۱۸ پاسخ

من ازروز اول متاسفانه باهمسرم تنهابودیم چون هیچ کدوم از مادرامون تو قید حیات نیستن😔الان هنوزم که هنوزه من میزون نشدم و از نظرروحی داغونم ،دوست داشتم مادرمنم بود به من رسیدگی میکرد تازود مثل قبل بارداریم بشم

مم یه هفته مادرم یه خواهرم اومدن بعدش رفتن دثتا خواهر دیگم اومدن چون همشون تهرانن بعد 15 روز که رفتن مادر شوهرم طبقه پایین میاد بچه حمام میبره عوض میکنه ظرف هارو میشوره بچه کار داشته باشم نگه میداره مم یه غذا و جارو انجام میدم از 15 روزگی

از همون لحظه ای که گفتن از تخت بیا پایین راه برو

یک هفته مامانم ازم نگهداری کرد ♥️ بعدش پاشدم مثل قبل

تا ۴۰ روز هیچ کاری نمیکردم

من ۳روزکمکی داشتم که اونم خودم پامیشدم واسش چای وغذامیاوردم اماشوهرم تا۲۰روزکاراموانجام دادلی پوشک ولباس پوشیدن بچه باخودم بودولی سزارین عالیعععع

ده روزه تنها بودم خودم بودم کار خانم کردم

عزیزم 🧡 خدارحمتشون کنه 🥲

منم مادر ندارم خواهر ام تا ده روز پیشم بودن رفتن سر خونه و زندگیشون منم روز پنجم پا ب پای خواهرام کار کردم تا بعدش اذیت نشم خودم هستم و دو تا بچه ۳ ساله و چهل روزه ایقد اذیت میشم ولی چاره ای ندارم دارم دق میکنم از بس توی خونه هستم و تنها

والا من از چهار پنج روز بعدش کم و پیش انجام میدادم

از بیمارستانم ک مرخص شدم پسرم زردی داشت پیشش موندم
ولی خب تا ده روز میمونن اکثرا

ده روز خونه مامانم بودم بعدش برگشتم خونه خودم/ از روز اول هم کارای پسرمو خودم انجام دادم

مبارک باشه
من بعد از ۶ روز همه کارها رو خودم با کمک دخترم انجام دادم دیگه

مادر خودم ۱۰ روز اومد خونمون بعد رفت .
زن داداشم ۵ روز اومد .بعد اونم من اومدم خونه مامانم چند روز دیگه میرم خونه خودمون

من سر زایمان اولم تا ده روز مادرم و مادرشوهرم پیشم بودن بعد حمام ده روزگی دیگه رفتن منم دیگه کارامو میکردم

من ۱۰ روز مادرم پیشم بود،البته تو این ده روز چندبار رفت خونه و اومد.الانم بچم ۱ ماهو ۴ روزشه.از روز ده رفت خونش دیگه پشتشم نگاه نکرد،خونه هامون فقط ۱۰ دقیقه فاصله هست.از پشت تلفن هی ناز میده اما حتی ۱ بارم نیومد سر بزنه،شوهرمم همش نیس باشه کمک نمیکنه.منم با دوتا بچه،از بس راه میرم و کار میکنم به شدت کمردرد گرفتم چون سزارینی هستم

ده روز
البته تو این ده روز خودمم بلند میشدم و کارای سبک میکردم
اخه دکترم گف اگ راه برم خوبه

بعد چهار روز . مامانم به رحمت خدا رفته . مادر شوهرمم حتی بهم یه زنگم نزد . فقط خواهرشوهرم و عمم بیمارستان کمک حالم بود ولی خدایی خواهر شوهرم چند روز اول صبح میومد تا شب بودش کارامو میکرد غذا و کلی خرید برام کرد

عزیزم 🧡 مبارکه ✨️

سوال های مرتبط