۲۲ پاسخ

خدایه مننن
ایشالا سالم بیان بغلت

عزیزممممم 🥹

عزیز دلم انشالله به سلامتی بچه هاتو به خونت میبری ، توکلت بر خدا عزیزم💚

سلام عزیزم من تاپیک هات رو خوندم تو این چند روز هر لحظه بیادم اومدی دعات کردم که نینی ها صحیح و سالم مرخص بشن.انشاءالله که پسرتم مرخص میشه و این روزها تموم بشه.لنا هم اشتی میکنه نگران نباش🫂♥️

سلام عزیزم حالت چطوره؟نینی ها چطورن؟

ای خوداااا لنا کوچولو الان ۸ماهشهههه
خداحفظش کنه🥹💗

گلم دلا رو اوردی خونه یا اونم بیمارستانه؟

:)))🫠🫠

الهییییی🥺🥺درست میشه بخاطر چن روز ندیدنته
فردا درست میشه خودتو ناراحت نکن
زودی سرپا شوبرای جوجوهات🐣🐣🐣❤

الهیییی🥺🥺🥺
من که تا میام گهواره دنبال تاپیکای شما میگردم

سلام عزیزم خوبی ی روش حاجت روایی بهت میگم ک اصلن بی جواب نمیمونی صدرصد قسمت بوده من تایپکتو ببینم ‌.
من ۱۳بدر امسال پسر ۱سالم رفت زیر تراکتور ۸روز تو آی سیو بستری بود دکترا جواب کرده بودن ریه هایش پاره شده بود با دیافراگمش حالش خوب نبود ی نفر گفت شنبه روز ام البنین هست براش نماز بخون حاجت میده صدرصد با ۱۰۰۰تا صلوات نذر پیر ام البنین می‌کنی قسمش میدی حاجتتو بده ۹۰۰تاشو می‌فرستی ۱۰۰تا بعقیه موند حاجت روا شدی می‌فرستی منم اینکارا رو روز شنبه انجام دادم یکشنبه رفتم گفت پسرت بهتره دستگاه هارو از ریه اش جدا کردن اکسیژنشو جدا کردیم خداروشکر شماهم این کارو کن ام البنین رومو زمین ننداخت ایشالا روی شمارو هم میخره عزیزم ایشالا هر چی زودتر بچه هاتو میاری خونه

بمیرم برات 🥹

یه سوال.هم فردای روز زایمان قبلی هم برای این دوقلو ها اقدام کرده باشی هم که بازم فاصله شون ۹ماه میشه
چجوری ۸ماهه.جالب بود

🥺🥺🥺🥺

عزیزم دلا و دایان الان اینتوبن؟؟؟

عزیزم انشاالله خدا بهت توان بده
بچه ها با هم مثل یه سه قلو بزرگ میشن
شاید راحت نباشه ولی خدا حتما توانشو در تو دیده.
لنا کوچولو هم حتما دلتنگت بوده 🩷

عزیزم اصلا ب دل نگیر فکرو خیال این چیزارو نکن . درست میشه فردا صبح پاشی میپره بغلت عزیزم

باورت میشه الان تو فکرت بودم گفتم ریحانه پیداش نیست تو فکر نی نیا بودم بیشتر راستش🫠

عزیزم الهی بگردم 🥲
دلا و دایان چطورن؟

دخترت ۸ ماهشه الان بچه ات ۴ روزه است ؟چجوری

واقعاااا سخته خیلی

چجوری هم زایمان کردی هم بچه هشت ماهه داری

سوال های مرتبط

مامان 💙هدیه خدا💙 مامان 💙هدیه خدا💙 ۱۱ ماهگی
تجربه زایمانم این بود ک رو شنبه ساعت ۱۱ اینا شکمم سفت میشد درد میکرد ول میکرد رفتم حموم بیرون اومدنی بدتر شدم بعد فک نمیکردم بخام زایمان کنم تا ساعت ۶ عصری هی دردا میومد و میرفت رفتم دسشویی ترشحی ک داشتم رگ خونی توش بود دیگ ترسیدم رفتم وسایلامو جمع کردم رفتم بیمارستان ببیم چی میگن ترسم داشتم رفتم بیمارستان معاینه کرد گف ۶ ۷ سانت بازی باید بستری بشی باتوکل بخدا ترسو گذاشتم کنار رفتم بستری شدم و ساعت ۷ ربع بود هی دردام بیشتر می‌شد معاینه میکردن میگفتن نزار زور زدنات حروم بشه تا میتونی زور بزن موهای بچت معلومه منم زور و اینکه شده بودم خیس عرق درد شدید احساس می‌کردم پی پی دارم شد ساعت ۸ ربع دیگ هی دکترم میگف همکاری کن فقط زور بزن دیگ شد ساعت ۸ ونیم و خدا هدیش رو ب ما داد آقاپسر بخیه نکردن گفتن لازم نیس اومدم ریکاوری خون ریزیم زیاد بود گفتن باید بخیه بخوری ساعت ۱۰ بود یه نیم ساعتی شد بخیه تموم شد اومدم بخش دیگ دوشب موندم امروز عصری مرخص شدم خداروشکر واسه بچمون دیگ تو ۳۸ هفته هم بودم