۱۳ پاسخ

بله بله مقایسه نکن گلم
ابرو آدم با این چیزا نمیره

مگه عقب مونده ای ک ب این چیزا میگی ابروم رفت؟ اگه با این چیزا میخاد ابروت بره همون بزار بره،، بچس اسمش روشع

و اینکه واقعا متوجه نیستی تواین سن یک سال و سه ماه بزرگتو ینی سنش دوبرابر بچته؟؟ رو خودت کار کن واقعا

ازبچه کوچیک چه انتظاراداریم

بچه هست عزیزم

دختر منم دقیقا اینجوری .شوهرم همش میگه وای آبروم رفتتتت .من حرصم میگیره از حرفش ،خب بچه س بازیگوشه .اینا الان حرفیو متوجه نمیشه .من از اینکه هی دیگران تذکر میدن بدم میاد
انگار خودشون بچه ندارن و یا نداشتن ،نمی‌دونن بچه تو این سن همینجوری هست حالا مادر خودشو پاره هم کنه بازم همون کارا رو میکنه

اره بابا عزیز هیچ وقت بچه رو با بچه دیگ مقایسه نکن

عزیرم بچه ات سنی نداره ک اگه 4_5 ساله بود اره اون موقع زشت بود بچه بی ادبی بود

عزیزم آبرو رفتن نداره که
بچه توی این سن کاملا طبیعیه
چرا بچه های خودتونو ارزششونو میارید پایین بخاطر حرف و نظر بقیه؟
بزار بگن بچش بی ادبه ولی خودت میدونی که این بچه سنش اینجوریه و نرماله این حرکتارو داشته باشه
بچه دوستتون چون بزرگتره و فهمیده تره ساکت و ارومه وگرنه اونم توی سن بچه شما فضولیا شیطونیاشو کرده

معلومه که همچنان میگیم طبیعیه. یکم اطلاعاتت رو بیشتر کنی بد نیست ‌بچه رو هم الکی عیب دار نکن عزیزم

چه ابروی سستی که بااین چیزا میره😐بچست دیگه

بچهای این سن همه همینجورن .. ماهم نمیتونیم جای بریم

فقط پایینش که نوشتی بچه بی ادب😂😂😂
بچس دیگه ابرو رفتن نداره

سوال های مرتبط

مامان مامان فندقی🐻 مامان مامان فندقی🐻 ۲ سالگی
شاید من حساسم یا بد شبی رفتم خونه مامانم. اولش با نامزد داداشم قهر بودم. هی داداشم دخمل منو بوس کرد ناز اون برگشت گفت من اصلا بچه‌ خاهرت دوست ندارم چیزی نگفتم ...بعد گوشی برداشته جلو من زنگ دختر دایی هایش زده قربون صدقه شوند می‌ره. قربونتون بشم و ودلم تنگ شده و من کسی جز شما نمیخام. منم گفتم بچها من نیازی ب دوست داشتن تو نداارن اون قدر داد زد و جیغ که داداشم گفت میزنم تو دهنت داد و فریاد نکن بعد اون داداشم از شهر اومدن برگشته با خنده میگه بچه من بچه شهر بچه تو شهرستان ....باز هیچی نگفتم بمیرم پسرم اون قدر شلوغ خراب کاری کرد اصلا میبرمش تو جمع انگار از قفس آزاد شده بچها بغل می‌کنه بوس لمس. داداشم ب بچم گفت دخترم ظریفه تو هم وحش باز هیچی نگفتم. بمیرم برای بچم ،بچم بردم اتاق گفتم تو رو خدااااا مودب باش التماس میکنم ب پات میگفتم آروم بازی کن .آروم صبحت کن نمیخاد بری با اون دختر منظورم بچه داداشم بازی کنی گفت مامانم چشم تا در اتاق باز کردم پرید رو دختر داداشم گفت هی بیا دعوا 🤔یا ب زور بغلش کرده بود گفت وای ولم کن 🫠بچم رفت هرچی بالشت آورد براش پرت میکرد منم گفتم پاشو بریم خونه. اومد خونه همچیییی دعواش کردم الآنم خابید و من پشیمونم و مادر بد. مادر احمق منم. پسرم دوستت دارم قلبم ♥️