۴ پاسخ

عزیزم هزینه اپیدورال چقدره الان؟

ببخشید قبل زایمون چکار کردی ک سه سانت باز بودی؟

من گاز خنده زدم زیاد تاثیر نداشت ولی خوب طول زمان زایمانم کمتر شد اپیدورال تنبل میکنه خوب زور نمیزتب

عزیزم مبارکت باشه🌹

سوال های مرتبط

مامان سپهر مامان سپهر ۵ ماهگی
مامان شاهان مامان شاهان ۶ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی
خب من از اول از سزارین میترسیدم فقط میگفتم طبیعی از هفته ۳۶ دردای زایمانم شروع شد منظم یه هفته بستری شدم آمپول ریه زدن برام با یه سانت دهانه رحم دیگه مرخص شدم بعد یه هفته مرخص شدم ولی همچنان درد و انقباض منظم داشتم کلی ورزش و پیاده روی داشتم ۳۸ هفته و دو روز دیگه بچم تکون نمیخورد رفتم معاینه شدم رحمم کلن بسته شده بود تو بیمارستان راه رفتم پله بالا پایین رفتم یه سانت شد دیگه تا روز بعدش همینجور بود و بچم تکون نمیخورد دیگه بستری شدم برا زایمان ساعت هشت صبح آمپول فشار رو با سرم بهم وصل کردن دردام بیشتر شد تا ساعت یک رحمم سه سانت شد دیگه پیشرفت نکرد ساعت سه ظهر دوباره فشار زدن درد کشیدم درد کشیدم و رحمم باز نشد کلی معاینه تحریکی شدم به زور شد چهارتا تا ساعت ده شب بلاخره شد هشت سانت و کیسه آبم فقط سوراخ شد دیگه داشتم جون میدادم خودشون اومدن کیسه رو ترکوندن انقد دیگه درد کشیده بودم جون نداشتم زور بزنم و اینم بگم که وقتی درد و انقباض اومد باید زور بزنیم هر چی فشار دادم فایده نداشت
مامان علی جــ❤ــانم مامان علی جــ❤ــانم ۱۵ ماهگی
#پارت ۲
#زایمان طبیعی
ایپدورال که زدم حدود ۵ سانت بود دهانه رحمم، و به طرز عجیبی تا ۹ سانت دیگه هیچی دردی نداشتم، خیلی خوشحال بودم که بدون درد نهایتا حدود یکی دوساعت بعد زایمان میکنم ولی نگو تقدیر برای من طوری دیگه رقم میخوره، وقتی ۱۰ سانت شدم تقریبا داشت اثر بیحسی میرفت و ماماها ازم میخواستن زور بزنم هر چی زور میزدم نمیشد دیگه واقعا حالم بد شد و هیچ انرژی برام باقی نمونده و من از حال میرفتم زمانی که دکتر معاینه کرد گفت بچه سرش نمیاد وارد کانال بشه، موهاشو میدین ولی سرش کرول نمیشد، و ماما و دکترم وقتی معاینه میکردن سری تکون میدادن و میگفتن نمیشه و من حالم بدتر میشد تا بعد ۲ ساعت زور زدن دکتر تصمیم گرفت ببرنم اتا عمل سزارین کنن، من شروع کردم جیغ زدن که من درد طبیعی را تحمل میکنم ولی سزارین نمیشم، نمی تونم دوتا درد تحمل کنم و فقط قصدم اینه زایمان طبیعی داشته باشم ولی دکتر با من صحبت کرد که موافقت کنم، بعد کلی گریه من و فرستادن اتاق عمل....
مامان آریان مامان آریان ۱۴ ماهگی
تجربه زایمان من 😊
بعدش ک کمی انقباض شروع شد مامانم حراسون خودشو به من رسوند بعد اون هم مامای همراهم اومد وقتی دیدمش روحیه م واقعا عوض شد چون خیلی ترسیده بودم من هیچی با خودم بیمارستان نبرده بودم ن مدارک ن ساک 😅 بعدش انقباض هام بیشتر شد .
با اینکه ۴ سانت بودم ولی بچه بالا بود و باید با ورزش میکردم تا زودتر زایمان کنم . توی اوج درد منو ماما ورزش هارو انجام دادیم که خیلی کمک کرد به ۶ سانت ک رسیدم بی حسی خواستم ولی معاینه م کردن گفتن بچه بالاست هنوز ن
ورزش ها رو بیشتر کردم چون دیگه طاقت دردو نداشتم دوباره معاینه شدم خداروشکر بچه اومده بود پایین ، بی حسیو ساعت ۱۰ به من تزریق کردن سریع ماما منو خوابوند گفت فول شدی زور بزن . با دو سه تا زور ساعت ۱۰ و بیست دقیقه زایمان کردم بچه رو روی شکمم گذاشتن انگار دنیا رو به من دادن😍🥰 از دو جهت هم بخیه خوردم . دیگه درد نداشتم . من اون بعدازظهر بدون درد بودم نمیدونستم تا ۱۰ شب زایمان میکنم و تموم میشه 😅 توی ۴ ساعت زایمان کردم😅🥰
مامان کایرا✨️ مامان کایرا✨️ ۱۰ ماهگی

زایمان طبیعی پارت دو✅️
آماده شدم رفتم زایشگاه و دکتر خودمم اونجا بود و معاینه کرد همون دو سانت بودم اما چون دردهام شروع شده بود بهم گفت بستریت میکنم اما زایمانت برای فردا میفته و ساعت ۵ و ربع بستری شدم ، برام سنتو(آمپول فشار) زدن و با اون دردهای من بیشتر شد و شدت گرفت تقریبا تا ساعت ۹ و نیم درد رو تحمل میکردم و آروم ناله میکردم و تو این مدت همش توی دستشویی بودم اصلا نمیتونستم دراز بکشم و بشینم و فقط ادرار داشتم و بعد که یکم صدام بالاتر رفت ماما اومد و معاینه کرد گفت ۴. ۵ سانتی و زنگ زدن به ماما همراهم ، که ساعت ۱۰ اومد و اونجا دوباره معاینه کرد ۶ ، ۷ سانت بودم و تو این مدت همش روی تخت بودم یا سرویس و نمیتونستم ورزش کنم ماماهمراهم هم فقط نقاط فشاری رو کار کرد و بهم میگفت چطور نفس بکشم ، و همون موقع ها من حس زور بهم دست می‌داد که بعد اومدن و کیسه آبم رو پاره کردن فکر کنم اونجا ۸ سانت بودم ، بیشتر دردهام زیر ۵ سانت بود و تحملش خیلی برام سخت بود اما بعد از اون درد میگرفت و ول میکرد که اونجا با تنفس رد میکردم تند تند نفس میکشیدم و موقع انقباض هم زور میزدم
مامان پناه❤️🧿 مامان پناه❤️🧿 ۲ ماهگی
پارت ۲
خلاصه من رفتم سمت بلوک زایمان گریم گرفته بود من نمیخواستم طبیعی زایمان کنم چون میترسیدم رفتم تو بلوک منو بردن تو اتاق لباس اینا پوشیدم بعد تو ی اتاق رفتم نوار قلب بچه رو چک میکردن منم درد داشتم ولی ۱ سانت بودم ساعت ۱ رو تخت بودم از درد داشتم میمردم هیچکی بهم گوش نمیکرد میگفتم من درد دارم دارم میمیرم میگفتن تو درد نداری تا ساعت ۸ونیم صبح درد کشیدم ،هیچکی بهم توجه نمیکرد منم نوار قلب رو میکشیدم همش تو دستشویی بودم🤣 ی فشاری روم بود داشتم میمردم با اینکه ۱ سانت بودم بعد صبح دکتر اومد امپول فشار زد بعد یواش یواش دردام زیاد َشد دکتر گف رسیدی ب ۶ سانت دردام زیاد تر شد بعد یکم ک گذشت گفت ب ۷ سانت رسیدی زور بزن دو سه تا زور زدم بعد گف سریع برو اتاق عمل سرش دیده میشه منو دستمو گرفتن سریع بدو بدو رفتم اتاق عمل بعد ۴ ۵ تا زور زدم اومد با اینکه برش ندادن من خودم جر خوردم🤣
بعد منو بردن اتاق عمل از کمر بی حسم کردن بعد بخیه زدن بهم بدتر تجربه عمرم بود خیلی عذاب کشیدم
مامان زینب 🩷 مامان زینب 🩷 روزهای ابتدایی تولد
تجربه زایمان طبیعی:
پارت ۲
خلاصه تا صبح نتونستم بخوابم اصلا راحت نبودم. با فاصله کلا ۳ تا قرص دادن و انقباضاتم شروع شد ولی مرتب نبود. ظهر شده بود تازه ۴ سانت شده بودم. گفتم خسته شدم دیگه کمک کنین زودتر باز بشه دهانه رحمم. اومدن کیسه آبمو پاره کردن و آمپول فشار توی سرومم زدن که سریع دردام شدید و مرتب شد. اپیدورال اگه نمیزدم نمیتونستم دردشو تحمل کنم واقعا. وقتی اپیدورال زدن یه حس رخوت خوبی داشت خیلیم خوابم میومد یکم استراحت کردم. بعدش سجده رفتم و تقریبا توی دو ساعت ۹ سانت شدم. داشتم زور میزدم که دکترم رسید. با تمام توان زور میزدم و وقتی صدای اذان رو پخش کردن فهمیدم داره میاد. چشمامو بستم و با تمام توان زور زدم. یهو بچه رو کشیدن بیرون و احساس کردم خالی شدم. گذاشتنش روی شکمم و از ذوق کلی گریه کردم. وقتی اومد بیرون هیچ دردی نداشتم دیگه حتی واسه بخیه زدن هم بی حسی نزد برام.
اپیدورال واقعا معجزه بود برای من. وقتی ۴ سانت بودم میخواستم بگم اپیدورال نمیخوام چون دردام قابل تحمل بود فکر کردم لازم نیست. خوب شد جوگیر نشدم بگم اپیدورال رو کنسل کنین 😂
مامان سبحان🧿❤️ مامان سبحان🧿❤️ ۳ ماهگی
زایمان طبیعی پارت ۴
بعدش دیگه دردام بعد ۸ سانت شدید بود با معاینه و ورزش توی حمام اینا بالاخره من شدم ۹ سانت و بازم معاینه و اینا بالاخره ۱۰ سانت خیلی سخت شد تا ۱۰ بشم تعریف کردنش راحته💔 تا اینکه بعد اینکه دستش کرد داخلم و چرخوند تا ۱۰ فول شدم دکتر امد دوباره اون با اون ناخناش کاشت اش معاینه کرد گفت حالا زور بزن من همش زور میزدم میگفتن آفرین یکم دیگه ایتجوری زور بزن چونه ات بچسبون به سینه ات پاهات ببر بالا زور بزن هر وقت دردت آمد من همش زور میزدم میگفتن آفرین موهاشو داریم میببنیم ،
حالا من چون سوزش معده نداشتم فکر میکردم پسرم کچله تو اون درد و انقباض فکر میکردم پسرم مو داره 🫤😁
حالا هی زور اونا میفتن موهاشو دیدیم بعد گفت ادرار داره بیار سوند وصل کن انقدر که درد داشتم اصلا درد سوند نفهمیدم ، سوند وصل کرد دوباره برداشت من دوباره ادرار کردم گفت بازم ادرار داشته اصلا نگران نباشید مدفوع و ادرار کردید من هم مدفوع کردم هم ادرار با اینکه قبل اش سرویس رفته بودم و روده ام خالی شده بود