۷ پاسخ

خب عزیزم برو مادرت هم اگر شرایطشو داره باهات بیاد ن ک زندگیتو خراب نکن برو سرزندگیت

الان که دیره ولی ای کاش با این اخلاقیات دوتا بچه نمیاوردی.الانم باید کنار بیای و حساس نباشی.آدم بی مسئولیت و هرچی بگی بازم آدم نمیشه

بگو نمیتونم بیام
هر وقت دوست داشتی زن و بچه ات بیان خونه بیا دنبالمون

عزیزم من خودم ب شخصا بدون شوهرم طاقتم نمیاد حتی اگ حالم بد باش فاصله خونه خودم مامانمم ۱۰دقیقه اگ شوهرم خون شب بمونه من خون مامانم شب بخابم اون شب بهش زهرمیکنم دست خودم نیس میگم منم میام خون میگ بموت یکم تالت بهتر بشه ولی نمیتونم

برای من خیلی کمکم کرد تا الان ولی بهم خیانت کرد

بهش بگو منتظر میمونم بیای دنبالم هر موقع دوست داشتی بیا

ولش کن بابا خودتو نی نی مهمین الان مردای ایرانی هیچ درکی از زن ندارن همشون همینن

سوال های مرتبط

مامان لوبیا 🌸 مامان لوبیا 🌸 ۳ ماهگی
متاسفانه سخت تر از سزارین، تجربه NICU بود. بچه من رو اصلا نیاوردن تو اتاق 😢 گفتن ناله داره و بردن مستقیم زیر اکسیژن. فقط همسرم احازه داشت بره اونجا و ببینتش، بقیه خانواده حتی اجازه سوال پرسیدن نداشتن. بعد از چند ساعت که چندبار اومدن و شکمم رو فشار دادن (متاسفانه این قسمت خیلی درد داشت، حتی با پمپ درد) اومدن داخل اتاق سوند رو کشیدن (من واقعا اذیت نشدم، برای گذاشتنش هم صبر کردن بی‌حس شم بعد گذاشتن) بهم گفتن باید بیای پایین و راه بری. فکر کنم سخت ترین بخش کل زایمان اولین بلند شدن بود. واقعا مرگ رو جلو چشمم دیدم 😭 ولی باید راه میرفتم تا برم NICU و بچم رو ببینم.. روز بعد که ظهر مرخص شدم، بهم گفتن باید بیای بری و شیر بدی هر ۳ ساعت. که واقعا با اون شکم اذیت شدم تو این رفت و امد، البته اتاق مادران داشتن و می تونستی اونجا بمونی و استراحت کنی. کلا از اون بخش راضی نبودم اصلا و بچه ام رو هم الکی نکه داشتن دو روز، حتی زردی هم نداشت و زیر اکسیژن نبود روز دوم. تقریبا روز سوم با دعوا تونستم مرخصش کنم و بیارمش خونه