۲۲ پاسخ

ظلم اینطوری
اول ب دخترت بعد خودت
دخترت چون هنوز دلبستگی ش ایمن نیست نیاز ب توجا و مراقبت کامل از طرف شما داره باید کانون توجه خودش باشه
و بعد مستقل نیس
نطرم اینه هروفت از پوشک گرفتید و مستقل غذاخورد و سیراب از عشق تون شد
بعد تصمیم به اوردن بچه دیگه ای بکنید
خودتونم هندل کردن ۲بجه بی نهایت سخته
رابطه عاطفی و جن.سی تونم قطعا تحت الشعاع قرار میده
من خودم بی نهابت عاشق بچم ولی عقلانی ادم باید تصمیم بگیره

با احترام نظرمو گفتم،تصمیم‌گیرنده خودتونین

اگه مشکل نداری بیار به بقیه هم گوش نکن

الان هم زمان خوبی تا باردار بشی به دنیا بیاد تقریبا یه سال دیگه میشه
تفاوت سنیشون میشه دوسال
هم بازی میشن

عزیزم من دوتا دارم یکی ۸ سال یکی ۱ سال
به نظرم اگه میخوای بیاری بیار
چون فاصله سنی زیاد مخصوصا ۶ ۷ سال اصلا خوب نیست چون هر کدوم خواسته خودشون دارن
مثلا پسرم ۸ سالشه میخواد کارتون ببینه پی اس بازی کنه یاتبلت بازی کنه
دخترم دوس داره دادش باهاش بازی کنه همش دسته بازی یا تبلت میگیره یا کارتون میبینه میره جلوش وایمیسته که نتونه ببینه باهاش بازی کنه
یا پارسال آنلاین بود پسرم درس داشت دخترم کتاباش پاره میکرد یا دندون درد یا دل درد داشت من نمیتونستم پیش پسرم باشم نمیتونستم به دوتاشون برسم
به نظرم زیر ۳ سال
هم بازی بشن هم فکر باشن خواسته هاشون نزدیک باشه به هم

به نظرم بزار دخترت دو سالش بشه بعد اقدام کن

من فقط اینو میگم این ظلم درحق خودت وبچه‌ای نوپات نکن بخدااااا خیلی سخته اینو منکه ۲تا بچه پشت سرم آوردم میگم خدارو هزارمرتبه شکر ولی عذاب وجدان بچه بزرگ که نمیتونی بهش برسی آدم از پا درمیاره نگو که براش وقت میذارم نمیتونی فقط به حرفه من هرشب پر پیاله‌ای واسه پسرم که نمیتونم بهش برسم گریه میکنم ازاینکه از ۲سالگی مستقل شد

من دوتا دختر دارم دخترم سه سالش تموم شد من فلورا رو باردار بودم الانم چهار سال تفاوت سنی دارن
ماهلین (دختر بزرگم) کمک دستمه بعضی اوقات اذیت میکنه ولی باز خوبه

یه ذره حست رو بده به من انقد خودمو فحش ندم که چرا بچه اوردم😫

عزیزم بخاطر دلت ظلم میشه ب بچه

منم خودم نگاه پسرم میکنم دلم قنج میره براش
خدایی بارداری عالی داشتم از همه نظر اصلا اذیت نشدم زایمان راحت بدون درد و ناراحتی اومدم خونه ماشالله بچه ساکت و اروم صدا از دیوار درمیومد از پسر من نه
الان که ماشالله یسال و نیم شده دیگه کم کم داره شیطنتاش و شلوغ کاریاش زیاد میشه.
اونم نه مث بچه هایی دور وبرم که دیدم مثلا خواهر زاده هام یه جا بند نمیشدن ادم روانی میکردن شب تا صب گریه . این فقط میگه بشین نگاه من کن نمیزاره برم کار کنم .

حالا میگم یکی دیگه بیارم این تنها نباشه البته الان نه سه سال دیگه
ولی باز میگم اگه نتونم از پسش بربیام
اگه باعث بشه در حق این کوتاهی کنم اگه نتونم .
اگه نتونم
اگه نتونم مث خوره افتاده به جونم.
خودمم وزنم بالاست ولی بی نهایت ادم ضعیف و بی بنیه هستم

من دیگه فعلا غلط کنم به دومی فکر کنم ازبس دنبال نیلا میچرخم توخونه

والاخوب کاری میکنی هردوباهم بزرگ میشن اگرسختی هم بکشی ازیه تایمی کاملاراحت میشی وفقط صفاا

واقعا با بچه انقدی سخته،بااااید کمک داشته باشی،من که بهش فکر میکنم تن و بدنم میلرزه،ببین میتونی مسولیت دوتا بچه کوچیک رو که تمام وقت بهت احتیاج دارن قبول کنی بیار...
بنظرم دخترت هنوز خیلی کوچیکه و واقعا ظلم در حقش،زوده که بخواد بشه بچه بزرگتر چون خواه ناخواه میزان توجهتون بهش کمتر میشه...من که میگم فعلا دست نگهدار،هیجانی عمل نکن...

خوش به حالت این حسو داری

به یکی اکتفا کن حالشو ببر

ولا منم میخام بعضی وقتا بعضی وقتا مبینم فک میکنم نمیتونم برسم به هر دوشون

ولی من اصا دلم نمیخاد سردوتا بارداریم اونقداسترس و سختی کشیدم که دیگ فوبیا گرفتم

منم دقیقا همینطورم هر ماه میگذره میگم کاش اقدام میکردم از صمیم قلبم دلم دوباره نینی میخواد انگار وجودم و بدنمم میخواد اما از‌جنگ میترسم

اره بیار خوب کاری مکنی😐

دلار شده دویست تومن

اولین مادری هستی که دلت نی نی میخواد به این زودی انشالله عزیزم هر چی میخوای بهش برسی گلم

اگه دوس داری بیاذ

سوال های مرتبط