اوووف اره خلاصه. دوهفته گذشت من دخترم بردم پیش دکترش گفت باید بره تهران ببرش یا عملش میکنه یا چکش میکنن نوبت بهش میدن شایدم بستریش کنه گفتم باشه. اومدم خونه به شوهرم گفتم هیچی نکفت گفت تو‌پول داری ببرش گفتم جور میش. با اینکه همش فقط پنجاه تومن داشتیم منم هی سروصدا دعوا کردم این بار قسم خوردم اگه دخترم. چیزیش بش من نیستم به جون بچه هام. و مجبور شد بیاد باهاش فرداش رفتیم تهران رفتم براش لباس جدید خریدم تو یه سیسمونی فروشی رفتم زنه ناخواسته گفت من از مشهد دیروز اومدم از پیش امام رضا انشالله که تن بچه ات سالم باشه همیشه. خندیدم بغض و گریه باهم اومد گفت هه چرا گفتم منم دارم میبرمش برا عمل تهران مشکل قلب داره دعا کن اون خانم هم دعا کرد ولی چرا خدا نشنید 😭🖤
بردیمش تهران با کلی مکافات دکتر پیدا کرده ده روز تهران بودم بچه هام تو اصفهان خونه دخترخالم گذاشته بودم دکتر دید و گفت باید اکو قلب بگیری بیاری رفتم اکو گرفتم ازش حالش خوب نبود تند تر نفس میکشید دکتری که اکو قلب گرفت ازش بهش دارو داد گفت بهتر میش تا چهارشنبه باید صبر کنی تا دکتر جراع ببیندش. گفتم باشه ولی قبلش زنگ زد به دکترش بهش وضیعتش گفت اونم گفت این قرص بده بهش
اما دوروز حالش میدیم داره بدتر میش بیشتر اکسیژن میخواد شب اصلا نخوابید بچه ای که دوماه تموم شب سرش میزاشت صبح بیدار میشد چرا امشب نمیخوابه ساعت. چهارصبح بلند شدم گفتم ببریمش بیمارستان تا بردمش تو ماشین حالش بدتر شد 😭😭😭😭
سریع اورژانس بستریش کردیم

۴ پاسخ

انشالله خدا ب دلت ارامش بده خیلی سخته خیلی دردناکه .

خداوند ب قلبت سکینه و ارامش بده🖤
بچه های دیگتو واست حفظ کنه😘

تسلیت میگم عزیزم 😭

الهی زودتر به حق امام زمان خوب شه

سوال های مرتبط

مامان هلنا مامان هلنا ۷ ماهگی
سلام خانم من دیابت داشتم انومالی همه چی بچه خوب بود ولی چون دیابت بارداری داشتم سر دوشون گفت دکتر سونو برم اکو قلب جنین منم رفتم گفت ۸۰ درصد ش دیدم خداروشکر سالمه قلبش و ۲۰ درصدش وقتی دنیا اومد بیا ۱ ماهگیش تا ببینم رفتم دید گفت خداروشکر سالمه ولی یه سوراخ خیلی ریز داره و باید ۶ ماهگیش بیاریش اگه برطرف شد که خب خداروشکر اگه نشدم چیزی نیست مشکلی نداره و بیشتر بچه ها سوراخ قلبشون داره بعد دنیا اومدن برطرف میشه ومن یه هفته پیش دوباره رفتم اکو بردمش گفت سوراخ هنوز هست خیلی کوچک تا یکسالگی برطرف میشه حتما نترس آخه من خیلی ناراحت شدم گفتم شما گفتین برطرف میشه تا ۶ ماهگی گفت خیلی ریزه در حدی که فکر کن اصلا نیست در این حد ریز هست والان رفتم تو گوگل زدم نوشته علائمش اینه بچهتو خواب که شیر میخوره عرق میکنه رشد نداره بچه و زودم خسته میشه و دخترم این علائم ها داره چیزیه یعنی اینقدر دلم میخواد گریه کنم چرا این دخترم سوراخ تو قلبش شوهرم میگه وقتی دکتر گفت فکر کن نیست یعنی هیچی نیست و اگر بود بچه را می‌فرستاد آزمایش و دارو میداد گقتم آره دیدم یه بچه را گفت برو عمل و یه بچه را فرستاد آزمایش دعام کنید همین حالا دارم گریه میکنم تو گوگل علائم هاش همین هاس
مامان ماهان مامان ماهان ۱۶ ماهگی
سلام می‌خوام تجربه زایمانم بگم بعد از ۶ماه پارت ۱
سزارین اختیاری بودم تو شهر خودمان انجام نمیدادن کرمان پیش دکتر سجادی میرفتم قرار بود بیمارستان راضیه فیروز عمل بشم برام ۹اردیبهشت نوبت زد با دکتر شهر خودمونم حرف زدم چون درد داشتم گفتم اگه اورژانسی شدم بیمارستان خصوصی عملم کنه ۳۱فروردین عصری رفتم حمام دوساعت بعد ساعت ۷ یکم خون ریزی داشتم زنگ زدم دکتر شهر خودمان گفت نیستم برو بیمارستان nstبگیر سریع برو کرمان به دکتر کرمانم حرف زدم گفت نیاز به نوار قلب نیست فردا صبح بیا همین جا وای دلم طاقت نیاورد رفتم بیمارستان نوار قلب گرفت گفت خداروشکر همه چی خوبه میخواست معاینه انجام بده که نگذاشتم شب ساعت ۱۲ اومدم خونه ولی تا صبح خواب نرفتم مامانم چند روز قبلش پیش بود دوسه روز رفته بود خونشون که کارهاشو انجام بده بر زایمانم بیاد که همون شب زنگ زد اومد پیشم صبح ساعت ۶ حرکت کردیم بسمت کرمان من با آمادگی کامل ولی آقام و مامانم نه من کل وسایلم برداشتم اونا میگفتن میریم برمیگردیم تا روز زایمانت ۱۰ روزه زوده هنوز وقتی رفتم پیش دکتر گفت بچه کامل اومده پایین دهانه رحمتم نرم شده آماده زایمان هستی اصلا نمیتونی برگردی خطر ناکه
مامان شهراد👑❤️ مامان شهراد👑❤️ ۱۲ ماهگی
بچم خوابیده،
بیاید براتون تعریف کنم،
بچم ۵شنبه شب تب کرد و با توجه به نظرات دوستان من تبشو با پاراکید و شیاف کنترل کردم،چون بچه زیر یکسال بود درمانگاه ها نمیپذیرفتن،
دیروز مامانم گفت بچه رو بیار اینجا و ما رفتیم و بابام شروع کرد به حس گناه دادن به من و هوچی گیری،
گفت تو مادر نیستی،بچه تب داره،بماند که شام نخوردم و بابام پاشد گفت بپوش بریم دکتر شما پدر و مادر بیخیالید،منم انگار افکار بابام ترسو تو جونم کاشت،
بردم درمانگاه و گفت ویزیت نمیکنیم ،بابام رفت تو به دکتر گفت بچمون تب کرده حالش بده،اون دکترم گفت :وای ی ی ببرید بیمارستان کودکان مفید،الان اورژانسی براش آزمایش مینویسم،تبشو با پاراکید و شیاف کنترل کن تا فردا،
آزمایش نوشت و بابام گفت بریم بیمارستان،ما رفتیم بیمارستان و اونجا گفت دکتر اطفال الان نداریم و عمومیه و اونم بچه نمیبینه،
رفتیم آزمایشگاه بیمارستان و اونم گفت ما درصورتی آزمایشو میگیریم که الان بستریش کنید،
بعد گفتم به بابام گفتم بچه ی من مشکلی نداره که بستریش کنم،الانم اگه تا این مرحله آوردمش فقط خواستم بهت ثابت کنم بیخیال نبودم و همه میگن تبو کنترل کن تا دکترش بیاد…..
امروزم بردم دکتر خودش،گفت یه سرمای کوچولو خورده و تب برای اونه….
#پدربزرگ و مادربزرگا دلسوزن ولی بنظرم هر پدر مادری خودش بلده بهترین تصمیما رو برای بچش بگیره،
اونا جز استرس و دلشوره داردن به والدین هیچ کمکی نمیکنن،
وقتی بچتون تب میکنه:
۱/استرس نگیرید و با آرامش با بچه برخورد کنید
۲:با استامینوفن تبشو کنترل کنید تا با دکتر خودش مشورت کنید،
بیمارستانم بنظر من نرید چون میخوان از کاه کوه بسازن و بچه هامونو موش آزمایشگاهی کنن
مامان مهیار مامان مهیار ۱۰ ماهگی
خوشحالم امشب
من همیشه بخوام جواب یکیو بدم حتی ساده ترین چیز هم باشه گریم میگیره ولی امشب نه
امشب ما خونه مادر شوهرم دعوت بودم اونم شام قیمه گذاشته بود پر ادویه و تند بعد هی قایمکی به میکرد میزاشت دهن پسرم 😐😐😐😐
بعد من گفتم مامان نده خوب نیست براش بعد اونم گفت که پس چرا خودت میدی بهش خوبه من میدم بده
بعدشم اینم بگم که همه جمع بودیم منم آروم و با خنده گفتم که مامان جون من فرنی و پوره میدم تازه یه بار هم سوپ دادم ولی این ادویه داره
بعد هی پسر کنه پسر کنه راه انداخت و چند بار زیر لب طوری که خودم بشنوم گفت بچه کنه پسر کنه به تو ربطی ندارد من چی میدم بهش 😤😤😤😤
منم برای اولین بار گفتم پسر شما اونه هاش نشسته روبه روی شما پسر منم اینه اختیار همه چیش دست کنه نه شما شما چند سال بچه داری تو کردی کسی هم کاری به کارتون نداشته لطفا بزارین منم اونجوری که می‌دونم بچمو بزرگ کنم 😮‍💨☺️
اصلا انتظار نداشت جوابشو بدم کپ کرده بود شوهرم هم پشتم در اومد و گفت اینقدر تو زندگی من دخالت نکنین😍😂💃🏻
و من خوشحالترینم....
کولیک رفلاکس بچه شیرخواره شیرخشک کودک رفلاکس