۶ پاسخ

وقتی اومدم خونه خودم دیدم خیلیم سخت نبود فقط چون میترسیدم بزرگش کرده بودم چون غریزه مادریه

عزیزم تا وقتی که لازم میدونی بمون من رفتم سه روز موندم خونم همسرمم تا دیروقت سرکار بود انقدر نگران بودم حالت پنیک بهم دست داد از غذا افتادم الان خونه ی مادرشوهرمم پیش روانپزشک رفتم دارو داده افسردگی بعد از زایمان خیلی بده، اگرم میری خونت حتما بگو هر روز بهت سر بزنن

وای منم اینجوری بودم گریم میوفتاد وقتی ب خونه خودم بیام فک میکردم ولی همه اینا الکی بود وقتی بعد بیست پنج روز برگشتم خونه خودم و اولین شب فق سختیش بود چون عادت داشتم میخابیدم مامانم هوا بچرو داشت

خب بلد نیستیم طبیعیه. من هفته آینده میرم. مادر شوهرم طبقه بالامه کمک حالم هست

اولش طبیعیه این حسا کم کم عادت می کنی به شرایط به خودت زمان بده

برو و مامانتم ببر

سوال های مرتبط