۷ پاسخ

خب یه مدت وقتی اومد در رو باز نکن ، یا مامانش زنگ زد چند تا در میون جواب بده
من دقیقا یه مدتی شرایط مشابه داشتم ، کل روز وفتایی ک شوهرم نبود میرفتم بیرون( خونه مادرم، خیابون، خربد، پارک، ) چند بار ک طرف دید من واقعا خونه نیستم و کار دارم دیگه بیخیال شد
شمام همین کار رو بکن مطمعن باش جواب میگیری

عزیزم مستقیم بگو دیگه ابشون تو یه جوب نمیره پسرم عصبی میشه اگه میشه یه مدت نیاد تا بچم حالش خوب بشه
من تازه با بچه تجسم دعوا می‌کنه بخدا قرار گذاشتیم باهم نریم خونه مامانم
اولویت خودت و بچت

فاصله سنیشون زیاده از اول اصلا نباید هم بازی میشدن حالا اومد یه بهانه بیار راهش نده یا بگو مریضه یا خوابه یاقراره بریم بیروند

بگو پسرم الان بیشتر اذیت میکنه هم منو هم پسر شمارو بیا از این به بعد ببریمشون پارک جای خونه موندن

اوایل خیلی با ادب رفتار میکرد الان من مشغول کارشدنی جدیدا تو اتاق پسرم دست درازی میکنه و غیرمستقیمم سوال کردنی گردن نمیگیره میگه نمیدونم فک کنم آرسین خودش کرده و فلان از این رفتاراش خیلی بدم اومده منم چون بچس تند باهاش رفتار نمیکنم ولی اعصابم خرد میشه حتما پیش خودش فکر میکنه یه الف بچه سر یه مادرو کلاه میزاره اینجوریم بدم میاد
شما جای من باشین چیکار میکنین

وقتی که خودش سوال میپرسه بهش بگو،جدیدا باهم نمیسازن دعوا میکنن

بگو مریض شده دوسه هفته واگیر داره بچشو نمی فرسته دیگه ,🤣

سوال های مرتبط

مامان یزدان مامان یزدان ۴ سالگی
سلام مامان ها عزیز پسر من تقریبا ۳ سالشه و من بهش یی بازی رو یادش میدم ک با خودش بازی کنه ولی متاسفانه اصلا نمیتونه با خودش مشغول باشه همش دنبال من و حتی میبرمش پارک با اینکه بلد دوچرخه سواری اصلا نمیخاد برونه میخاد من کلا کنترش باشم و کل توجم ب اون باشه همین ک توجهمو میکشم بازی نمیکنه تو خونه هم من اشپزی میکنم یا گریه میکنه یا وسایل اشپزخونه رو خراب میکنه از لجش منم اعصبی میشم تو بیرونم یکی رو میبنه دیگه فکرش کاملا میره سمت اون و بعضی وقتا وقتی یی نفر ک زیاد ندیده یکم باهاش حرف میزنه اگ بره یا کلی گریه میکنه پش سرش ک منم میرم و یا میره و باهم دعوا میکنیم وقتی جایی میرین میخاد لباس بپوش کلی اذیت میکنه من و بعد پوشیدن هم کلا نمیخاد بیاد وقتی هم بهش توجه نمیشه کلا لج میکنه یا میپره سر و صورتمون یا کارهای ک گفتیم نکن میکنه یا میزنه میشکنه هرکاری میخام بکنم خستم میکنه و یا پشیمونم میکنه ۳ سالشه هنوز یبار م ارایشگاه نرفته چون میگه از موزر میترسم حموم رفتنی جیغ داد نمیزاره اصل بدنشو بشورم اصلا متوجه نیست ک وقتی میره بیرون وسط خیابون نره کاراش دیونم کرده منم خیلی خسته میشم و سرش عصبی میشم وپدرش میگم ک بریم روانشناس من برم یا بچه میگه ن و ناراحت و نگران خاطرات ک باهاش میسازم هستم لطفا اگ کسی اگاهی داره راهنمایی داره ب خاطر بچم ک روحیش خراب نشه راهنمایم کنه ممنونم
مامان سامیار مامان سامیار ۴ سالگی