۲۷ پاسخ

بنظر من ک بچه شیرین ترین نعمت زندگیه حتی سختیاشم شیرینه من دختر اولم ۶سالشه دومی ۴ماهشه هنوز ب سومیم فکر میکنم☺️☺️🤭

خودازارن🤣😂

اصلا بچه اول ۵ سال پیش بود نفهمیدم دخترم نه رفلاکس داشت نه کولیک خیلی آروم بود

منم نمیتونم باور کنم چطور ممکنه سختیای اولی رو یادت بره که بخوای به دومی و سومی فکر کنی !
الان یکی جلوی من اسم بچه دون رو بیاره هم‌خودمو میکشم هم اونو 😂😂😂
خیلی ی ی ی ی سخته بچه داری
به نظر من مادر بودن سخت ترین و سخت ترین کار دنیاست
هیچ کاری باهاش قابل مقایسه نیست

از سر اجبار و حرف مردم و اینکه نکنه بچم تنها باشه وگرنه مگه میشه سختی بچه داری از یاد آدم بره!!!! من هنوز دو ماه اول جلو چشممه هر وقت یادم میفته بدنم میلرزه

من همین یکی داره ننمو میاره جلو چشمم اگه یه وقتی دومی بشه خودمو از یه جا پرت میکنم راحت 😐😂

مامان من میگه ادم مادر که میشه یادش میره چقدر سختی زایمان و بچه داری کشیده
تا یکم بچش بزرگتر میشه میتونه کاراش کنه دلش نوزاد میخواد😁

منم برام سوال😂

من که بچم و میبینم تو دلم میگم اگه بچه های بعدی مثل اولی باشه دو الی سه تا دیگه موخوام

ببین اینم‌بگم دختر دایم سر بچه اولش خیلی حالش بد بود افسردگی شدید گرفته بود داشت خودشو میکشت زفت دکتر کلی دارو خورد بهتر شد بعد چندسال یادش رفت بچه دوم اورده الان😅

ناشکری نمیکنم خدا حفظش کنه پسرمو ولی واقعا زمان برگرده عقب بچه نمیارم

سوال منم هست من واقعا دیونه شدم واقعا سخته طاقت فرساس اصلا دلم بچه دوم به هیچ عنوان نمیخاد😑‌ولی بعضیا کلا صبر و‌حوصلع بالایی دارن و‌شخصیت از خودگذشتع دارن و چندتا بچه میارن

منم گفتم برای خودش ارزش قائل بشه.اهنگ بزاره.روحیش عوض میشه

صبح یا ظهرهرموقع ازخواب بیدار میشیم اول غذا پسرمومیدم

همتون وقتی بچتون بشه ۶ ساله هوس میفتین برا دومی .من از همتون بدتر بودم هر کی میگفت بچه دوم دعواش میکردم ولی یه زمانی رسید که برا دومی له له میزدم. زمان میخواد تا به حرفم برسین😄

من خودم یک ماه اول خیلی بیخوابی کشیدم.سرما خوردم.الانم دوروزپریودشدم.درعوض انرژیم دوبرابر شده برای بچه م.خواهرم بهم گفت پسرم آماده کن.امشبم میبرم خونه خودم.توراحت استراحت کن.قبول نکردم.چون نفسم به نفس پسرم بنده.با اون میخوابم بیدار میشم.الانم روپام شیرخوردخوابید.

اگه کسی حال و حوصله بچه داری نداره.پس چرا بچه دار میشه.
چرا یک طفل معصوم رومیاره بدنیا.همین که یکم اذیتش کرد.اعصاب خوردی شوروی اون بچه خالی کنه.
پس کسی که میناله که خسته شدم.کم آوردم.بخاطرخودش و همسرش بچه نیاورده بخاطر حرف مردم که پشت سرش میزنن بچه آورده.کسانی هستن که برای دسته گل‌های که ما داریم.بایکم اذیتشوغرغرمیکنیم.دارن له له میزنن.ولی متاسفانه ما داریم بجا غذغرزدن بگیم خدارو شکر.ناله میکنیم

به نظر من بچه شیرینه ولی یه روزایی سختیش چندین برابر شیرینیش میشه من به بقیه میگم دیگه بچه نمیارم میگن یادت میره سختیارو باز هوس میکنی ولی من فکر نکنم دیگه بچه بخوام

دور از جونت به گ وه خوردن افتادم .

سلام وقتی زیادبه بچه ت عشق بدی‌.استرس نداشت باشی.خودخدا هم کمکت می‌کنه.
من با بچه م بازی میکنم.درست خدا بعد یازده سال دوباره بهم بچه سوم روداد
اول ها سخت بود.ولی بیشتر انرژی موازبچه م گرفتم.ازنوزادی موقع شیرخوردن.لباس عوض کردن.باهاش بازی کردم.اهنگ گذاشتم.لا لای خوندم براش.الان موقعی که میخوادشیربخوره.بایدباهاش حرف بزنم.بازی کنم.انجوری هم خودت انرژی میگیری وهم بچه ت.
من پسرم بیمارستان بستری بود.براش آهنگ ولالای میزاشتم.که پرستاراومدگفت برای بچه دوماه آهنگ گذاشتی.گفتم چون ازاولم عادتش دادم.الانم جای ببرمش سروصدا باشه.صدای آهنگ زیاد باشه میخوابه

همسایه مون متولد 70 هست
پنج تا بچه داره , بچه پنجمی دوماه از ستین بزرگتره
جدیدا شنیدم میگن حاملس😑😑😑😑😑
نمی‌دونم چجوری توانایی داره فقط موندم

والا من اولی رو بزرگ کردم خیلی اذیت شدم
دومی رو آوردم و الان ۵ ماهشه قبل از اینکه دومی ب دنیا بیاد استرس داشتم اما الان میبینم ک خیلی هم راحته البته خدارو شکر ساکته ب خاطر اینه ک دارم ب سومی و چهارمی هم فکر میکنم البته نه الان حداقل ۳ سال دیگه
بچه داری واسم راحته اما سزارین دومم خیلی سخت بود و بدنم الان اصلا آمادگی ی زایمان دیگه رو نداره

چون دومی انقدر راحت پیش میره سختی اولی رو نداره. البته من دومی رو بدون برنامه ریزی شدم

بچه اول تجربه پدر مادر
من چون ۲۰ سال بود بچه کوچیک ندیده بودم ینی بغلم نکرده بودم میترسیدم چون سرکار خونه خیلی جایی نبودم
بچه خودم اصلا تجربه نداشتم خیلی ۱ ماه اذیت شدم همش مامانم می‌شست می‌میخابوند
ولی الان به شوهرم میگم اگر بچه دوم بیارم دیگه کمکی نیاز ندارم حتی بیمارستان چون فهمیدم باید چیکار کنم تجربه هامو کسب کردم

بزرگ‌میشه انقدر شیرین میشه و کمک دستته که هوس میکنی دومی رو بیاری.اولی سخته بقیه راحت میشه

من که همین یه دونه داره حسابی از خجالتم در میاد
ولی فکر میکنم مثلا یادشون میره یا فکر میکنن اونقدم سخت نبوده
من توانشو ندارم دیگه اگه داشتم عاشق ۳ تا بچم
اگه من بیارم یکی ببره بزرگ‌کنه ۱ سالگی پسش بده میارم 🤣🤣

یه اب خنک میخورم و ادامه میدم😁

سوال های مرتبط