۱۰ پاسخ

هربار میرم دسشویی یه جمله ثابت و تکرار میکنم
مامان می‌ره جیش زود میاد
اوایل دنبالم گریه میکرد بعد دیگه یاد گرفته وقتی اینو میگم زود میام

اسباب بازی بذار جلوش و بهش بگو میری دستشویی
از اون تو باهاش حرف بزن که بدونه هستی
بعدشم بیا بیرون
گریه میکنه اشکالی نداره مهم اینه که از این موضوع آسیب نبینه که این کارو کنی نمیبینه

برای من آیدا همینطوری بود اما حالا نگار نه، شاید شخصیتاشون متفاوته شاید هم نگار دلش به آیدا قرصه که هستش توی خونه

من زنگ میزنم به باباش اون سرگرمش میکنه من میرم

هیچی در دستشویی باز میزارم نیمه بهز ک سرم رو ببینه ..من وضعم بدتر از همه است تو این مورد 😂😂😂😂

من هنوز نرفته اون زودتر میرسه جلو در

من میذارم تو تختش عروسک موزیکال چرخشی بالای تختشو کوک میکنم تا تموم بشه زودی میام

تا خودشو برسونه پشت در من اومدم بیرون😂

من پسرمو با خودم میبرم

میزارمش تو روروئک میبرمش حیاط باخودم

من اسباب بازی جلوش می‌زارم کنارش میشنم تاحواسش پرت شد شوتی میرم میام

سوال های مرتبط