبردمش دستشویی البته با مای بی بی، دایم بهش میگفتم بیا بریم دستشویی،ی بار می اومد ی بار نمی اومد،خیلی اذیت شدم،همه کاری کرده بودم،دستشویی تزیین کردم،چراغ زدم تو دستشویی ،شمع گذاشتم تو دستشویی یعنی تولد داریم،لگن شو گذاشتم،اسباب بازی مینداخت داخلش و اب بازی میکرد،با این حال میدیدی از صبح تا ظهر نمی اومد دستشویی ولی عصر می اومد،تا این که خودش گفت پوشک نمیخوام و من بازش کردم بعد دو بار خطا دوباره پوشکش کردم،فرداش رفتم خونه ی مامانم،پوشک بود،در این یک ماه بهش میگفتم پوشک بده،دیگه بده ب خودت جیش کنی،بو میدی، خلاصه فرداش دخترم گفت پوشک نمیخوام و بعد بهش میگفتم هر وقت جیش داری بگو،دو باری خطا داشت،ولی امروز ک روز چهارم خداروشکر عالیه و خودش خبر میده،حتی شب ها هم جیش نمیکنه و من صبح صداش کردم و گفتم جیش داری بلند شو تا بریم دستشویی،دیگه کامل مای بی بی گذاشتم کنار،حتی جلو چشماش هم نیست،تا یادش بره و ب جاش تو ذهنش این باش ک باید بره دستشویی،فقط پی پیش مونده،ازش نمیترسه ولی خب تو دستشویی هم نمیره،ب جاش من ی زیر انداز نزدیک دستشویی انداختم تا بعد چند روز نزدیک تر ب دستشویی کنم و بعد هم ایشالا بره تو دستشویی
مامان یسنا مامان یسنا ۳ سالگی
تجربه ی از پوشک گرفتن قسمت چهارم،، ب نظر من باید از دوسالگی بچه ها رو اماده کرد برای از پوشک گرفتن،از نظر ذهنی،از این ک باید بره دستشویی،یک دفعه نباید از پوشک گرفت،اول باید متوجه بشه جیش و پی پی چیه،از پی پی نترسه،هر بار ک تو پوشک پی پی کرد بهش نشون بدید،بعد با محیط دستشویی اشنا بشه،بدون یک جای امن، از دستشویی نترسه، دختر من اوایل از فن دستشویی میترسید یک کارتن زدیم جلوی فن، حتی از چاه دستشویی میترسید، باید این ترس ها بر طرف بشه،بعد هر وقت میخواست بره بخوابه میگفتم هر وقت جیش داشتی بیدارم کن بریم دستشویی،خداروشکر شب جیش داشته باش بیدارم میکنه و میریم دستشویی، باید حرف هایی بزنیم ک تو ناخوداگاه شون بمونه، مثلا بگیم هر وقت جیش و پی پی داشتی بگو بریم دستشویی،خودت خبر کن،ولی بازم حواستون باش،وقتی با پوشک تمرین بدید متوجه میشید هر چند ساعت یا هر چند دقیقه یک بار جیش میکنه،البته بستگی ب خوردن مایعات و این ک سردشون بشه یا ن،از پله بالا و پایین رفتن،اگه بچه کوچیک تو فامیل دارید بهش نشون بدید ک میره دستشویی تو یادگیری خیلی اثر داره،هر وقت خودش خواست بازش کنید یک دفعه مای بی بی رو نگیرید، من یک شورت پای دخترم میکنم بعد شورت عینکی میپوشونم و زیر شورت عینکی یک حوله کوچیک میزارم ک اگه خطا داشت زیاد پس نده و خونه نجس نشه،بعد هم شلوار میپوشونم،موفق باشید