۷ پاسخ

من فکر میکردم فقط دخترمن اینجوریه ...چرااینا دارن بامااینکارارومیکنن آخه چشونههههههههه

ببين من دخترم گريه كه ميكنه و با كريه جيزي ميخواد ميگم چييي نميشنوم بدون گريه اروم بگو متوجه بشم بعد واقعا فكرميكنه نميشنوم قطع ميكنه بدون گريه ميگه واسش انجام ميدم

سه چهار روزه پسر منم همین شده جیغ میزنه داد میزنه برای چیزلی کوچیک گریه میکنه قهر میکنه نازشم میکنم منو چنگ میزنه....
یجوری شده من و شوهرم تعجب کردیم هیچی دیگه بهش نمیگیم

وای خدایا نکنه دخترمنم به ۳ سال نزدیک شه، بد بشه؟ 😰

وااای دقیقا حالو روز منو داری منم همینه وضعم خیلییی سخته منم خسته شدم دیگه بخدااا

صدبار 🤦‍♀️
ببین پسرمنم دقیقا همین رفتارو داشت و گاهی هم داره
کاری که کردیم اینکه موقع گریه بهش بی توجهی کردیم. دیگه خودش آروم میشه
یه کلیپ خارجی دیدم. بچه گریه میکرد و بهونه میگرفت مادرش بغلش کرد برد یه اتاق دیگه بهش گفت هروقت گریه ات تمام شد منو صدا کن
بچه یه کم گریه کرد و مامانشو صدا زد آروم که شد
مامانش بغلش کرد بوسش کرد ازش پرسید راستی چی شده بود چرا گریه میکردی

هرچی به ۳نزدیک‌تر میشن لجباز میشن من که خسته شدم

سوال های مرتبط

مامان سیاوش‌وکیارش مامان سیاوش‌وکیارش ۴ سالگی
یعنی متنفر از نزدیک بودن ب خانواده شوهر هم خوار شوهرم نزدیکه هم جاریم
خواهر شوهرم ک پنج دقیقه میاد خونه پدر شوهرم ب چشم بچه‌ها خودشو نشون میده می‌ره اینا زر زر میکنن الان من داشتم خونه پدر شوهرم ظرف میشستم بچه‌هام حیاط بازی میکردن این خانمم ساعت ۳میخواد بره عقدکنون اومده خودشو ب اینا نشون داده خواسته بره اینا گفتن می‌آییم خونتون اینم قشنگ برده کوچه گذاشته جلو در برادرشوهرمینا رفته دختر اونم اینارو حیاط نمیزاشت رفتم دیدم اونجوری دیدم حرصم در اومد از دست دوتاشون گرفتم با گریه آوردم خونه درحالی دختر اون بیست‌وچهارساعته خونه منه من این دختر و انقد دوست داشتم ولی از وقتی بچه‌هام بزرگ شدن انقد اذیتشون می‌کنه ازش متنفر شدم یعنی ی چیزی خوردنی دست بچه‌هام میبینه میاد باهاشون طرح دوستی میریزه میخوره می‌ره میاد خونمون با همه وسایل اینا بازی می‌کنه اینا می‌ره خونشون یا نمیزاره یا اگه هم بزاره بهشون وسایل نمیده برگریه میندازتشون یعنی من فقط از خدا صبر ایوب می‌خوام بتونم اینجا دووم بیارم
مامان آتنا مامان آتنا ۲ سالگی
سلام دخترا. اومدیم شهرستان بچم مریضع هی زر زر گریه میکنه باباشم تا میایم اینجا فقط ب فکر رفیق بازی هی بچرو میپیچونه میزاره میره بیرون بچه ام بلده در و باز کنه میره کوچه در ب در شدم دنبالشم هی


بعد مهمون داریم شوهرم دم در داره ماشین میشوره یساعت بیرونه من دیگ قرار شد بریم مهمونی رفتم لباسارو تو حموم بشورم بچمم بازی میکرد بعد دیدم لخت شده هرچی میگم یوسف و بگید بیاد من دستم تو وایتکس بود لباس میشستم خلاصه نیمه کاره ول کردم جلو داماد دایی شوهرم کو ن لخت مادرزاد بود کلا

بعد اومدیم رفتیم اتاق در و بست اتنا شروع کرد ب جیغ و داد کردن گریه بعد سیم شارژر و ورداشت سرش خورد تو دماغم سیمش تو چشمم منم یدونه زدمش باز هی بدتر گریع گریه نیم ساعت بعدش اروم بود داشت میخوابید بچه باباش اومد میگف بابا نیا برو بیرون شوهرمم بزور در و باز کرد اومد تو بعد بچه لج کرد خودشو لخت میمالید ب زمین کثیف بعد باباش گرف برد بشورتش دید نمیزارع محکم زد در ک و نش من شنیدم اینام دیدن بعد گرفتم اووردم دیدم رد دستش افتادع هیچ نگفتم
مامان زهرا🐣🐥 مامان زهرا🐣🐥 ۳ سالگی
خانما دخترم خیلی گریه میکنه الکی خیلی ها یعنی از صبح تا شب دق میده منو
برای هرچی میکنه باهاش بازی میکنم گریه میکنه نمیکنم گریه میکنه
دفتر شو میاره نقاشی بکشم براش میکشم گریه میکنه نمیکشم گریه میکنه
آب میخواد با گریه میخواد
یعنی هرچیزی که فکر این گریه میکنه حالم بهم میخوره از همچی
از صبح ساعت ۷ونیم ۸ بیدار تا ۱۰ شب فقط قر میزنه
هیجا باهاش نمیتونم برم نه بازار نه پارک تو پارک تو نوبت واینمیسته برای تاب همش گریه میکنه تو خونه هم تاب داره هم سرسره
توی مغازه واینمیسته برای خرید همش میره بیرون
دیگه دارم شک میکنم مشکلی باشه
تاخیر هم داره دخترم تو همه چی راه رفتن و حرف زدنش همه کاری
قبلا مغز و اعصاب برده بودم برای تاخیر حرکتیش تاخیر ش بهتر شده همش باهاش کار میکنم توی خونه
فقط گریه هاش روی مخمه
الانم میخام ببرم ولی باز میترسم ببندم به دارو های مغز اعصابی که برای گریه هاش باشه میگن بده
نمیدونم چیکارکنم شایدم ببرم پیش روانشناس بگه چشه
بدنم دیگ نمی‌کشه
به نظرتون عادی الکی گریه کردن؟ بچه ای دیدین اینجوری توی چه سنی خوب میشن؟
کامل حرف نمیزنه ولی خب بازم منظور می‌فهمونه
توی فامیل داریم بچه ۳سال نیم که اصلا حرف نمیزنه به جز ماما و بابا ولی خیلی آروم اصلا گریه نمیکنه حرف گوش کنه
من واقعا نمیدونم چیکارکنم خستم😔😔