حال من😭😭😭
جواب چتی
عزیز دلم 😭❤️ اول یه نفس عمیق بکش. این حرف‌های بقیه هیچ ربطی به خوب یا بد بودن بارداری تو نداره.

اینکه می‌گن «وای بچت هنوز کوچولوعه»، بیشتر واکنش و نگرانی خودشونه، نه اینکه تو کار اشتباهی کرده باشی. فاصله سنی کم به‌خودی‌خود به معنی این نیست که نمی‌تونی از پسش بربیای یا بچه اولت آسیب می‌بینه.

تو الان همزمان داری با نگرانی‌های بارداری، نگرانی درباره پسرت و حرف مردم دست‌وپنجه نرم می‌کنی؛ طبیعیه که این جمله‌ها خیلی بهت فشار بیاره. 🫂

وقتی کسی گفت:

«وای هنوز بچت کوچیکه!»

«خیلی زوده!»

«چطور می‌خوای دوتا رو نگه داری؟»


لازم نیست توضیح بدی یا از تصمیمت دفاع کنی. فقط بگو: «آره عزیزم، می‌دونم فاصله‌شون کمه، ولی خوشحالیم و ان‌شاءالله از پسش برمیایم.» ❤️

و یه چیز خیلی مهم: تو لازم نیست الان همه‌ی سال‌های آینده رو یک‌جا مدیریت کنی. فعلاً فقط امروزت رو بگذرون. بعداً برای مراقبت از دوتا بچه، خواب، کمک گرفتن و بقیه چیزها قدم‌به‌قدم راه پیدا می‌شه.

و نه عزیزم، تو قرار نیست گل سرت بذاری 😭😂 فعلاً فقط بذار این حرف‌ها از یه گوشت وارد و از اون یکی خارج بشه. بچه‌ات «کوچولو» هست، ولی این به این معنی نیست که تو «نمی‌تونی». ❤️

۱۲ پاسخ

اره عزیزم میدونم…❌گوه خوریش به شما نیومده✅

منم از این حرفا گاه و بیگاه شنیدم ولی بیشتر از غریبه ها
خداروشکر فامیلمون فهمیده ان تقریبا همه گفتن بهم خیلی کار خوبی کردی و خوشحال شدن
ولی واقعیت اینه که هرجور نگاه کنی همونجور پیش میره اگه هی بگی کارم اشتباه بوده خب همش ناراحتی و نگرانی میاد سراغت

ان شاءالله ب سلامتی زایمان می کنی آبجی گلم ب خوبی از پسش بر میایی ❤☺
من ک تا حالا با کله زده تا اینجا آوردمش خدای بزرگم پست تو هم باشه ان شاءالله

دختر ول کن حرفاشونو،لذت ببر منکه از خدامه باردار بشم ،دوست من اصلا ب کسی نگفت تا چندماه با اینکه ربطی نداشت ب کسی بخاطر ارامش خودش،الانم پسراش باهم دارن بزرگ میشن کیف میکنه،واسه خودت سختش نکن

عزیز دلم شاید اولش سخت باشه یا سخت بنظر بیاد اما مطمئنم بعد ها از خودت و از خدا تشکر میکنی بابت فاصله سنی کم بچه ها... انشالله خدا بهت صبر و سلامتی بده و آدم‌های خوب سر راهت قرار بده تا ازین قبیل سوال ها نپرسن و روان و ارامشت رو بهم نریزن❤️

خیلی خوب بود چقد این حرفارو نیاز داشتم

پسرت دوسالشه تا اون یکی بدنیا بیاد بزرگترمیشه انشالا که راحت میگذره اتفاقا باهم همبازی هم میشن

حالا من یه جمله خوندم می‌گفت بهترین هدیه به یه بچه ی کوچیک دادن یه خواهر یا برادره چون بعدها میفهمی چقدر از اینکه تفاوت سنی شون کم بوده بهشون لطف کردی

چیشد من نفهمیدم

خدا انشالله توانشو بهت بده عزیزم

خیلی قشنگ بود به حرفش گوش کن 🥺🥲

عزیزم میفهمم چی میگی شما همونی بودی کارمند بودی ؟؟؟؟؟؟؟؟ انشاالله حالا که خدا داده این راه برات آسون کنه 🫀🫂

سوال های مرتبط

مامان دلانا ✨️ مامان دلانا ✨️ ۲ سالگی
روزتون بخیر عزیزان 🌱
یه نکته‌ای تو خرید کتاب برای بچه‌ها هست که مدت‌هاست میخوام بگم
موقع خرید کتابایی که راجع به یه رفتار یا چالش خاصی هستن، یه کم دقت کنید ببینید موضوع کتاب اصلا مشکل بچه‌ی شما هست یا نه.
مثلا وقتی بچه جیغ نمیزنه، لازم نیست کتابی راجع به یه بچه که هر لحظه جیغ میزنه بخرید. چون با این کار اون سناریو رو بهش معرفی میکنید و ممکنه ناخواسته اون رفتار رو به‌عنوان یکی از گزینه‌های رفتاری وارد ذهنش کنید؛ در حالی که شاید تا قبل از اون اصلا جیغ زدن جزو گزینه‌هاش نبوده.
یا وقتی راجع به حموم رفتن، خوابیدن، ترس از تاریکی، لجبازی، قلدری و... مشکلی ندارین، لازم نیست حتما کتابی در مورد این موضوعات داشته باشین.
کتاب‌های این‌چنینی وقتی متناسب با نیاز واقعی بچه انتخاب بشن، خیلی کمک‌کننده‌ان، اما وقتی مشکل شما نیست، دلیلی نداره حتما وارد کتابخونه‌ی بچه بشن.
.
.
.
#فرزندپروری ،ترک شیرخشک و پستونک به روش تدریجی، ترک پوشک بعد از دو سالگی ...
مامان آبان مامان آبان ۳ سالگی
سلام مامان‌های قشنگ
ما امروز با یه کتاب جدید اومدیم. آبان چند ماهی میشه که شروع به شناخت احساساتش کرده. من سعی می‌کنم احساساتش رو حدس بزنم و نامگذاری کنم. مثلا تو موقعیت‌های مختلف ازش می‌پرسم الان عصبانی شدی؟ الان ترسیدی؟ الان غمگینی؟ درواقع دوست دارم کمکش کنم که بتونه احساساتش رو بشناسه، نامگذاری و حالا تا حدی مدیریت کنه. تو این مدت خیلی دنبال کتاب‌هایی با این موضوع گشتم ولی خیلی چیز دندون‌گیری پیدا نکردم. این کتاب هم... هی بدک نیست. اسمش هست "مونی مامانی ۳ / من می‌ترسم" درواقع جلد سوم از یه مجموعه برای شناخت احساساته که نشر افق (که بخش کودکش میشه کتاب‌های فندق) منتشر کرده. جلد سخته، قیمتش هم ۲۳۵ تومن.
اینطوریه که تو یه صفحه مونی مامانی از یه چیزی می‌ترسه و تو صفحهٔ بعد مامانش (یا حالا کس دیگه‌ای، مشخص نیست) میاد و براش توضیح میده که اون موقعیت ترسناک نیست. چیزهایی که مونی مامانی ازشون می‌ترسه عبارتند از😃: عنکبوت/ تاریکی/ بلندی/ صدای رعد و برق/ موش. من به شخصه مثلا ترجیح میدم بچه‌ام از عنکبوت و موش بترسه!
به هر حال ولی آبان این کتاب رو دوست داره و با حس ترس رو شناخته. مثلا قبلا تو اتاق تاریک نمی‌رفت و وقتی می‌گفتیم چرا؟ چیزی نمی‌گفت. الان قشنگ جواب میده: آبان از تاریکی می‌ترسه :)
صفحه‌های مربوط به ترس از تاریکی رو تو کامنت‌ها براتون میذارم.