سالام علیکم🙋🏻‍♀️از یه مادر خسته،له و داغان 🫠
یعنی ماشا... به این بچه دیوار راست میره بالا دوتا چشم ک داری دوتام دیگه باید قرض بگیری حواست بهش باشه 🫠🫡
میگمامن تنها مادر نمونه ایی هستم که هنوز بچم نه از شیرخشک، نه از پستونک و نه از پوشک گرفتم یا مادر نمونه مثل منم هست🫠🥴
البته شیرخوردنش کردم یه وعده قبل خواب که اونم میتونم یاواش یاواش قطعش کنم مشکل همسرمه که هعی زرت زرت میگه بابا شی شی میخوای بچمم که از خداخاسته🫠🫠🫠
پوشکشم که دوتا آدم کمربسته میخواد که دائم ببریمش دسشویی تنهایی سختمهـ.... 🫠🫡😞
میرسیم به مشکل اصلی پستونک ینی سخت تر از این وجود نداره میکائیل بشدت وابستشه خواب روزش، خواب شبش حتی نق زدناش همرو با وجود پستونک میگذرونه حالا من تجربه مامانایی رو میخوام که بچهاشون از پستونک گرفتن
(یه دونه از پستونکاش سرش به صورت هفت بریدم خودش کشت میفهمید یه پستونک یه دونه دیگم داره گریه میکرد واسه اون که اون بهش بدیم اینم دیگه تحت هیچ عنوان دهنش نکرد)
این روش جواب نداد پس روش های دیگه رو بهم بگین😉

تصویر
۲۱ پاسخ

منم نتونستم بگیرم و دکترش گفت تا وقتی میخواد بهش بده خودش،یه روز دیگه نمیخوره

ماشالا بهش 🥰😍😍 خدا حفظش کنه از چشماش شیطنت میباره. پسرم خودش پستونک چند ماهی هست قطع کرده فقط موقع خواب میدادم خودش پاره کرد دیگه نگرفت

شلوار کردی اش و ببین❤😂

عزیزم برای از پوشک گرفتن خیلی زوده بچه هنوز آمادگی روحی و روانی نداره دختر من هم همسن بچه شماست ولی حالا حالا ها از پوشک نمیگیرمش میزارم ۲ سالو و نیم میگیرم چون تجربه دارم بهت میگم دختر اولم ۱ سال ۸ ماهه گرفتم تا ۳ ماه بچه همکاری نمیکرد هم خودش خیلی اذیت شد ولی خواهر شوهرم بچشو ۲ سالو نیم گرفت بچه سر ۱ هفته یاد گرفت

بخدا از نگاهش شرارت میباره😂 دختر منم شیطون شده

ینی من الان مادر نمونه ام 😁😂

ماشاالله شیطنت از چشماش میباره
خدا حفظش کنه

نگران نباش خواهر🙃بنده عین شمام🙃نه پوشک ،نه شیر و نه پستونک هنوز کنار گذاشته نشدن.متاسفانه وسواس نجاست دارم و فکر اینکه خونه م نجس شه نمیزاره برای ترک پوشک اقدام کنم .و پستونک برای منم شده معضل .دخترم بهش وابسته ست. موندم چه کنم

شرارت از قیافش می‌ریزه وزه😂😂

من به پسرم از اول پستونک ندادم ولی شیر سه چهارماهه گرفتم اما مای بیبی فعلاقصدش روندارم تادوتیم سالگی به بعداگه اماده باشه

ومن مشورت کردم با پزشک گفت که اگه دوسالگی شیرو قطع کنی دوسال ونیم پستونک رو بگیر الان فقط کمش کن همین

بعد دختر منم وابسته پستونک تا اینجا راه اومدم که وقتی بیدار میشه بهش میگم باید بزاری داخل تختت پیش عروسکت اینقدر اینو بهش گفتم طی یکماه الان بدون قشقرق میزاره اوایل خیلی گریه میکرد دائم میگفت بده

دوم اینکه شیشه رو کم کم دووعده رو مثلا یکیش کن بعد یکی رو مقدارشو هی کم کنیم تا تموم بشه من دارم بااین برنامه میرم جلو

اول اینکه پوشک هرگز الان وقتش نیست

عزیزم منم از هیچکدوم نگرفتم

من برج ۲ هم از شیر هم از جیش گرفتم پسرمو
پستونک هم که خداروشکر از اول نگرفت

عزیزم منم همینطور هستم نگران نباش همش درست میشه بلاخره بزرگ میشن منم تا ۵دسالگی پستونک داشتم اما آیا الانم پستونک میگیرم من که سخت نمیگیرم شماهم سخت نگیر

منم دقیقااااا توی شرایط شمام اینجارو میبنم همه میگن گرفتیم دلم میخواد بگیرمش ولی باز میگم هرچی به وقتش اتفاق میوفته

من شیر و پوشک گرفتم فقط تنها راهم پستونک ک دیونم کردم ولی در این شرایط ک خودم باردارم نمیتونم ترکش بدم فعلا چون واقعا بعضی اوقات موقع خواب اذیتم میکنه میزارم تو دهنش این یکی هم بیاد پستونکی هست دوتا بچه ای پستونکی

انگار داستان از زبون خودش شنیدم داره بهت میخندم میگه بروبابا 😂😂😂

من همه رو گرفتم الاپوشک شیر۳ماهه قطع کردم پوشکم۷ماهه ولی بردم دکتر گفت, اذیتش نکن خوابشو خراب نکن فوقش تا۴سالکی بگیره پستونکو

سوال های مرتبط

مامان دونه انار مامان دونه انار ۱۴ ماهگی
ما از دیشب پروژه‌ی از پستونک گرفتن رو شروع کردیم، ولی به جبر زمانه!😅
فاطمه در عرض چند روز همه‌ی پستونک هاش رو گم کرد
دیشب هم آخریش رو
دیگه گفتم حالا که موقعیتش جور شده از پستونک بگیرمش🥲
تا الان نگرفتم چون داداشش هم پستونک میخوره، ولی به نظرم الان دیگه آمادگی‌ش رو داره
دیشب موقع خواب درخواست پستونک کرد، خودشم میدونست گم شده، هی میومد به من می‌گفت پاشو پستونک بده😅
منم گفتم گم شده و نیست، قبول نمی‌کرد، توی رختخواب یه مقدار بی‌قراری کرد، آخرش مثلا پاشدیم دنبال پستونک بگردیم، کل خونه رو چند دور رفتیم و اومدیم، بعدش گفت بغلش کنم، دوباره چند دور هم همونجور که بغلم بود دور خونه گشتیم🫠
براش کلی شعر خوندم، قصه گفتم، قصه‌ی پستونک کوچولویی که وقتی فاطمه به دنیا اومد پدر و مادرش اون رو فرستادن تا موقعی که فاطمه بزرگ میشه پیشش باشه، حالا دیگه فاطمه بزرگ شده و پستونک میخواد برگرده خونه شون😄
گفتم تو دیگه بزرگ شدی خانم شدی، پستونک مال نینی هاست، داداش کوچولو باید پستونک بخوره
آوردمش توی رختخواب از زبون عروسکش هم باهاش حرف زدم، ولی با همه‌ی اینا بازم قبول نمیکرد، خیلی سخت بود براش، کلی گریه کرد و بعدشم با من قهر کرد و رفت اون طرف خوابید🥲
خیلی شبیه از شیر گرفتن بود به نظرم...
صبح که بیدار شد حس میکردم انگار چند درجه بزرگتر شده🙂
انشاالله بقیه‌شم خوب پیش بره. اینم تجربه‌ی ما بود🌼

#تجربه
#پستونک
#ترک_پستونک