۱۱ پاسخ

به نظرم هیچ مادری بچه خودشو زشت نمیبینه ولی خب عزیزم بعضی بچه ها واقعا زیبایی خاصی دارن دلیل نمیشه چون اون بچه ها خیلی زیبان ادم بچه خودشو زشت ببینه
به نظر من هیچ بچه ای زشت نیست
در مورد توجه کردنم باید بهت بگم بعضیا خیلی به موقعیت اجتماعی توجه میکنن و طبق همون عقیده به بچه ها احترام میذارن و این خیلی بده ولی سعی کن اهمیت ندی همون بهتر که اون ادم با اون عقیده به بچت نزدیک نشه

گلم اینا تله های انسان هست بشناس و باهاشون درست برخورد کن
چه انسان هایی که ثروت زیاد و یک شبه از دست دادن و چه کسانی از خانواده هایی مالی یا از نظر منزلت اجتماعی پایین بودن ولی بچه ها خیلی خوش درخشیدن،من در شهر خودمون خانومی با سبزی فروختن و دست فروشی هفت فرزند پزشک و ... که همه باسواد و منزلت اجتماعی بالا داره
پس اول می خوام بگم وظیفه،دقیقاً وظیفه ی پدر و مادر هست که از همه نظر بچه ی خودش رو در اوج ببینه و آینده ش رو عالی تصور کنه تا با کمک و تربیت همون فرزند ،بچه را به اوج برسونه وظیفه مون هست .پس با نگاه مثبت به فرزندت نگاه کن همیشه زیباتر و بالاتر از ما هست پایین تر هم هست و ما این وسط رسالتمون اینه با تلاش کردن خودمون و فرزندانمون موفق باشیم و زیباترین ها رو برای خودمون بسازیم.

خیلی ازادما اینطورین
ولی بدرک ماسعی میکنیم خودمون برا بچمون کافی باشیم
بدون هیچ چشم داشتو منفعتی
و عزت نفس بچم حفظ بشه
چیزیکه در گذشته والدینمون نابودمون کردنو نمیخام بچم تجربه کنه

آره شدیدا درگیرم و دلم برای دخترم میسوزه خیلی

در مورد ثروت و زیبایی که همه یکسان نیستن و خارج از کنترل منه
ولی در مورد توجه دیگران اتفاقا چیزی که خیلی به دخترام یاد میدم اینه که اصلا نیازی به توجه دیگران و تاییدشون نداشته باشن و به خودکفایی برسن یه جوری زندگی کنن که فقط خودشون و خدای خودشون راضی باشه اتفاقا تا میتونم مستقل بارشون میارم که نیازمند توجه هیچکس نباشن تو این دنیای بی رحم

من شاید از نظر خونواده ک پدربزرگ و مادربزرگ پدریشون باهاشون خوبن میرن میان عمو عمه هاشون مهربونن آره زیاد مقایسه کردم ودلم از این نظر خ برا پسرم سوخته ک کسی از طرف پدریش باهاش مهربون نیستن مالی ام آره زیاد. اما زشت و زیبا هررررگز

برا من پیش نیومده که بچم به چشمم زشت بیاد ولی پسر دوستمو چند بارررر وقتی دیدم دلم قنج رفته از زیبایی و با مزگیش

عزیزم بچه تنش سالم باشه باید شکر گزار بود
در مورد مال و ثروت هم همه روزی و داده خداست و انسانها نمی تونن دخالت کنن

نه پیش نیومده اتفاقا پسرم قشنگترین بچه فامیل دو طرف هست هنوزم پسر عمه هام میگن نگا نوه های ما همه سیاه هیراد چقد قشنگه 😂البته برا من هیچ وقت مهم نبوده اهل این حرفا نیستم رفتار بچه باید قشنگ باشه . در مورد توجه هم پیش نیومده ولی اگه همچین چیزی ببینم ارتباطو کم میکنم

نه برعکس

اره عزیزم فکره دیگه میاد تو سر ادم برای من خیلی زیاد پیش اومده حالا زیبایی و زشتی ن ولی از نظر ثروت و یا توجه ها بله خیلی زیااااااد

سوال های مرتبط

مامان شادمهر مامان شادمهر ۵ سالگی
خاله ی من خودش دوتا بچه داره بعدبه من میگه یکی دیگه بیاردختر بشه میگم اگه اون یکی هم پسر شد چی من کلا دیگه یه خاطر شرایط جامعه وآینده اش بچه نمیخوام بیارم خاله ام میگه نه بچه خرج نداره که لباس های بچه اول و دومی میپوشه فقط میجونه یه پوشک، بچه یه یه دونه ها میگه خل درمیان حالا خودش بادوتا بچه هحوز خونه نخریده بچه هاش یه اتاق شخصی ندارن داره منو نصیحت میکنه آخه یکی نیست بهش بگه دوتا بچه تو درحد بچه من نه تربیت نه ادب نه طرز صحبت کردن نه هوش اصلا قابل مقایسه نیستن از بس که پدر ومادر براشون وقت تربیت نذاشتین و هرچی جلوشون گفتین و بچه اا تا الان یا مسافرت نرفتن یکی ۹ساله اشه یکی هم سن پسرمنه کلی هم فحش و کلمات بد میگه.دوم بچه فقط لباس میخواد درآینده تحصیل خوب شرایط زندگی خوب یا دکتر رفتن مدرسه رفتنش تغذیه خوبش پول نمیخواد تواین تورم هرچقدرم که خدا روزی رسان باشه سوم هرکی طبق شرایط خودش و افکار خودش تصمیم میگیره که بچه دوم بیاره یانه کاملا شخصیه.کلا آدم هافقط میخوان نداشته هاتوبه رخت بکشن درحالی که من راحت اقدام کنم بچه مبارم دخترو پسرم واسم فرقس نداره خیلی هم قشنگ بزرگش میکنم ولی آینده اشو نمیتونم تضمین کنم چون هنوز آینده خودم تو ایم دوره مشخص نیست .خاله ام هست نمیتونم جوابشو درست وحسابی بدم
مامان امیر علی مامان امیر علی ۶ سالگی
سلام خوبین
لطفا خواهش میکنم هر کس پیام من رو میبینه جواب بده
من ۲۲ سالمه سه تا بچه دارم بچه هام ۵ و ۲سال و ۶ ماه و بچه کوچیکم ۹ ماهشه
یعنی ۹ ماهه زایمان کردم همیشه افسردگی رو حس میگردم ولی الان خیلی خیلی شدید شده یعنی روی تمام زندگیم اثر گذاشته رفت و آمد دیگه با کسی نمیکنم بچه هامو جایی نمیرم فقط از خونه خودم میرم خونه پدرم که اگر اهر روز نرم اونجا تو خونه دق میکنم اصلا خونه خودمون دوست ندارم اگر تنها باشم خونه با بچه ها دق میکنم دائما استرس و دلشوره خیلی خیلی زیاد دارم روی مریضی بچه ها خیلی حساس شدم و میترسم و خودمو اینطوری قانع میکنم که پیش کسی نرم و کسی پیش من نیاد حتی بچه هامو پارک نمیبرم که یه وقت مریض نشن آخه من داخل زندگی خیلی تنهام یه شوهر دارم که اصلا بهم اهمیت نمیده و کمکم نمیکنه اصلا و مدام بهم دروغ میگه در کل کلا درحال استرس و دلشوره و نگرانی ام همش احساس میکنم می‌خواد یه اتفاق میفته نمی‌دونم چیکار کنم واقعا دیگه زندگی کردن برام سخت شده دلم حتی مرگ می‌خواد تا ذهنم خاموش بشه و به آرامش برسم مدام بچه هامو داخل خواب و بیداری چک میکنم که یه وقت زبونم لال تب نداشته باشن یعنی به معنی واقعی مغزم به مشکل خورده نمی‌دونم چیکار کنم کمکم کنید لطفااااااااااا