وقتی تو بیمارستان ها میرفتم میدیدم که همراه مربص
ض یا خود مریض رو صندلی ها دراز میکشدم همش میگفتم وووای خجالت نمیکشن😐


دیشب تا دو شب جمع کردم شستم.... ساعت ۳خوابیدم ساعت۶بیدار شدم برا مادرم صبحونه اماده کردم که تا ۷بخوره که باید بعدش چیزی نمیخورد ساعت۸دخترم بردم مدرسش ازمون داشته داده تا ۱۰اومدم خونه سریع ماکارانی اماده کردم پسرم سپردم به دخترم. و مامان برداشتم اومدم بیمارستان. وتا الان که ساعت ۲کار های بستری پذیرش تعویض لباس هاش.. و تازه بردن اتاق عمل گفت ۱ساعت تا ۲ساعت زمان میبره و باید تو سالن انتظار بشینم تا صدام کنن و من پاره ترینم و دیدم تو سالن هر همراهی یه طرف دراز کشیده از کمردرد منم رو صندلی دراز کشیدم. 🤦‍♀️اینجا بود که فهمیدم چرا رو صندلی ها دراز میکشن و خدا اول شفا بده مریضارو بعدم قوت بده همراه هارو. فقط میدونم که رسیدم خونه باید از فرق سر تا شست پا دوش بگیرم لباس هامو بشورم😒

تصویر
۴ پاسخ

آره تا سر خود آدم نیاد درک نمیکنه تایمی ک سارای بیمارستان بستری بود یک هفته میموندیم تو بیمارستان چون ج نگ هم بود نمیرفتیم خونه ،شب صندلی هارو میچسبوندیم ب هم دراز میکشیدیم ☹️خیلی سخته خدا شفا بده همه مریضارو

آمین.
من ۳ ماه رو صندلی خوابیدم اونم فقط با آرام بخش
دخترم بیمارستان بود

ایشالا هیچوقت هیچکس درگیر بیمارستان نباشه همه شفا بگیرن🥲😔

انشالله لباس عافیت تن کنید . سلامت باشید هبچکس درگیر بیمارستان نشه ک خیلی بده

سوال های مرتبط

مامان سید محمد❣️ مامان سید محمد❣️ ۳ سالگی
از پوشک گرفتن بچه
بعد از چند بار امتحان کردن و موفق نشدن فهمیدم اونی که همکاری نمی کنه اونی که کم میاره اونی که بلد نیست محمد نیست،













خودمم
بله خودم
همه جا هم جار زدم که دیوونه شدم و بچه مو پایین آوردم که نمی فهمه حالیش نیست نمیشه
خوب که فهمیدم مشکل خودمم
حتی تو شیر گرفتن هم همین بود
فهمیدم من باید آماده باشم من باید صبور باشم من باید همکاری کنم
الان راضی ام که اقدام کردم و دارم این مرحله رو پشت سر میگذارم و شرمنده این هستم که گاهی توانایی های بچه م رو درک نمی کنم و ناتوانی خودمو پشت بچگیش پنهان می کنم
بچه ها خیلی مقدسن خیلی زیبا هستن
کاش این آگاهی رو زودتر کسب می کردم
💔
چیزایی که باعث شد آروم بشم مطالعه درباره مرحله مقعدی فروید بود که باعث شد از هر عصبانیت و تهدیدی بترسم
کل خونه رو سفره یکبار مصرف کشیدم و روفرشی پهن کردم
برای خودمو پسرم سرگرمی پیدا کردم تو خونه بمونیم
بچه داری چالش زیاد داره
بعد از اون همه فشاری که خودم به خودم دادم الان راضی ام که داره میگذره و پذیرفتم که تا مدت‌های زیادی همراه بچه م تو دستشویی رفتن باشم
و اینکه کلی مطلب انگیزشی با ماژیک رو کاغذ نوشتم و همه جای خونه چسبوندم و یادم نمیره که یه مادر چقدر می‌تونه قوی باشه