سلام خانم من دیابت داشتم انومالی همه چی بچه خوب بود ولی چون دیابت بارداری داشتم سر دوشون گفت دکتر سونو برم اکو قلب جنین منم رفتم گفت ۸۰ درصد ش دیدم خداروشکر سالمه قلبش و ۲۰ درصدش وقتی دنیا اومد بیا ۱ ماهگیش تا ببینم رفتم دید گفت خداروشکر سالمه ولی یه سوراخ خیلی ریز داره و باید ۶ ماهگیش بیاریش اگه برطرف شد که خب خداروشکر اگه نشدم چیزی نیست مشکلی نداره و بیشتر بچه ها سوراخ قلبشون داره بعد دنیا اومدن برطرف میشه ومن یه هفته پیش دوباره رفتم اکو بردمش گفت سوراخ هنوز هست خیلی کوچک تا یکسالگی برطرف میشه حتما نترس آخه من خیلی ناراحت شدم گفتم شما گفتین برطرف میشه تا ۶ ماهگی گفت خیلی ریزه در حدی که فکر کن اصلا نیست در این حد ریز هست والان رفتم تو گوگل زدم نوشته علائمش اینه بچهتو خواب که شیر میخوره عرق میکنه رشد نداره بچه و زودم خسته میشه و دخترم این علائم ها داره چیزیه یعنی اینقدر دلم میخواد گریه کنم چرا این دخترم سوراخ تو قلبش شوهرم میگه وقتی دکتر گفت فکر کن نیست یعنی هیچی نیست و اگر بود بچه را می‌فرستاد آزمایش و دارو میداد گقتم آره دیدم یه بچه را گفت برو عمل و یه بچه را فرستاد آزمایش دعام کنید همین حالا دارم گریه میکنم تو گوگل علائم هاش همین هاس

تصویر
۴ پاسخ

نگران نباش دختر منم قلبش سوراخ هست رفتم اکو گفت بعداز به دنیا اومدن بیارش گفت حتی اگر نیاریش هم مشکلی نیست قلب بچه تا۷سالگی تو رشد هست اینو دکتری گفت که اصلا وقت نمیشه بری پیشش اینقدر سرش شلوغه کارش عالی نگران نباش

عزیزم اصلا نگران نباش تو گوکل بنویس علایم سرما خوردگی میگه تنگی نفس و گاهی مرگ 😂 راه حل شما اینه حتما به یه دکتر دیگه مراجعه کنی هم فال هم تماشا اگه تهران نیستی برو تهران هم گردش هم یه دکتر ببرش تا خیالت راحت شه نگران نباش گلم

وقتی شما حرف پزشک رو قبول نکردی و مرجعت شده اینترنت و مجازی ما چی بگیم خواهر!🫣

عزیزم دختر منم دنیا آمد قلبش سوراخ داشت الانم که ۴ سالشه هنوز سوراخ هست ولی به نسبت قبلش خیلی کوچک تر شده و مشکلی توی رشدش نداشته نگران نباش چیز حادی نیست

سوال های مرتبط

مامان دوقلو کوچولوها مامان دوقلو کوچولوها ۱۰ ماهگی
پارت سی و سه
شب قبلش با این فکر که شاید دیگه‌نتونم بچه بیارم نابود بودم
یهو یه دکتری رو دیدم اونجا
باهاش حرف زدم چون سری قبل تو اتاق عمل بود
برام توضیح داد که ای وی اف حتی لوله هم نداشته باشی ممکنه‌‌ و نگران‌نباشم
( یه توضیح در مورد عمل بگم، لاپاروسکوپی
چندتا سوراخ رو‌شکم میزنن که دوربین و یه چی دیگه رو رد کنن، سری اول که رفتم یهو یه دکترا اومد گفت یه دستگاه جدیده اگه بذاری روت امتحان کنن هزینه خیلی هم نمیگیریم، اما بجا سوراخ از رو شکم از پایین وارد میشه، منم چون اصلا دلم‌نمیخواست شکمم سوراخ بشه با کله قبول کردم، این بارم همون عمل رو‌ میخواستم)
تو اسانسور بیمار بر بودم که رسید
بهش گفتم تقصیر توئه من اینجام
حالا تقصیری نداشت من تو حال خوبی نبودم یه چیزی گفتم
ولی بنده خدا تا مدت ها این صحنه و حرف من آزارش میداده
( نمیدونم شاید اون شل کننده عضله وقتی نمیدونستم حامله امو زدم باعث این داستان شد یا چیز دیگه ای بود)
خلاصه همه چی دوباره تکرار شد و متاسفانه اون یکی لولمو هم از دست دادم
حامد در مورد اون لوله‌نمیدونست
این‌وسط تازه فهمید خیلی عصبانی شد اما هیچی نگفت‌بهم
بعد ها گفت اگه‌گفته بودی من قبل اقدام خیلی بیشتر دکتر میبردمت
اما من دکتر رفته بودم همه ازمایش هارو انجام داده بودم

بارداری، پوشک، شیر
مامان مهدی مامان مهدی ۱ سالگی
من چقد نق مق میشنوم از اینکه چرا شبر خودتو بهش نمیدی
خب میگم شیر ندارم بدم نه حتما بهش ندادی بهش سینتو ندادی تا بمکه گفتم شیر نیست اخه گریه میکنه گشنشه چرا بچمو اذیت کنم
میگه مادرای امروزی همینن داری بچمو گول میزنی گناه داره داری گناه میکنی حیف بچه نیست ؟تو راحتی خودت میخوای
میخواستم جوابش بدم هیچی نگفتم بعد پدر شوهرم گفت چرا حرف سرت نمیشه تو ،چیکارش داری هر شیری میخوره بخوره باز گفت نهههه بچم‌گناه داره خودش که نمیدونه مادرش داره گولش میزنه داشتم حرص میخوردم که شوهرم گفت مامان اصلا شیر نداره بچمم گشنش میشه گفت من میدونم که بهش سینشو نداده فکر راحتی خودشه فکر بچه نیست ک اینبار تا دهن باز کردم بگم به خودم مربوطه برادر شوهرم گفت بتوچه میخواد شیر خودش بده میخواد شیر خشک بده بچه خودشه بچه تو هم نیست هی میگی بچم‌بچم خودش میدونه چیکار کنه باز میخواسن بگه پدر شوهرم گفت بسه دیگه به منم گفت پاسو پاشو برو خونه مامانت بهتره شوهرم گفت اره پاشو منم دیکع وسایلم جمع کردم رفتم
خداروشکر حداقل اینا جوابش دادن و الی الان من از حرص خوردن سکته کرده بودم