۹ پاسخ

عزیزم اول اینکه یعنی چی هرچی میخورد و نه نمی‌گفت یعنی شما با این سن لقمه بچه رو میشمردی بعد هم هر بچه ای یه مدله اینکه پسر شما مظلومه دلیل نمیشه بچه طفل معصوم یکی دیگه رو برچسب بزنی بهش خوبه یکی به بچه شما برچسب بزنه یاد بگیریم مقایسه نکنیم عزیزم

اصلا تو این سن شما نمیتونی آموزش دفاع کردن از خودش رو بهش بدی بهترین کار اینه که حواست بهش باشه و نذاری بچه دیگه ای بهش زور بگه و به اون بچه بگی که مثلا ما کسی رو نمیزنیم میتونیم توپ رو بزنیم پرت کنیم و این حرفا و اگه دیدی باز وارد حریم بچت میشه بچه رو ازش دور کنی

دختر منم مثل بچه ی شماست🥲

نه عزیزم دخترا تو این سن شرو شورترن.
لجبازترن.زورگوترن
پسرا آرومتر
بعدش برعکس میشه
چون دخترا زودتر به بلوغ میرسن

وقتی میگه بگو خودت برو بگیر وسیله خودته مامان نمیتونه

بچه ش چند سالش بود

عزیزم خب ذاتا بعضی بچها آروم ترن نسبت به بچهای دیگ
ولی من یچیزیو میدونم که نباید به بچه وقت تعامل با بقیه خیلی تذکر بدیم و منع کنیم مثلا بگیم نکن نرو بشین بزاریم خودش از پس خودش بربیاد من اینو واقعا پیش گرفتم و جواب بوده برام

بچه آروم وخجالتی هست نگران نباش خوب میشه دخترا از همه نظر زودتر رشد میکنن بلوغ فکری وایناشون بیشتر اما ایشون یه کمی یاغئ تشریف داشته

پسر منم همینطوره
نمی‌دونم چه بکنم

سوال های مرتبط

مامان زهرا کوچولو مامان زهرا کوچولو ۲ سالگی
اینقدر حالم بده دلم میخواد بمیرم😭😭😭

ما دو هفته یکبار با دوستامون دور همی داریم، ثابت خونه یکی مون، وای گاهی بنده خدا شرایطش رو نداشته باشه میگه کی می‌تونه این هفته قبول کن اونجا باشیم، منم این هفته قبول کردم.
از صبح همه خونه رو تمیز و مرتب کردم،
اینم بگم پذیرایی با من نبود. یه حساب مشترک داریم هرمی دنگ خودش رو می‌ریزه ، هر هفته یه نفر شیرینی و میوه میخره!
یکی از دوستام قبل اومدن زنگ زد گفت طیبه همسرم امشب شیفت شبه،غذا هم از نهار کلی مونده با خودم میارم،
(ما قبلا خیلی نهار و شام خونه هم می‌رفتیم ،
گاهی با همسرامون، گاهی خودمون)
منم تو رودربایستی گفتم حالا فعلا بیا...
ولی از لهنم متوجه شد مشتاق نبودم بمونه،
دیدم اومده با خودش کلی غذا آورده،
بعد اینکه همه هم رفتن موند...
پسرش از زهرای من چهار ماه بزرگتره،
وای نگم که چه بچه ی شیطونی بود😭
به زور اسباب بازی های زهرا رو می‌گرفت،
هُلش میداد، با دوچرخه می‌رفت طرفش بترسونه،
همه ش هم می‌گفت من باید زهرا رو بزنم!
چند بار جلو خودمو گرفتم،
ولی دیگه این آخرا تشر میرفتم،
ولی انگار نه انگار...
تو روم نگاه میکرد و زهرا رو میزد،
حالا فکر کنید دو یه ساعت زهرا فقط جیغ میزد و گریه می‌کرد!
بخدا دیوونه شدم امشب 😭😭😭
لعنت به من اینقدر رُک نبودم از اولش بگم نیا...
ساعت خواب بچه م بهم ریخت ،
یه لقمه شام نخورد،
آخر شب هم با گریه خوابید😔
بمیرم برای بچه م😓