۴ پاسخ

من یه بار پسرم چشاش شدیدن قرمز شده بود
عفونت بود یا الرژی نمیدونم قطره میریختم براش
بعد خونه مادرشوهرم بودیم پسرم رفت دست زد به دمپایی دسشویی
منم داد زدم سرش بردم گذاشتمش اونورتر
بعد شروع کرد گربه کردن
پدرشوهرم رفت تو اتاق درو محکم کوبید
از اونور مادرشوهرم فاز نصیحت برداشت که بچه ها حساسن فلانن
گفتم این چشمش عفونت کرده بزارم دستشو بزنه ک بعد بماله ب چشمش بدترشه ازونور بابا همچین طلبکارانه نره درو محکم بکوبه انگار من حیوونی چیزیم خوبه؟

وای اره میفهمم چی میگی بعضی وقتا واقعا دیگه تحمل ادم تموم میشه
بقیه هم فقط میرن رو مخت ک چرا اینجوری رفتار میکنی

وا عزیزم باید تحمل داشته باشی دیگه
یه وقتایی بچه ها هم اذیت میکنن تو ماشین
بنده خدا بابات چه گناهی کردن

اخ گفتی واقعا سخته من درکت میکنم

سوال های مرتبط

مامان آدریَن❤️ مامان آدریَن❤️ ۱۵ ماهگی
من امشب خیلی خستم هست. از صبح بیدار میشم باید پای بچم بشورم مای بی بی عوض کنم. صبونه بدم بعد بردمش تو تراس گلها نشونش دادم باز اومدم داخل گریه گریه، تاب داره گذاشتمش تاب بازی کردیم بعد ناهار پختم شیر دادم خوابوندمش باز ساعت12 ناهارش دادم عوضش کردم انقد گریه میکرد زنگ شوهرم زدم گفتم بیا ببرم خونه مامانت اینا آدرین حوصلش سررفته اماده شدیم اومد دنبالمون عصرم بردمش پارک محله ای پیش خونه مادرشوهرم کالسکش همرام نبود بغلش کردم دستم کنده شد یکساعت دور زدم تو پارک تا دیدم خستشه رفتم خونه شیر دادم خوابید. بعد باز تکرار همین کارا 😭😭🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️ پاهام داره کنده میشه انقد راه رفتم و غذا پختم و بغل کردم و بازی کردمو خودم هیچ کوفتی هنو شام نخوردم اصلا چیزی درست نکردم که بخورم😭هم گشنمه هم خستمه. بعد حوصله نداشتم آدرینم خوابش میومد باز اومد کنارم موهامو کشید و دندونم گرفت با انگشتش کرد تو چشمم😭😭 من سرش داد زدم گفتم دیوونم کردی خستمه ولم کن. 😭😭 بعد چند دقیقه هم اومد بغلم شیرش دادم خوابید الان خیلی عذاب وجدان دارم. همیجور دارم گریه میکنم همش تقصیر شوهرمه که کمکم نمیده کثافت😭بعدم میگه تو روانی هستی وفلانی
بچه شیرخشک گهواره کولیک رفلاکس