۱۵ پاسخ

حسم تا الان بدههه
کاش خوب بشم
حالم یجوریه
شاید بخاطر گریه های وحشتناک دخترم باشه نمیدونم هرچی هست حالم خوب نیست

من هیچ حسی جز درد نداشتم
فقط داشتم گریه میکردم تا چهار روز 😑

وواقعا بارداری سختی دارم خودمو تکون میدم شکمم کمرم دردمیکنع خیلی خسته م

ومنی که بازدوباره استرس زایمان گرفتم بچه سومم ولی خیلی میترسم همش دوست دارم ایندفعه سز بشم

عزیزم دکترت کی بود؟ هزینه گرفت خودش اومد بالا سرت؟

من دوران بارداری خوبی داشتم با اینکه با استرس گذشت و تا زمان زایمان دل تو دلم نبود اما بعد از زایمانم دقیقا وقتی بی‌حسی بخیه هام تموم شدن و راهی خونه شدم حالم یهویی عوض شد کلی ادم دورم بودم ک هرکدوم ی نظر داشت راجب شرایط بچه هورمن های افتضام دردای بخیه ناتوانیم خونریزی زیادم بی‌اشتهاییم نگهداری بچه از اینکه خجالت میکشیدم مادرم یا خواهرم کارای شخصی منو انجام بدن همه‌همشون برام خیلی بد بوددد با اینکه شوهرم و خونوادم هیچی برام کم نزاشتن از همه لحاظ اما بازم من احساس بدی داشتم حتی تا ی مدت حسی به پسرم نداشتم 🥲تا وقتی ک رفتم خونم و تا چند روز اول خیلی سخت تر از شرایط بعد زایمانم بود اما واقعا شیرین ترین لحظه های من بعد از زایمان بودن خودم به خودم میرسیدم پسرمو خودم نگهداری میکردم و حس واقعی مادرشدن اونجا بود

تو بارداری حالم خیلی خوب بود
سعی میکردم همش آرامشم رو حفظ کنم
همسرم هم همراهیم می‌کرد

بعد زایمان یه جوری شدم
خواب درست ندارم
دوست دارم دورم خلوت باشه
دوست داشتم همسرم میتونست صبح تا شب پیشم باشه

دوست ندارم کسی جز چند نفر معدود نزدیک بچه م بشن
استرس میگیرتم
همش‌میگم چجوری بزرگش‌کنم
خیلی کوچولوعه😢
دیشب یهو رقتم بغل همسرم زدم زیر گریه که چقدر بچه داری سخته

تازه الان کمکم هستن
ده روز دیگه تنها بشم نمی‌دونم چیکار کنم😕

مرسی گلم

والا من عجیب غریبم به روز خوبم یه روز بد همش دلتنگ روزای بارداریمم خودمم که شکمم اویزون شده ناراحتم ولی شیرینه حوصله هیچکسم ندارم ب زور همه رو تحمل میکنم همیشه که تنها هستم یکی میخواد بیاد پیشم غصم میگیره نت دوس دارم جایی برم نه کسی بیاد هر جا هم برم با پسرم تنها برم 🫤

من دلم میخاست و دلم میخاد تنها باشیم همش خونه خودمون باشیم هیچکس نیاد خونمون اما شدنی نییست💔😅
مامانم اینا با شوهرم قهرن خونواده خودم اصلا خونمون نمیان دلم میخاد اونا بیان نمیشه🙂💔 دلم میخاد برم خونه بابام اینا حداقل یه شب بمونم شوهرم میگه نه دوساعت میری میام دنبالت اصلا دارم نابود میشم و هیچ کاری هم نمیتونم کنم

تجربه زایمانت رو میگی عزیزم

تا ده روز بی دلیل گریه میکردم چون دخترمم سینمو نمیگیرغت بیشتر ناراحتیم به خاطر اون بود

با وزن یک نیم کیلو

تا ده روز همش بی دلیل گریه می‌کردم

سلام من بچم ۳۴هفته دنیاامد

سوال های مرتبط

مامان توت فرنگی🍓 مامان توت فرنگی🍓 روزهای ابتدایی تولد