۸ پاسخ

وای این بچها دوره زمونه چشونه بخدا اگه ما نیم درصد اینا پدرومادرامونواذیت کرده باشیم من مامانم نیگه من هی نمیدانم توک دستشویی یاد گرفتی اینا پدرمارو دراوردن بخدا منم دخترم تادستشویی یاد گرفت کفری شدم

الان تو سنی نیست که ادب داشته باشه یا نداشته باشه.‌بیخیال اصلا به فک نکن

ن دیگه وقتی میارن بالا نباید چیزی داد حتی آبم نده فعلآ بزار بخوابه _آره همه چیزو میگن خودم ؛دخترمنم سردستشویی رفتن خودم بایدبگم داری یانه وببرمش و گاهی هم خطا ولی حاضرنمیشه تو دستشویی بره

تو این سن میخان مستقل باشن و اتفاقا خوبم هست
منم دخترم دوس داشت و داره ک تو دسشویی شلنگ بدی بهش خودشو بشوره، الانم میگه تو نیا خودم شلنگ برمیدارم.
دگ اگه خابید خابیده، احتمالا تو شب یا صبح زود گرسنه اش بشه

هانا که تا من نگم برو دستشویی نمیره باید هزار بار بگم‌بره بعد به ساعت شورت پاش کنه سر همه چی گریههه مغزم نمیکشه

وای دختر منم واس دستشویی رفتن دیوانم میکنه ی اداهایی در میاره کفری میشم
نمیدونم متوجه شده رو دستشویی حساسم بدتر میکنه

ن بابا ولش کن بخوابه هروقت گشنه شد بیدار میشه

ای بابا چالشهای ما با بچها تمومی ندارع
نه بزار بخابه چون بالا اورده فکز نکنم اشتها ب خوردن دوباره غذا داشته باشه

سوال های مرتبط

مامان محمدحسین🧸 مامان محمدحسین🧸 ۳ سالگی
خانوما به دادم برسید ، به حدی اعصابم خورده که می‌خوام سکته کنم،بیشتر از سه هفته هست که دارم تلاش میکنم پسرم و از پوشک بگیرم پیشرفت که نکرده هیچ از دیروز تا حالا پسرفت هم کرده! به هرررر روشی که بگی و مامانای اینجا یادم دادن متوسل شدم انگار نه انگار تو شلوارش جیش و پی پی می‌کنه 😭 دیشب جایی دعوت بودیم چقدر باهاش حرف زدم که جیشتو بگو فلان رفتیم اونجا هر چی خواستم ببرمش دستشویی نیومد گفت جیش ندارم اخر رو فرش خونشون جیش کرد😢اینقدر خجالت کشیدم و عذرخواهی کردم که نگو، نمیشد هم نریم خونشون وگرنه من از خدامه هیچ جا نرم، دوروز پیش خودش پی پیشو تو دستشویی کرد بعد از سه هفته مقاومتش ، کلی خوشحال شدم تشویقش کردم خیال کردم یاد گرفته دیگه راحت میشم الان باز از دیروز تاحالا لج کرده نمیاد دستشویی حتی برا جیش کردن! امروزم از صبح تا حالا جیش نکرده نگرانم😭 بردمش تو دستشویی گفتم بزار به زور نگهش دارم تا جیش کنه اما فقط گریه کرده و جیغ زده که نمیخوام جیش کنم، دیگه تا مرز جنون رفتم امروز اینقدر تو سر خودم زدم و گریه کردم که حد نداره، واقعا دیگه نمی‌کشم اصلا عجیبه این بچه 😓
مامان جوجه کوچولو 🐥 مامان جوجه کوچولو 🐥 ۳ سالگی
امروز دخترم خیلی اذیتم کرد به حدی دیوونم کرد نشستم جلوش گریه کردم 😞 غذاشو داده بودم خورده بود می‌خواستیم بریم بخوابیم گفتم بریم دستشویی جیش کن گریه میکرد من جیش ندارم بردمش هر کاری کردم جیش نکرد تو همون بین برا گوشی هم گریه میکرد ندادمش گفتم اگه جیش کردی میدم اخرش هم جیش نکرد منم گوشی ندادم خلاصه کلی برا گوشی گریه دید نمیدم اومد بغلم کرد معذرت خواهی کرد گفت بیا بازی کنیم گفتم باشه کمی بازی کنیم بعد بریم دستشویی خلاصه کمی بازی کردیم باز بردمش دستشویی هر کاری کردم جیش نکرد با گریه میگفت ندارم اخرش منم کلافه شدم پوشک پاش کردم تا پوشک پاش کردم جیش کرد گفت من تو پوشک جیش کردم😫 خلاصه اومدیم بخوابیم گفت من گشنمه میدونم الکی میگه ولی باید بهش بدم این بین کلی اذیتم گریه زاری نمیخورم برا کارتون بزار امروز به مرز دیوونگی رسیدم وقتی اینجوری عصبیم میکنه تمام تلاشمو میکنم کتکش نزنم اون لحظه فقط دلم میخواد خودمو تیکه تیکه کنم واقعا وقتایی باهاش تنهام بعضی وقتا اینجوری دیوونم میکنه حالا همه اینایی من تعریف کردم شما با یه سره گریه کردن جیغ داد کردن بچه تصور کنید بغیر اون موقعی باهاش بازی کردم. همیشه اینجوری نیست ولی بعضی وقتا دیوونم میکنه نمیدونم چیکار کنم روز به روز هم لج باز تر از قبل میشه😭