۹ پاسخ

نمیدونن چرا فرهنگ استفاده ندارن ماهم بچه بودیم مگه این چیزارو پدر مادر یادم دادن خیر تو شخصیتمون نبود اینا ذاتا وحشین

فکر میکردم فقط من چالش دارم تو پارک پس تنها نیستم . یک بار بچه م هول دادن ترسیده بازی نمیکنه قشنگ و من بی دفاع بودم . ولی جدیدا قشنگ حسابشون کف دستشون میزارم مثلا یه دختره بزرگ یواش دخترم هول داد یه دادی زدم که دختره لرزید بعدشم گفت منکه هول ندادم چنان داد میزدم همه نگاه میکردن تازه بعدش متوجه شدم دختر همسایه مون هم تو پارک نشسته بود منو نگاه میکرد . ولی خوب قبلا تو این فاز ها نبودم از وقتی دخترم هول دادن و ترسیده بازی نمیکنه حالا پلنگ شدم خوب مواظبش نباشم یه اتفاقی بیفته چه خاکی تو سرم کنم

من دخترمو2سری بردم پارک انقده بی ادب بودن که تازه ازسردخترم افتاد

راستی چقد عکس کوکوهات خوشمزه به نظر میاد

والله من اونرو که دخترمو بردم پارک چند تا پسر گنده رفته بودند بالای سرسره و نمیذاشتن کسی سره بخوره .
منم دخترمو جدا کردم و حوصله بحث با بچه هایی که خانواده هاشون برای تربیتشون وقت نذاشتن رو نداشتم چون میدونستم بی فایده هست.

چ‌کوکوی خوش رنگ و خوش فرمی 😍😂 چشمو گرفت تاپیکو نخوندم 😂

وای دقیقا منم امروز پسرمو بردم پارک 4تا پسر گنده رفتن بالا نمیذارن بچها بازی کنن منم باهاشون دعوا کردم گمشدن رفتن آشغالا

منم دیشب پسرمو بردم پارک انار دوتا بچه پسرمو هل دادن بخاطر سرسره بعدم ک رفتن ب همدیگه هی فوشای رکیکی میدادن پسرمم اهل دعوا نیس گفت مامان اینا خیلی بدادبن

بعضیا فقط مبزان شوت مبکنن تو خیابون نشونش شوهر وحشی من میشه خاک برسر پدرمادراشون

سوال های مرتبط

مامان کیان مامان کیان ۲ سالگی
لطفا اگه مامانایی که تجربه کردن جواب بدن بهم
پسرم به من خیلی وابستست و انگشت شمار جایی پیش کسی گذاشتمش و رفتم سراغ کارام شاید سرجمع دوسه بار همه اقوام باهامون فاصله دارن و منم زیاد نمیرم بمونم بچم دورش خلوته و این وابستگیه کم نمیشه شاید اگه حداقل چند بار از دوسال به بعد میزاشتم پیش کسی و میرفتم بهتر میشد همین موضوع باعث شده به ندرت بتونه تنهایی بره رو سرسره من باید پایین سرسره کنارش باشم یا اینکه سرسره شلوغ باشه بالا نمیره مگر اینکه بچه هایی که بالان و بشناسه و البته جدیدا چند بار شده غیر این هم بوده و رفته
مشکل دیگه ای که هست کسی بالای سرسره یا پارک بهش دستش میخوره عصبی میشه و دوست نداره امروز یه دختره بوسش کرد بالای سرسره گریه کرد
من اینارو امروز به مربی مادرو کودکش گفتم گفت عیب نزار رو بچه بالاخره بچست درست میشه اما تشخیصش این بود بچم درون گراست البته همسرمم درون گراست
به نظر شما چیکار باید کنم
جدیدا توی قصه هایی که میگم عادی سازی میکنم و خلاف اون کارارو تو قصه میگنجونم مثلاً میگم دختر خانوم کیان و بوس کرد کیان خندید
چه کار دیگه ای می‌تونه کمک کننده باشه ؟؟؟