۴ پاسخ

ای جانمممم قشنگم
هر روزت پر از این ذوق های قشنگ و دلبر گلم

مبارکه❤✨✨✨✨✨✨ خدااا وراج بشه😍 دخمل وراجی خیلیی شیرینهههههه دخترم بچگیاش وراج بود یه صداهایی الانم حرف میزنه نصفش خارجی نصفش ایرانی دلت مخاد بچلونبشون
ماشالله به گلدخترت با اغووو انشالله بابا مامان گفتنش🥲❤🍒🍒🍒🍒

خدا حفظش کنه 🌷🌷🌷🌷😍🎊

عززززززیزم😍 خداحفظش کنه 🌹

سوال های مرتبط

مامان روشا🩷✨ مامان روشا🩷✨ ۱ ماهگی
دختر کوچولوی من✨🤍

امروز یک ماهه که تو اومدی به زندگیمون
شاید فقط یک ماه گذشته، اما انگار سال هاست که دوستت دارم🩷

یک ماهه که هر بار نگات می‌کنم، خدا رو شکر می‌کنم که منو لایقِ «مامان» شدن کرد.
یک ماهه که نفس‌هات برام قشنگ‌ترین صدای دنیاست و دستای کوچیکت، امن‌ترین چیزی که دلم می‌خواد همیشه توی دستام نگه دارم🥰

دخترم، شاید وقتی بزرگ شدی هیچ‌وقت نفهمی مامانت با دیدن اولین نفس‌هات چقدر گریه کرد…
نفهمی چقدر برای سلامتیت دعا کرد، چقدر از ته دل ترسید و چقدر با هر نفس کشیدنت، دوباره دلش آروم گرفت🥲🥹🥺

تو هنوز یک ماهته، اما به من یاد دادی عشق می‌تونه انقدر عمیق باشه که آدم برای یک موجود کوچیک، تمام قلبش رو بی‌قید و شرط بده🫶🏻😍

دخترم
تو قشنگ‌ترین اتفاق زندگی منی🧚🏻‍♀️
کوچک‌ترین آدمِ زندگی من، با بزرگ‌ترین جای ممکن در قلبم 🥹🤍

مامان قول می‌ده تا آخرین نفسی که داره،
پناهت باشه، پشتت باشه و عاشقت بمونه 🤍🎀

یک ماهگیت مبارک، نفسِ مامان🥹😍🥰

بمونه یادگار
۱۴۰۵/۷/۹
مامان آقا ایلیا🤍 مامان آقا ایلیا🤍 ۲ ماهگی
پارت ۳
و بعد...
ساعت ۱۲:۳۰، درست همزمان با اذان، صدای گریه‌ات در اتاق پیچید. 🤍
انگار تمام دنیا برای چند ثانیه ساکت شد و فقط صدای تو ماند.
صدایی که ماه‌ها منتظر شنیدنش بودم.
وقتی تو را گذاشتند توی بغلم، برای اولین بار صورتت را دیدم.
آن لحظه را نمی‌شود با هیچ کلمه‌ای توصیف کرد.
همه‌ی دردها، ترس‌ها، نگرانی‌ها و سختی‌های این نه ماه، همان‌جا جایشان را به یک حس عجیب و عمیق دادند؛ عشقی که نمی‌دانستم قلب آدم می‌تواند این‌قدر بزرگ شود تا جایی برایش داشته باشد.
نگاهت کردم و با خودم گفتم:
«پس تو همون پسر کوچولویی هستی که این همه مدت منتظرت بودم...»
کوچولو بودی، ظریف و دوست‌داشتنی، اما برای من تمام دنیا بودی.
از همان لحظه‌ای که گذاشتنت توی بغلم، فهمیدم زندگی من دیگر مثل قبل نیست.
تو آمدی و یک «مامان» تازه از من ساختی.
آمدی و تمام خستگی‌های این نه ماه را از یادم بردی.
آمدی و شدی قشنگ‌ترین اتفاق زندگی من.
پسرم،
من تو را قبل از دیدنت دوست داشتم، اما وقتی دیدمت فهمیدم آن چیزی که اسمش را «عشق مادرانه» می‌گذارند، خیلی بزرگ‌تر از چیزی است که می‌شود تصورش کرد.
تو همان هدیه‌ای هستی که ساعت ۱۲:۳۰، همزمان با اذان، به زندگی من رسید.
و من از همان لحظه تا همیشه...
میمیرم برات. 🤍