۶ پاسخ

منم بالاخره بعد از یک ماه و نیم چسبندگی تو مهد چندروزه که میام بیرون گریه نمیکنه فعلا یک ساعت میشینم تو لابی تا تایمش تموم شه..به مرور برسونیمش به سه ساعت

والا بچه شما میمونه دلیل براین نیست بقیه بچه ها هم بمونن،من بچم رو می‌بردم میرفتم اتاق دیگه می‌نشستم یهو میدیدم اومده وسط سالن گریه میکنه میگه مامان مامان ،پس الکی قضاوت نکن بقیه رو

فرزانه جان کجا میبری ک ساعتی ۴۰ تومنه؟؟ چقدر خوب ..

منم دوست دارم ببرمش پسرم همه رومیزنه وحس مالکیت داره مبگه همه چی مال من بچه ای بیادسمتش فحش میده ومیزنش خودشم جیغ ودادمیزنه میترسم پول بدم نمونه ونره🥴

چقد شهریه میدی؟

من خیلی دوس دارم پسرم بذارم مهد اما چون نمی تونه حرف بزنه ، نگرانشم

سوال های مرتبط

مامان پسری مامان پسری ۳ سالگی
مامان مهراد مامان مهراد ۴ سالگی
نمیدونم من حساس شدم یا بچه بزرگ کردن واقعا این مشکلات رو داره.
چند هفته پیش مهراد رو چند جلسه بردم مهد. بعد از چند جلسه مربیش گفت مهراد چهاربار سطل آشغال رو خالی کرده. گفت به نظرم ببرید پیش روانشناس ببینید باید با چه تکنیکی باهاش کار کنیم هم شما از خونه و هم ماز از مهد. گفتم باشه.
جلسه بعدی که بردمش مهد گفت نمیخوام برم و اونجا هم که رفتیم، نموند اصلا! روانشناس گفت اگه سرکار نمیری الان هنوز زوده برای مهد بردن و در مورد زفتارای پسرمم که گفتم گفت باید ببری متخصص مغز و اعصاب. شاید بیش فعالی داره.
رفتیم پیش متخصص و اون روز مهراد داشت مطب رو به هم میریخت به همه چیز دست زد حتی رفت کامپیوتر دکتر رو از برق کشید و خلاصه دکتر گفت لازمه دارو بخوره چون بچه‌های اینطوری حرف زیاد می‌شنون و لراشون خوب نیست. اسیب می‌بینند. اینطوری خودشونم راحتترن.
حالا دوهفته‌ای هست دارو میخوره. دیروز رفتم دیدن مادرم که از کربلا اومده، مهراد بازم شیطونی میکرد و مامانم به شوخی گفت داروها رو‌اشتباهی شاید داره میخوره!
من ناراحت شدم واقعا. وقتی بچه دارو نمیخورد یک سره میگفتن چرا اینطوری میکنه، چرا فلان، خونه هم همینقدر اذیت میکنه؟! و کلا هبچکس حوصله نداشت حالا هم که دارو دارم میدم و واقعا روش تاثیر داشته باید بازم حرف بشنوم.
کاش میشد بچه‌مونو ببریم یه گوشه بزرگ کنیم دور از همه.
شما مادرید شما درک میکنید واقعا از این شرایط خسته شدم.
چند وقت پیشم نزدیک بود پسرم تلویزیون خونه مادرشوهرم رو بندازه، پدرشوهرم یه قشقرقی به پا کرد!