امروز ۳۱ مردادمااه ۱۴۰۵
دو سال پیش، کوچک‌ترین موجودِ دنیا، بزرگ‌ترین تغییرِ زندگیِ من شد. 🍼✨با اولین گریه‌ات، تمامِ هویتِ قبلی من رنگ باخت.دو سال پیش، هیچ چیز درباره‌ی مادر بودن نمی‌دانستم.نه بلد بودم چطور شیر بدهم،
نه چطور گریه‌های شبانه‌ات را آرام کنم،نه چطور بین ترس و عشق تعادل برقرار کنم. 🌙👶
اما یک چیز را خوب می‌دانم:این دو سال را با تمام وجودم زندگی کرده‌ام.هر شب بی‌خوابی را، هر تب و لرزی را، هر اولین‌بار را. ❤️‍🩹من امروز با من دو سال پیش فرق دارد:قوی‌ترم، صبورترم، آگاه‌ترم. 💪🌸نه چون کامل شدم، که چون عاشقانه تلاش کردم.مادر بی‌نقص؟ نه.
مادر لحظه‌هایش؟ بله، با تمام وجود. 💖امروز، کیک تولدش را کسی پخت که عشقش را نه با پول، که با دستان خودش نشان داد. 🎂👨‍👦شاید برای بعضی‌ها، ارزش‌ها با صفرهای پشت حساب سنجیده می‌شود.
اما برای من، ارزش یک پدر، در وقتی معنا می‌شود که از سر عشق،برای فرزندش وقت می‌گذارد، ذوق می‌کند و با دستان خودش برایش می‌سازد. 🥰این کیک، ساده بود،
اما پر بود از عشق پدری که برای پسرش جان می‌دهد. 💞
و این، برای من، از هر کیک گران‌قیمتی باارزش‌تر است.
از هر هدیه‌ی بزرگی، ماندگارتر است. 🎁زادروزت خجسته پسرم. 🎈🥳تو ۲ ساله شدی و من ۲ سال است که دارم «مادر تو» بودن را نفس می‌کشم. 🌸
بقیه در کامنت

تصویر
۴ پاسخ

و حالا، درست در آستانه‌ی تولد تو،دلم می‌خواهد این لحظه را تقدیم کنم به کسی که فردا روزش است؛پدرشوهر عزیز و دوست‌ داشتنی‌ام. 🌹چه تقدیر قشنگی که این دو روز را به هم گره زده،انگار که آسمان هم می‌خواست بداندکه تو برای ما فقط یک پدر نیستی؛یک پناهگاه بی‌قید و شرط. 🤲
عمرت پر از برکت، دلت پر از آرامش،و روزگارت پر از خنده باد. 😊زادروزت خجسته، پدرِ مهربانِ من ✨🌹
---
به همه‌ی مادرهایی که کسی بهشان گفته «کافی نیستی»:شما کافی هستید. 💖همین که هستید، همین که تلاش می‌کنید، همین که عاشقید،برای یک مادر خوب بودن، کافی است.بقیه‌اش، حرف است.
---
اگر این متن را خواندی و با من هم‌دلی،لطفاً یک ❤️ بگذار تا بدانم تنها نیستم.مادر بودن، مسیر مشترکی است که با هم رفتنی‌ست.بودن شما، قوت قلب من است. 🌸

پیج اینستاگرام :kiasha_nmti

چ اسم قشنگی کیاشا اگه خدا بهم مجدد پسر بده انتخابم کیاشا شد🥹

تولدش پرتکرار عزیزم
انشاالله تایپ دانشگاه رفتنشو بزاری

بسیار عالی تولدش مبارک گلم

سوال های مرتبط

مامان معجزه خداجون😍 مامان معجزه خداجون😍 ۲ سالگی
دخترم امروز که شمعِ دو سالگی‌ات را فوت می‌کنی، گویی دو سال است که جهانِ من رنگِ دیگری به خود گرفته است. دو سالِ پیش، در چنین روزی، تو با حضورت، تمامِ معادلاتِ زندگی مرا تغییر دادی. تو نه تنها “بودن”، که “معنایِ زیستن” را به من آموختی.

دو سال پیش، تو یک هدیه بودی؛ حالا، تو بزرگترین آموزگارِ منی.

از تو یاد می‌گیرم که چگونه با کوچک‌ترین اتفاق‌ها، بلندترین قهقهه‌ها را سر دهم.

از تو یاد می‌گیرم که چگونه با کنجکاوی، به دنیایِ ناشناخته‌ها قدم بگذارم.

و از تو یاد می‌گیرم که چگونه می‌توان بدون هیچ چشم‌داشتی، خالصانه و بی‌قید و شرط، عشق ورزید.

دخترِ کوچکِ من،

شاید اکنون که این کلمات را برایت می‌نویسم، هنوز ندانی که این واژه‌ها چقدر سنگین از احساس هستند؛ اما می‌دانم که قلبت آن‌ها را حس می‌کند. دو سالگی، آغازِ سال‌هایی است که قرار است دنیا را با دست‌های کوچک تو بگردیم. برایت دنیایی می‌خواهم که در آن، عدالت، زیبایی و مهربانیِ بی‌پایان، سهمِ همیشگی‌ات باشد.

من به عنوانِ مادرت، به تو قول می‌دهم که تا آخرین توان، حامیِ رویاهایِ بلندت باشم، حتی اگر کوچک‌ترین قدم‌هایت. تو همان نوری هستی که در تاریک‌ترین شب‌هایِ این روزهایِ من، راه را برایم روشن نگه می‌داری.

تولدت مبارک، ای تمامِ هستیِ من.
بمان برایم؛ بمان و با خنده‌هایت، به دنیا معنا ببخش
مامان نیلرام 🤍🥹 مامان نیلرام 🤍🥹 ۲ سالگی