۲ پاسخ

سلام عزیزم دخترم خیلی آویزون بهم بود و من کلافه بودم. تدریجی جواب نمی‌داد به دخترم. چون مثل دختر شما بود.... دو سه روز موقع خواب ظهر و شب خودمو قائم کردم که منو نبینه. همسرم با فیلم دیدن چشماشو خسته میکرد و خابش میکرد. نصفه شب بیدار می‌شد یه چیزی میخورد دوباره میچرخوند تو خونه تا بخابه. من تا 3 شب پیش شون نخوابیدم. تا دیگه عادت کرد. ولی واقعا اگه کمک همسرم نبود من تنهایی نمیتونستم . چون هییییچ جوره حواسش پرت نمیشد و بازی و چیز خوراکی جایگزین نمی‌خواست.

بله ی ده روزی هست من خیلییی تدریجی گرفتم سه چهار ماه هی کمش کردم تا رسیدیم ب قطع کامل

سوال های مرتبط

مامان غزل و محمد طاها مامان غزل و محمد طاها ۷ ماهگی
مامان غزل و محمد طاها مامان غزل و محمد طاها ۷ ماهگی
مامان آیهان مامان آیهان ۲ سالگی