اینقدر حالم بده دلم میخواد بمیرم😭😭😭

ما دو هفته یکبار با دوستامون دور همی داریم، ثابت خونه یکی مون، وای گاهی بنده خدا شرایطش رو نداشته باشه میگه کی می‌تونه این هفته قبول کن اونجا باشیم، منم این هفته قبول کردم.
از صبح همه خونه رو تمیز و مرتب کردم،
اینم بگم پذیرایی با من نبود. یه حساب مشترک داریم هرمی دنگ خودش رو می‌ریزه ، هر هفته یه نفر شیرینی و میوه میخره!
یکی از دوستام قبل اومدن زنگ زد گفت طیبه همسرم امشب شیفت شبه،غذا هم از نهار کلی مونده با خودم میارم،
(ما قبلا خیلی نهار و شام خونه هم می‌رفتیم ،
گاهی با همسرامون، گاهی خودمون)
منم تو رودربایستی گفتم حالا فعلا بیا...
ولی از لهنم متوجه شد مشتاق نبودم بمونه،
دیدم اومده با خودش کلی غذا آورده،
بعد اینکه همه هم رفتن موند...
پسرش از زهرای من چهار ماه بزرگتره،
وای نگم که چه بچه ی شیطونی بود😭
به زور اسباب بازی های زهرا رو می‌گرفت،
هُلش میداد، با دوچرخه می‌رفت طرفش بترسونه،
همه ش هم می‌گفت من باید زهرا رو بزنم!
چند بار جلو خودمو گرفتم،
ولی دیگه این آخرا تشر میرفتم،
ولی انگار نه انگار...
تو روم نگاه میکرد و زهرا رو میزد،
حالا فکر کنید دو یه ساعت زهرا فقط جیغ میزد و گریه می‌کرد!
بخدا دیوونه شدم امشب 😭😭😭
لعنت به من اینقدر رُک نبودم از اولش بگم نیا...
ساعت خواب بچه م بهم ریخت ،
یه لقمه شام نخورد،
آخر شب هم با گریه خوابید😔
بمیرم برای بچه م😓

تصویر
۱۰ پاسخ

سر این میخای بمیری😐😑بچه اس دیگ
باید نه گفتنو یادبگیرین

الان که اینهمه مریضی زیاد شده به نظر من دورهمی رو کنسل کنید مخصوصا که بچه کوچیک داری گناه داره چرا باید این همه اذیت بشه

من بچه خواهرم چندبار اینکارو کرد تا پای بحث رفتیم من نمیتونم قبول کنم

کالا برگ ها واریز شده واسه ما که دهک 2هستیم خبری نیست هنوز

انشالله

خیلیم خوب میشه چون واقعا وضعیت خوبی نیست

به نظرمن اینجور دورهمی خب نیست مخصوصا کسی که بچه کوچک داره با بچه سرکله زدن یه طرف پذیرایی کردن یه طرف کلا نظم خونه بچه به هم می ریزه سالی یبار خوبه (نظر شخصیمو گفتم )

سعی کن نه گفتنو یاد بگیری

ینی مامانش هیچییی بهش نمیگفت

خب مامانش چرا دعواش نمیکرد بچه بشینه سرجاش

سوال های مرتبط

مامان تربچه مامان تربچه ۳ سالگی
مامان سامی مامان سامی ۲ سالگی
توروخدا رد نشین اگ تجربه دارید به یه مادر خسته و افسرده کمک کنید
پسرم خوب حرف نمیزنه به کنار از اینکه میگم نکن نمی‌فهمه
همه وسایل خونه جمع کردم از کوچیکی که کنترلش سخت بود ولی میبینم میرم خونه دوستام که بچه پسر همسن پسرم دارن حتی کوچکترین دکوری سرجاشه ولی من حتی مبلا رو برعکس کردم از بس خستم میکرد می‌رفت روشون و یهو از تاجشون خودش مینداخت و خستم کرد کوچیکترین تا بزرگترین چیزا جمع کردیم.... میریم خونه مادرشوهرم در کابینا باز می‌کنه هر چی دست میزنه ولی بچه همسنش دیگه این درک پیدا کرده دست به کتری در حال جوش رو گاز نزنه و طرف گاز نره و مادرشوهرم و بقیه مارو آخرش بیرون میکنن و یا طوری رفتار میکنن من غصه میخورم با حرفاشون.... خستم کم آوردم در حد کشت الان گریه کردم ... با پوشک اذیته ولی من میگم اینکه نکن رو نمیفهمه اگ روزی از پوشک گرفته نشه چی و فک میکنم درک نمیکنه اقدام نمیکنم..... گاهی میگم باهوشه گاهی هم گیج میزنه....
اینقدر عصبی میشم گاهی جیغ میزنم و نیشگون میگیرمش بعد دق میکنم... خستم همش دلم میخواد خونم مثل خونه دوستام همشون مرتب یا پسرم جایی می‌ره دست نزنه... کسی تجربه برای کنترل این بچه داره؟؟؟؟
#فرزند پروری #پوشک