۳ پاسخ

میدونی از دوست داشتنشونه ، پسر جاری منم مدام بچه های منو بغل میکنه و یواشکی هم متوجه شدم میبوسه ، چون من میگم بچه رو نباید بوسید ، ببینم میگم نکن تو رو خدا ، میخنده میگه ببخشید باور کن نتونستم کنترل کنم ، بزرگم هست و
منم حرص میخورم دیگه ولی کاری ازم برنمیاد، سعی میکنمکمتر برم ، تازه خواهر شوهرم هم یواشکی دیدم میبوسه ، نمی‌دونم چرا نمیتونن خودشون و کنترل کنن ، مامان خودمم میگه نمیتونم دوششون دارم ولی بالای سرشون و بوش میکنه ، اونم نه نوزادی بعد ۳،۴ماه
من واسه بچه اول خیلی حساس بودم خودم روی کلاه شو میبوسیدم

عزیزم بچن نمی‌فهمن علاقه دارن به نوزاد کمتر رفت و آمد کن تا یکم بزرگتر بشه

مث خانواده شوهر من حیوونن

سوال های مرتبط

مامان محمد مصطفی🐣 مامان محمد مصطفی🐣 ۱۳ ماهگی
سلام صبح بخیر
یه سوال میخواستم ببینم همسرای شماهم به بچتون خیلی حساسه؟؟؟
این موضوع داره اذیتم میکنه .
شوهرم خیلی به بچه حساسه
من ناخن پسرم همیشه میگیرم ولی خب پیش میاد با همون یکم ناخن تو خواب صورتش چنگ میگیره یعنی شوهرم خودش میکشه که چرا حواست نیست، وقت نمیزاری ،چرا این بچه صورتش اینجوری، حالا بخدا اندازه نخود یه خط کوچیک رو اینجوری میکنه .
با بغلش میکنم همش تذکر میده که بد بغل کردی اینجوری باید بغل کنی .
اصلااااا اجازه نمیده تنها با خودم خونه کسی ببرم .
یکی بغلش میکنه سریع تو‌جمع میگه خانوم بچه خوابش میاد بیا لطفا بخوابونش دیگه طرف خودش متوجه میشه
چون اون زمان پسر اندازه نعلبکی چشاش بازه
فکر کن طرف ۵ شکم زاییده بعد میگه اون بلد نیست بچه بغل کنه .
اصلا کلافم بخدا من اینجوری نیستم مادر شوهرم از راه دور برا زایمانم اومده بود من میگفتم این بنده خدا دیر به دیر بچه رو میبینه اجازه بدم یه دل سیر نوش بغلش باشه
بهم میگفت اجازه میدی حموم کنم گفتم بله چرا که بعد شوهرم‌میگه نه خطرنامه نمیتونی
من بهش گفتم مادرت ۲ تا بچه داشته ها میگه یادش رفته الان بلد نیست
میرفت حموم میگفت آب داغ نباشه ،
بچه نیوفته ،تو گوشش آب نره....
یا مادرشوهرم بغلش میکرد بهش شیر بده شوهرم غررررر افتضااااااح که خودت بچه رو بگیر شیر بده
چیکار کنم این حساسیت کم بشه
خیلی اذیت میشم اصلا برا بچه کاری میخوام بکنم استرس میگیرم
اجازه نمیده هیشکی بیاد خونمون جز مادر ،پدرا