امروز صبح ی اتفاقی افتاد که هنوزم بهش فک میکنم موهای تنم سیخ میشه
دخترم یاد گرفته بود که توی گهوارش هی از اینور به اونور غلت بزنه ، منم از ترسم گهوارش رو جمع کردم و تصمیم گرفتم روی زمین بخوابیم
پنج صبح تو خواب ی دختر جوان خوشگل دیدم که ی چادر سفید سرش بود با اینکه هیچ شباهتی به دخترم نداشت ولی توی خواب میدونستم که دخترمه ، وسایلش رو جمع کرده بود و گفت من دارم میرم
یجورایی هم اصلا شبیه خواب نبود دقیقا من سر جام خواب بودم و اون جلوی صورتم بود واقعی واقعی
با خنده برگشتم به شوهرم گفتم اینو نگا میخواد زودتر از ما بره
با صدای خودم چشمام باز شد ، به خودم اومدم دیدم خواب بوده
کنار دستمو نگا کردم دیدم دخترم سرجاش نیست
چهاردست و پا کل اتاق رو رفته بود و رسیده بود به ی کابل برق که به کولر وصل میشه، گذاشته بود دهنش

وای سکته رو زدم ، چند وقته که چهاردست و پا میره ولی خب هنوز خیلی فرز نیست ، اینکه این مسافت رو رفته ، اون کابل رو پیدا کرده ،تازه پشه بند از این کلبه ای ها روش بود نمیدونم چه جوری از اون رفته بیرون

اصلا اون خوابه چی بود که منو بیدار کرد ، یعنی چی که داره زودتر از ما میره

پوشک

۱۶ پاسخ

عمرش هزار ساله باشه خواب همیشه یه حکمتی داره یه هشداره خدا بهت رحم کرده هشدار داده از خواب بیدار شدی وگرنه خدایی نکرده زبونم لال برق میگرفت بچه رو حواستو جمع کن خواهر حالا که چهار دست و پا میره وسایل خطرناک و جمع کن صدقه یده بلا دوره

الهی شکر به خیر گذشت قربون مهربونی خدا برم حتما صدقه برتر

وای خدا
وقتی میخوابه دورتا دورش بالش بچین که نتونه دور بشه.

خدا چقدر دوست داشته

وای خدا🥺🥺🥺🥺🥺

دقیقا منم حس میکنم اون خانم که دیدی فرشته دخترت بوده یه قربونی انجام بده منم تنم سیخ شد دیکه اینحا گفتی جای دیگه نگو تمام من فهمیدم چیشده بیخیال دیکه

موهای تن منم سیخ شد 😮😮😮

فقط میدونم خدا خیلی دوستت داره که نذاشته اتفاقی برا عزیز دلت بیفته خدا رو شکر کن از ته دل و از این به بعد خیلی مواظب باش

یا ابولفضل چقدر ترسناک بوده خدا خیلی رحم کرد بهت خواهر عمرش هزار ساله بشه

خیربوده خوابت
خداروشکر بخیر گذشته
پسر منم همینطوریه بیدار میشه هنوز چشماشو باز نکرده راه میفته میره بی صدا میره اگ خواب باشم متوجه نمیشم
خونه رو براش امن کن دیگه چیزای خطرناک رو جمع کن که خیالت راحت باشه من صبح پامیشم در اتاق رو میبندم شارژر اگ تو پریز مونده باشه جمع میکنم رو پله پتو میندازم
خداخودش حافظ و نگهدار این کوچولوهای نو پا هست ❤️

وای عزیزم مو ب تن منم سیخ شد ،،،گلم خدا خیلی بزرگو مهربانه ب واسطه خواب بیدارت کرده ک اتفاقی براش نیافته عزیز توروخدا اون سیما رو در دسترس بچه نزار مراقب باش گلم

وای عزیزم خدا رحم کرده، حتما صدقه بذارین براش و اینکه دیگه از این ببعد باید کل کف خونه امن باشه.. کم کم باید ب فکر جاهای بالاترم باشین..

یا خود خدا پشماااااام

صدقه بده

واقعا ترسناکه من ترسیدم خدارحم کرده بهتون

عزیزم خدابهت کمک کرده توسط اون خواب بیدارشی و ببینی دخترت نیست سرجاش. خداروشکر بخیرگذشته

سوال های مرتبط

مامان زردآلو مامان زردآلو ۱۴ ماهگی
مامان نیکراد جون👼 مامان نیکراد جون👼 ۱۶ ماهگی
خب خب خب دوستای گلم بخوام از دیشب و عوارض واکسیناسیون نیکراد جانم بگم ،اینکه خب تا ساعت ۱۲ که همچنان تب داشت 🤒🤒به پیشنهاد مامان علی پیاز حلقه کردم و گزاشتم کف پاش و جوراب پوشوندم و خوابید به ده دقه نرسید که همونجور که خواب بود دستمال روی پیشونیش رو گرفت پرت کرد اونور ،بعد رفت سراغ دستمال روی شکمش اونم پرت کرد😄 مرحله ی بعدی در آوردن جوراب ها بود همینجور توی خواب نق میزد و حالت نیم خیز میشد چون هنوز نمیتونه بشینه ،مدام نیم خیز میشد دوستشو میگرفت به جورابهاش که در بیاره منم کلافه شدم و در آوردم کلا ده دقه تو پاش. بود ،بعد فکر کنم درد پاش شروع شده بود مرتب پای چپش رو محکم میکوبید به تشک تخت 😢😣هیچ خلاصه منم سینه هام کلا خالی یود و شیر نداشت نیکراد هم فقط میخواست مک‌بزنه شوهرم بیدار کردم رفت شیر خشک درست کرد چون چند روز بود شیشه نمی‌گرفت از کنار سینم نوک شیشه رو رد کردم و توی خواب یه ۵۰ تایی خورد و خوابید ،ولی باز ساعت ۴ با تب شدید بیدار شد من از ۴ تا الان درگیر الان تازه تبش کنترل شد و خوابید ،منم برم بخوابم روز شما بخیر شب من بخیر😄😴👋