۲۰ پاسخ

اتفاقا دیدار هارو زیاد کن بزار بیاد ببرتش بیرون بچه ات حس پدر داشتن رو تجربه کنه قرار نیس چون همسر بدی بود بابای بدی هم برای بچه ات باشه .بزرگ شد بیشتر کمبود پدرش رو حس می‌کنه

وقتی میبینی شوهرتو هوایی نمیشی؟🥹🥹😭

تا وقتی ازدواج نکرده موردی ندارع اونم بچست دلش میخواد.پدر ومادرش رو کنار هم داشته باشه

قط کن نزار ادمه نادرست دوباره بخودش فرصت بده ک کنارت باشه

عزیزم ببخشید ی سوال دارم شما که جدا شدید جدایی چجوره بعدش ؟ درآمد دارید شما ؟ از نظر روحی میشه شرایط تحمل کرد و بچه رو تنها بزرگ کرد بدون پدر
منم میخام جدا بشم

عزیزم میشه جوابموبدی؟؟چجوری باطلاق کناراومدی؟؟؟کسی بودحمایتت کنه؟خودت درآمدداری؟؟؟واینکه دلت تنگ نشد وسخت نبود؟؟تاپیکاموبخونی منم خیلی مشکل دارم

بخاطر بچه طوری نیست
من گاهی فک میکنم شوهرم مثلا پسرمو نمیبره زیاد بیرون اصلا پدر خوبی نیسو یا داد میزنه سرش پدر خوبی نیست
ولی پسرم با عشق دوسش داره
میگم بریم بابا رو بزنیم داد زد سرت میگه ننننههه
شاید از نظر ما همسر خوبی نباشن یا پدر خوبی نباشن ولی از نظر بچه هاشون بهترین بابای دنیان

بهتره نری ک فریبت بده

اره بچه گناه داره

مامان علیسان تازه جدا شدی ؟تنها زندگی میکنی؟

بنظرم بخاطر بچت اشکال نداره

سلام خانومی ببخشید میشه بپرسم خیانت همسرتون رو چجوری متوجه شدین یا در چه حدی بوده خیانتش؟؟البته شرمنده

ببخشید اینو میگم ولی چجوری تونستی بچه رو ازش بگیری؟

ادم نشده ؟ پشیمون نبس

باید باشه بخاطر بچه

بخاطر بچه باشه چقد سخته برای بچه پدر مادر جدا ...الان خونه پدرتی خوبی

بنظرم کار خیلی خوبی کردی شما دیگه با اون ادم تموم کردی الان فقط پدر بچته و گاهی بخاطر بچت تحملش کن

عزیزم بچه گناهی نداره.
گاها باشه پدرشون ولی تایم کوتاه که دچار دوگانگی نشه

کارتون صحیح پیش هم بمونید منتهی اگ دوباره ازدواج کنید شرایط سخت میشه

اگ شوهرت مخالف نیس اشکال تداره

سوال های مرتبط

مامان صدرا مامان صدرا ۲ سالگی
سلام عزیزان
من از دو سه روز قبل از ج ن گ یه درد بدی تو کمر و پای چپم گرفت دیگه نتونستم حرکت کنم بعد از کلی دکتر و ام ار ای نظر همشون اینه که باید عمل کنم چون یه دیسک پاره شده و دو تا هم بیرون زده اون یه دونه پارگی باید عمل بشه
زندگیم هم مختل شده از همون موقع تا الان طبق نظر دکتر استراحت مطلق هستم اصلا کنترل همه چی از دستم در رفته همه زندگی و بچه رو همسرم و دو تا خانواده‌ها دارن کمک میکنن که اداره کنم
از طرفی این شرایط واقعا اذیتم کرده حس میکنم دیگه اختیار خونه زندگی دستم نیست از اونور هم همشون دکترا گفتن عمل باید کنی
من واقعا دوست ندارم جراحی کنم ولی خوب اینجوری هم اصلا نمیتونم پنج دقیقه هم سر پا وایسم
حالا الان میخواستم بدونم تو خودتون یا اطرافیان تجربه ای از این جراحی دارید که نظرتون رو بدونم بعد بتونم تصمیم بگیرم
الان واقعا شرایط بدی دارم اما حس میکنم عمل کنم هم میشم یه آدم آسیب پذیر ضعیف با کلی محدودیت که نمیتونم راحت زندگی کنم
فرزند پروری شیر خشک این چه بود دیگه من گرفتارش شدم پوشک زندگی سخت فرزند پروری پوشک شیر خشک بچه داری خونه زندگی
فرزند پروری شیر خشک پوشک
مامان علیسان مامان علیسان ۲ سالگی
مامان ماهان مامان ماهان ۲ سالگی
مامانای گل من بیست روز پیش پسرمو از شیشه ش جدا کردم و دیگه بهش ندادم حدود یک هفته خوب بود بعدش کم کم بهانه گیری هاش شروع شد هر روز بد و بدتر شد، هزار تا خوراکی براش خریدم هر روز پارک و خانه بازی و شهر بازی بردم ولی امروز دیگه پشیمون شدم و شیشه ش رو بهش دادم، می‌دونم اشتباه کردم ولی دیگه روانم اینقدر بهم ریخته بود شب نشستم گریه کردم از بس بخاطر هیچی فقط مدااااام ناله و گریه میکرد، بعد من چون پسرم غذا نمی‌خورد از شیشه گرفتم که غذا بخوره که بدتر شد نه غذا میخورد نه شیر پاستوریزه فقط یکسره یا آبمیوه یا بستنی یا کیک که کیکم در حد دو تا لقمه کوچولو. دلم به حالش خیلی سوخت دیدم داره آب میشه کلا پشیمون شدم. اصلا داشت از دوری شیشه ش دور از جونش دق میکرد بچم🥲🥲🥲
امروز منو ب مرز جنون رسوند دیگه شب با همسرم صحبت کردیم تصمیم گرفتیم فعلا باز بهش شیشه رو بدیم. واقعا در خودم و ظرفیتِ روانم نمی‌بینم اینهمه نق زدن و بهانه گیری و ناله ی بی وقفه رو بخاطر ی شیشه تحمل کنم. به همسرم میگم سنمون هم بالاست کم حوصله ایم بخاطر اونم هست.