۱۵ پاسخ

بخاطر این ک نباید عادتش میدادی با سینه بخوابه، خیلی وقت پیش باید شیرشبو قطع میکردی، الانم کلا قطع کن نزدیک دوسالشه دیگه

مردا حوصله گریه بچه رو ندارن سریع عصبی میشن و وا میدن بهتره بری خونه مادرت که کمکت کنه

ببین فرشته یهفته که کامل روز ندادی بعدش شب اول تایمشو کم کن...یعنی بدون شیر بخوابونش تو خواب اگه پنج دقیقه میخورد دو دقیقه بده...بعد اگه سه بار میدادی دوبار بده ..منم مرحله اخر شیر شبو کم کردم ...به هر حال اذیتشو داره

دختر منم همین طور بود شدیدا وایسته به سینه هام بود حتی شبا یکی تو دهنش و اون یکی تو دستش باید میبود تا خوابش ببره ولی با هر سختی بود گرفتمش سه شب اول سخته بعدش عادت میکنه نصف شب که دیدی خوابش سنگین شده بذار بخوره هم سینت سفت نشه و اذیت نشی و هم بچه سیر بشه

پسرمنم اصلاابدابدون سینه نمیخابید. دیگ بایدبگذره این دوران خودم دلم کباب بودواسش ولی خب بایدمحکم وقوی باشی

من تا دو هفته ای روز نمی‌دادم شب می‌خورد تا کم کم شیر شبشم کم کردم و ب جاش آب یا شیر تا بشه دادم
ی تایمی بگیر ک شوهرت نباشه

عزیزم چسب زدی به سینت؟
چسب بزن بگو بووف شده تو خوابم بهش نشون بده اگه شیر خواست یکم شیر ماجان بده یا آب بده

چه خاطرات جالبی از وابستگی بچه هاتون به شیر مادر دارید.
من بچه م از شش ماهی شیرخشکی شد. و خودش جدا اونطرف میخابید.
حسرت به دلم‌موند بیاد توی بغلم بخوابه.
البته ک خوشحالم مستقله ولی گاهی گاهیش دوس داشتم

فرشته اگه میخوای از شیر بگیریش. به سینه تلخک بزن . من دخترمو همینجوری گرفتم فقط سه شب بیقراری میکنه

تو تاب نمیخوابه دختر منم با سینه میخوابه ولی وقتی بگیرم تو تاب میخوابونمش بالاخره مجبور میشیم بگیریم دیگه من تا دوسالش بشه صبر میکنم بعدش میگیرمش

پسرمنم همینجوری بود سه شب وحشتناک گریه میکرد شوهر منم میگفت بهش بده ولش کن گفتم تو برو اتاق درم ببند کاری نداشته باش
بالخره اینم ی مرحله از رشد شونه
باید تحمل کنی

بچه منم اینجوری بود. یک ماهه یاد دادم بدون شیر بخوابه. فقط ی بار بیدار میشه آب میخواد . ساعتای ۶,۷ شیر میدم. دو هفته دیگ کامل میگیرم

منم طاقت گریه شو ندارم روزا نمیدم شبا میدم

سلام والا منم پسرم بدون سینم نمی‌تونه الان موندم چجوری ندم دیگه خیلی سخته

من ۳ شب گرفتم دوبار شب بلند میشه شدید گریه میکنه

سوال های مرتبط

مامان محمد علی مامان محمد علی ۲ سالگی
تجربه از شیر گرفتن پسرم
پسر من آخر این هفته دوسالش میشه و من میخواستم تا اخر دوسالگی بهش شیر بدم ولی چون چند روز بعدش وقت پریود شدنم بود نخواستم تداخل پیدا کنن بخاطر همون یه هفته زودتر از شیر گرفتمش
چهارشنبه صبح از خواب بیدار شد دیگه بهش شیر ندادم از دارخونه تلخک گرفتیم زدم یبار که اومد سمتش خورد حالت تهوع گرفت بعدش دو سه بار دیگه اومد بو کرد بوش حالشو بهم میزد دیگه سمتش نیومد هی گفتم اوفو شده.تلخک مزه و بویی خیلی زننده ای داره.دیگه از بعدازظهرش سینه هام شروع کردن به پر شدن پسرمم هی بهونه میگرفت از عصر بردیمش پیاده گردوندیمش تا شب که بلکه خسته شه بخوابه خودمم سینه هام بشدت پر شده بودن ولی دردش آنچنانی نبود شب موقع خواب بزور خوابوندمش حدودا یه ساعت خوابید دوباره بیدار شد گریه کرد هی بهونه میگرفت تو فلش برنامه کودک یوز و پسر دلفینیو زدیم تا صبح هی اونو نگا میکرد صبح ساعت حدودا ۷ اینا خوابید تا ۱۱ ک بیدار شد باز هی بهونه میگرفت دوباره با همسرم از عصر بردیمش تا شب پیاده گشتیم شب که خوابوندمش باز بعد یه ساعت دیگه بیدار شد برداشتم بردمش هال گذاشتمش رو پام دیگه زمین نذاشتمش چند ساعت هر سری که بیدار میشد بهش آب میدادم سری میذاشتم روپام تکونش میدادم اینجوری شد که عادت کرد به آب خوردن چون به شدت به شیر شب وابسته بود من فکر میکردم خیلی سختر از این باشه خودمم برا درد سینه هام دوبار استامینوفن خوردم کلا دوروز یکم درد داره بعدش دردش کم کم از بین میره برا من الان خیلی بهتر شده
و اینکه اشتهایی پسرم بشدت زیاد شده ولی خداروشکر الان بعد از شیر گرفتن صبحا که بیدارمیشه خودش درخواست خوردنی میده
و اینکه اصلا یبوست نشد چون هی بهش آب میدم
سوالی داشتین در خدمتم
مامان ستاره 🌟 مامان ستاره 🌟 ۲ سالگی
پارت دو گرفتن از شیر مادر به روش تدریجی
رسیدیم به بخشی ک اون چهار وعده اصلی باید حذف میشد
اول وعده صبح رو حذف کردم تا بیدار میشد میوردمش سر صبحانه و چهارروز اینکارو کردم تا عادت کنه بعد ظهر که از خواب بیدار میشد همینکارو میکردم سریع میوردم عصرونه میدادمش و سرگرمش میکردم کم کم رسیدیم به سخت ترین قسمت ینی خواب ظهر که تمرینی بود برای خواب شب اول چند روز مقاومت کرد ینی مثلا روی تاب میخوابید ولی بیدار میشد و بهونه سینه میگرفت یکم طول کشید تا با موزیک و تاب عادت کرد بدون سینه بخوابه ولی همش ناراحت بود و اخرین وعده شد قبل از خواب شب که چهار شب پیش برای اخرین بار خورد 😭🥺🥺و دیگه شب هاهم عادت کرد رو تاب یا توی بغلمون یا. وی پامون بخوابه😭😭
نمیدونید چقدر اون شب گریه کردم همش داشتم وسوسه میشدم دوباره بهش بدم ولی میدونستم ظلم میشه درحقش🥺🥺🥺خلاصه اینجوری شد که کامل از شیر گرفته شد و من موندم یه دنیا غصه الان هم گاهی بهونه شو میگیره هی بهش میگم تو بزرگ شدی ممه بخوری اوف میشه دردم میاد دیگه بزرگی نباید بخوری بعد میره

و اینجوری شد که بقول دوستی اخرین وظیفه بدنم در مقابل عشقم رو انجام دادم🥲❤️