۶ پاسخ

‌با مادرشوهر یک خونه هستید؟

بعد بدنیا اومدن بچه مجبوری هی کوتاه بیای هی بریزی تو خودت
چون دیگه بچه جلوته و دعوا رو میفهمه

من موقع بارداری وقتی ناراحت میشدم گریه میکردم دخترمم انگار حس میکرد محکم تر ازقبل تکون میخورد

نگران نباش چیزیش نمیشه
ممکنه فقط ناراحت بشه از ناراحتی شما پس صلوات بفرست بزار اروم شی خوشحال شه
میدونم ادم تو دوران بارداری همینجوریش اعصابش ضعیف میشه من خودم ک سر این بارداریم خیلی حرص و جوش خوردم

منم منتظرم شوهرم از سفر برگرده چشمامو ببندم دهنمو بازکنم
نترس عزیزم هیچی نمیشه همه اینجور چیزارو داریم نمیشه هم بریریم تو خودمون

منم‌امروز با ی مشت آدم بی مصرف ب درد نخور بحثم شد جوری ک داد میزدم ولی گریه ن ولی خب بچم بدش تکون خورد بازم اعصابم بهم ریخت بخاطر اونا ب خدم بچم فشار آوردم

سوال های مرتبط

مامان علی و ریحانه مامان علی و ریحانه ۶ ماهگی
خانوما همسر من با این که همه کار می کنه ولی اصلا درک درستی از شرایط نداره، دیگه این روزا واقعا حالم بده و خسته و سنگینم
امروز سونو رفتم وزن یکی از بچه هام پایین بود اعصابم بهم ریخت
دیدم اونم ناراحته هی داشتم حرف می زدم که حالش خوب شه، گوشی گرفته دستش نشسته که زود باش کاراتو بکن بخوابیم من خوابم میاد، منم اصلا نمی تونم دیگه بخوابم، همش فکر خواب شه، می ترسم این جوری بمونه اون وقت من با دوتا بچه چی کار کنم آخه
تازه با حرص پاشدم چراغ خاموش کرد که خودش تا ۱۱ می خوابه بعد به من میگه چرا خوابت میاد، به خدا بعد از ظهر خوابیده بود، یه جوری دلم گرفت که من در حسرت خواب یه ساعت با آرامشم این چه حرفیه می زنه، دیدم هی صدا می کنه گریه م گرفته بود رفتم باز دراز کشیدم، نتونستم خودمو کنترل کنم آروم داشتم گریه می کردم هی گفت چرا نمی خوابی، یعنی اصلا شعورم ندارن، گیر داد منم عصبی شدم انقدر داد زدمو هر چی تو دلم بود گفتم و گریه کردم نفسم در نمیاد، حیوونی بچه هامم انگار ترسیده باشن هی تکون می خوردن، دید حالم بده اومد یه لیوان آب داد نگرفتم رفت خوابید، چه جوری می تونن این جوری باشن آخه
الان قشنگ خوابیده، فک کنم قهر و قهر کشی ه از فردا که من مقصرم، چی کار باید می کردم، به خدا چند ماهه فقط صبر کردم به خاطر بچه ها، هر کاری کرده با صلوات و ذکر خودمو آروم کردم عصبی نشم، همش دکتر سونو خودم تنها رفتم اومدم صدام درنیومده، خوابش باشگاهش همه چیش سر جاش یوده، به چند روزه چون اصلا نمی تونم با منه و کارهای خونه کمک می کنه فکر کرده مثلا خیلی کار کرده منت می ذاره، خیلی حال بدی دارم، از یه طرفم به خاطر بچه ها عذاب وجدان می گیرم😒