۱۱ پاسخ

سلام عزیزم خدا قوت
اگر از لحاظ مالی مشکل ندارین و درامدتون تامین کننده در امور دخل و خرج زندگی نیست ؛ بهترین کار این هست که کنار دخترتون وقت بگذرونین
من به عنوان یه مامان شاغل که پسرم ۵ ساله است از ۶ ماهگیش من سرکار میام و اکثر وقتا توان و انرژی ندارم باهاش وقت بگذرونم همه فکر و ذکرم خورسندی و شادی پسرمه اما چاره ندارم و باید کار کنم ؛ بهتون میگم اگر از لحاظ مالی مشکلی ندارین بهترین کار موندن کنار دخترتونه عزیزم

ب نظر من ک قبول کنید برگردین
جدا از بحث مالی
هم خودتون دوباره احساس استقلال بهتری پیدا میکنید هم اینکه زمانی رو دور از خونه و بچه و روزمرگیتون میگذرونید ک ب شدت توی روحیه تاثیر دارع
هم اینکه بعدا دخترتون ب شما و تلاشاتون نگاه میکنه و خودشم سعی میکنه مستقل بار بیاد الانم از اون موقعیت حساس نوزادیش در اومده و ۲ سالشه ب نظرم میتونه دوری از مادر رو درک کنه

حتما سرکار برو
بچتم بزرگ میشه
حیفه کارتو از دست بدی
مردم سر و دست میشکنن برای کار

همیشه یک تصمیم علیه دیگری است

کارتون چی هست ؟ اگر موقعیت خاصی نیست و صرفا چون به محل کارتون عادت کردید صرف نظر کنید و بعد مجدد دنبال کار باشید کار همیشه هست ولی دخترتون دیگه به این سن برنمیگرده و با توجه به ساعت کاری که گفتید حتما شخصی هست تجدید نظر کنید و دنبال جای دیگه باشید 🫶

اینجا همه نظرات شخصی میگن روحیه خودتون رو بهترازهرکسی میشناسین قطعا نظر شخصی منم اینه اگه میتونین صحبت کنین از حقوق کم کنن ودرعوض ساعت کاری هم کمتر بشه یه مقدار سبک تر بشین و برگردین به موقعیتتون چون من خودم به شخصه بااینکه دغدغه اصلیم کارمه ازحالا دارم دنبال پرستار مطمعن میگردم که بعد زایمان برگردم به موقعیت قبلیم چون خیلی براش زحمت کشیدم پول توی جیبیم از پدر مادر همسر وبچه جلوتره برام چون دیدم که میگم

اگر دولتی باشه که میتونن مرخصی بگیرن

کارتون دولتی بود؟

منم همین مشکل شمارو دارم الان دو هفته است به شدت درگیرم.با دو تا روانشناس هم صحبت کردم میگن کنار بچه ات باش ولی من ته دلم هنوز میخوام برم سر کار و خیییلی برام سخته .تا ۳ روز دیگه هم باید نتیجه رو اعلام کنم بهشون و واقعا سردرگمم

بنظر من حتما برگرد سر کارت
منم اوایل خیلی برام سخت بود میگفتم چه جوری من پنج شش ساعت دور باشم از بچم.ولی فقط سه چهار روز سخت بود.واقعا مادر به چند ساعت دوری از کارای روزمره و تکراری هر روزه نیاز داره
بعدا قطعا پشیمون میشی که چرا کارتو از دست دادی

مامان یا مادر شوهر نزدیک نیستن ؟

سوال های مرتبط

مامان آنیتا مامان آنیتا ۳ سالگی
هنوز نخابیدم و بیدارم،چقدر خودمو سر زنش کنم از این زندگی خسته کننده چرا واقعا ،دیگه کم آوردم از دست مرد لجن،خدایا نمی‌دونم چه کاری کردم که این مرد رو قسمت با من کردی،از زندگیم خسته شدم واقعا خیلی دردا تو دلم هست خیلی خیلی 🥺🥺شدم از سنگ شدم آهن تو این زندگی چرا همون دو سال نیم پیش طلاق نگرفتم منکه همه کارام کرده بودم چرا برگشتم مجدد که بچه بی گناه طفل معصوم بیاد تو این زندگی به خاطر بچم کوتاه بیام و چیزی نگم بشم دیوونه روانی عقدهای که از طرف شوهرم تو دلم هست بخام سر این طفل خالی کنم،خداااااااااااااااااااایااااااااااااااااا بفهم کم آوردم،عصبی شدم تو این زندگی چند سال همش سر این بچه خالی میکنم درسته کنترل میکنم ولی مجدد نمیتونم.شبی بچم آورد بالا آب پرید گلوش بعد استفراغ کرد من عصبی شدم لحظه که آورد بالا بهش گفتم آنی به خاطر همین کارات هست عصبی میشم جیغ میکشم بعد چند ثانیه تموم شد چهرم خب عصبی بود متوجه شده بود، دراز کشید بعد چند دقیقه صدایی شنیدم از زیر پتو نصف صورتش زیر پتو بود،بعد یه ۲۰دقیقه پتو رو کشیدم کنار از صورتش گفتم خفه نشه دیدم خدایا استفراغ کرده بوده چیزی نگفته بود تو همون استفراغ خوابیده😔😔😔وای که زدم زیر گریه تا همین الان خوابم نمیبره چقدر لعنت کردم خودمو،و به شوهرم گفتم ببین اشغال اینا اثرات تو هست رو مغز من تاثیر گذاشته که من رو بچه خالی کنم و حالا اینجوری بشه باید دندون درد رو بکشی بنداری،پوز خنده زد و خوابید،حالم از خودم بهم میخوره چقدر مادر بدی هستم و احمقی😔😔😔😔،تاریخ۱۴۰۴/۰۴/۰۴تلخ ترین خاطره