۱۱ پاسخ

هر چی به اندازه
مثلا لازم نیست هردفعه بچسبی به ظرف شویی
گاهی ظرف . گاهی سفره و..

من مادرشوهرم واقعا اذیته بلند شدن و‌نشستنش و برم‌اونجا سفره و‌ظرفا اینارو‌انجام میدم البته بنده خدا خودش صد بار بلند میشه یا میگه نکن‌خودم‌انجام میدم ولی هنوز خونش یه تخم مرغ هم درست نکردم تا حالا اشپزی نکردم اونجا

من تو خونه مادر شوهرم در حد ظرف شستن انجام میدم

به نظرم این چیزا بستگی به آدمش داره
ما با زن داداشا که خونه بابام جم میشیم همه باهم پامیشیم کارا رو میکنیم بعد میشینیم به حرف زدن😁خدایی کمک حال مامانم هستن.مادرمم وابسته ست به اونا دلش میخاد هرمهمونی بیاد عروساش کنارش باشن

من کار نکنم شوهرم هی چشم خیره میره. اما من فقط ظرفای شام که خوردیمو میشورمو سفره پهن میکنم دیگه هیچ

من تا قبل بارداریم ازظرف شستن کمک در پخت غذا پهن و جمع کردن سفره همه جوره کمک میکردم اما از اون موقع که شناختمشون هم ازشون فاصله گرفتم هم اینکه دیگه خیلی کمک کردن را کم کردم واقعا قدرنشناسن و دوبهم زنن

خیلی با حرفت موافقم عزیزم
منم دقیقا همینجوری رفتار میکنم و خیلی راضیم

من سفره رو پهن و جمع میکنم ظرفم می‌شورم

آفرین واقعاً بستگی به قدرشناسی و فهم خانواده‌ی شوهر داره مادرشوهر من تا منو می‌بینه خودش رو می‌زنه به مریضی،فقط می‌خوابه و آه و ناله می‌کنه 😐 فقط کافیه دوستش زنگ بزنه یهو سالم میشه شال‌و‌کلاه می‌کنه میره بیرون😂 آدم می‌مونه بخنده یا حرص بخوره از این همه انرژی که فقط برای ما تموم میشه

و منی که تمام کارهای عیدو براش انجام میدادم مهمونی از صفر تا صد با خودمه
نمی‌دونم چرا روم نمیشه میرم بشینم کار نکنم البته اینکه مادر شوهرم خالمه هم بی تاثیر نی 🙄🤧

موافقم

سوال های مرتبط