و اینکه درمورد شیر دادن هم که گفتی تند تند شیر میدی،
خب تند تند شیر نده عزیز من😅
اگه میخوای دستگاه گوارش بچه هم خوب کار کنه و دل درد نشه و هضم شیری که میخوره به درستی صورت بگیره
باید فاصله زمانی بین هر شیر تا شیر بعد رو رعایت کنی و این در تحقیقات علمی هم اثبات شده.
مثلا من حدود ۲-۳ ماهه که تقریبا هر دو ساعت به دخترم شیر میدم.
حالا تو میخوای هر یک ساعت و نیم شیرش بده
ولی در هرصورت با برنامه پیش برو
تا هم بچه اذیت نشه.
هم خودت بتونی دو ساعت بچه رو پیش مامان یا فرد مطمئنی بذاری
و با همسر برین یه پیاده روی دو نفره یا هواخوری با ماشین و خلاصه وقت داشته باشی به درخت عشق تون آب بدی و نور بدی و رسیدگی کنی...💞
ببین عزیزم،
آدما به اندازه ی حرفایی که باهم دارن و به هم نمیزنن از هم دور میشن!
اگه احساس میکنی بین تون فاصله افتاده همش بخاطر حرفای گفته نشده و شنیده نشده تونه.
به نظر من اون چیزی که مهمتره احساس آرامش و حال خوب توی ارتباط تونه،
حتی اگه به رابطه ختم نشه.
هر روز یه زمان کوتاهی بشینین باهم فقط حرف بزنین،
حتی اگه کسیو نداری بچها رو پیش شون بذاری و خوابشون هم کمه بازم وقتی بچها بیدار بودن با یه چیزی مشغول شون کن تا چند دقیقه کنارت نباشن و فرصت داشته باشی دوتایی با همسر بشینین باهم یه چای بخورین و حرف بزنین و بوسش کن و بغلش کن.
غر نرن، نفوذ بد نزن، انرژی منفی به خودت و اون و رابطه تون منتقل نکن!
راستی مامان پناه از تهران هم حرفای خیلی خوبی گفته بود که عمل کنی حالتون خوب میشه ان شاالله.
تا میتونید باهم حرف بزنین (هم حرفای معمولی هم احساسات خوبت از جریانات روزت و هم عاشقانه) و هرطور شده واسه هم وقت بذارین هرچند کوتاه و کم بازم از هیچی بهتره.
خب یه بارم شما پیش قدم شین حالا مستقیمم نمیتونین بگین آرایشی لباسی که بفهمه خبراییه
گلم وقتی بچه رو خوابوندی برو خودت سمتش بغلش کن بهش بگو نیاز داری بغلت کنه دلت تنگ شده براش و میخوای رابطه برقرار کنی رک اروم بی هیچ حرفی کم کم به روال عادی بر میگرده بگو اینجوری احساس ارامش میکنی و کل خستگیهات با بغل اون حل میشه
شاید خستگیتو میبینه دلش نمیاد ،،،،، دخترخالمم شوهرش یه مدت اونجوری شده بود باهاش،،،دخترخالمم گفت بهش ک دیگ منو نمیخوای و فلان،،بعدش فهمید ک شوهره به خاطر دیدن خستگیا و....نمیرفته سمتش،،،الان بم میگه دهنمو صاف کرده روزی دوبار از صدجا منو آررررره🤣🤣🤣
فشار رو همه هست اما هممون باید یه ادم امن تو زندگیمون داشته باشیم که وقتی جونمون به لبمون برسه سوپاپ تخلیه باشه برامون.زندگی و رابطه هم عین بچمون نیاز به مراقبت داره وگرنه یهو به خودمون میایم میبینیم فقط ۲تا ادمیم که بخاطر بچه داریم زیر یه سقف زندگی میکنیم.راه حلشم فقط صحبت صحبت صحبت.بدون دعوا بدون جبهه گیری با زبون خوش و استفاده از جملات مثبت.مثلا نمیگیم تو اصلا حواست بهم نیست باید بگیم وقتایی که حواست بهم هست من واقعا حس خوبی دارم
بهترین کار اینه بشینی بدون دعوا باهاش صحبت کنی.بگو من عاشق بچمم ولی قبلش عاشق پدر بچمم.دلم نمیخواد الان فقط مامان لارا باشم دلم میخواد هنوز همسر توهم باشم.این فاصله ای که افتاده منو نگران کرده چون زندگیمو تورو دوس دارم.میتونی مثل یه دوست بگی بهم چی باعث شده میلت به باهم بودن کم شده.
بعد ببین چی میگه شاید میگه حضور بچه توام میگی خب هفته ای ۲ساعت میزاریمش پیش کسی یا اصلا وقتی خوابه بزارش تو اتاق یا ممکنه بگه مسئولیتام زیاد شده تو بگو منم همینطور اما باید مراقب عشقمون باشیم
راسته من تا بچه ها امدن جدا میخابیم من طرف دخترم اون طرف پسرم کلن وسطن بچه ها
رابطه هم ده روز یا بیست روز ی بار دیشب داشتم ب شوهرم میگفتم گفت ۵ سال پیش هم کار کردیم حالا باید فکرمون فقط بچه ها باشه
انقدرفشارطندگی هازیادشده اکثرابی میل شدن
خب باهاش حرف بزن ببین مشکل چیه، شوهرمن وقتی قسط و فشار زندگی زیاد باشه بی میل میشه
ما هم دوماهه
ولی فکر نکنم بخاطر بچه باشه
من ک دعوا راه انداختم گفتم برو دکتر مشکلتو حل شده
بشدت سرد شده
ماهم همینجوریم حالا نه که نباشه ولی مثل قبل نیست
درسته بچه میاد شاید مثل قبل نباشه اما اون فاصله که میگی رو نمیندازه شوهرت نمیاد نزدیکت اصلا ؟
ما هم همین طوریم البته من خودمم میلی ندارم چون بچه واقعا خستم میکنه
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.