رفتم عروسی حرصم در آمد شاهان داشت ت تالار بازی میکرد و می‌رفت میومد یهو دیدم امد پیشم وایساده دسش آبه ندیدم چیشد ی پسره امد هولش داد بچه آب ریخت پایین سر شد شاعانم افتاد هولش داد اونجا هم خیس خورده زمین منم هیچ وقت ت دعوای بچه ها دخالت نمی‌کردم ولی اینبار واقعن حرصم گرفت اون پسر 9سالش بود و هیکلی الکی الکی آمد بچه دوساله رو هل داد آمدم سرش داد زدم و بد نگاش کردم اینا رفتم برم سمتش همه جلومو گرفتن گفتن پسره سندروم داره شاهان هم هیچوقت برا کتک و داد ک میزنم گریه نمیکنه همش می‌خنده ولی اونجا خجالت کشید بغض کرد چشاش اشک جمع شده بود و بغض داشت دلم ریش شد واسش خو من نمی‌گم بچه مریض حق ندارع بیاد ولی بهتر نبود یکم مادر حواسش بیشتر باشه حتی با لینک دید فقط آمد گفت بچه رو زدش؟بقیه بم گفتن همین اگ بچم با اون شدت کلش میخورد ب جایی چی؟اونجا هم میخواستن بگم بچه مریض بود اشکال ندارع؟ت کل تالار ب جا اینک اون خانم حواسش ب بچه باشه من حواسم ب پسرم بود اون پسر نره سمتش کوفت آدم میکنن

تصویر
۷ پاسخ

تو روبیکا به آیدیم پیام بده بیارمت گروه @Saeede1936

آره بنظرم باید حواسش ب بچش میبود یا میفرستاد قسمت مردونه

سلام من گروه دارم روبیکا خواستی لینکشو بدم بیای گروه مامانا و اقدام به بارداری

وای خداااا جوجه
قیافششششش 😍🤤🤤🤤❤️🥹🎀

این مشکلا همیشه هست
بهش فک نکن
منم این مورد ها رو داشتم

حس بدی واقعا و این دسته از مادر ها هیچ وقت زود پیر نمیشه 😢🫠

گلم والا بچه سندروم داون خیلی سخته بزرگ کردنش مادرش حتما خواسته حوصله نداشته بیاد دنبالش ولی بچه ۹ ساله ارو باید میفرستاده باباباش نه اینکه تو قسمت زنونه باشه

سوال های مرتبط