من میگفتم تا نگی آب ،آب نمیدم . چون با اشاره کارشون راه میوفته نمیگن . بعد که گفت آب بگو حالا آب بده ... تا نگه لیوان توی دستتو بهش نده . خیلی باهاش صحبت کن جملات کوتاه بگو . مثلا بگو سلام ماشین . غذا بخوریم ....
فعل ها رو یاد بگیره راه میفته...مهم جمله های دو کلمه ای هست... ازش در طول روز کار بخواه...مثلا عروسک بیار، اسب(اسباب بازیش) ببر...آب بده، غذا میخوام، شیر میخوام، لباس بپوش و هرچی به ذهنتون میرسه ولی دو کلمه ای
میتونه قشنگ حرف بزنه
چون فعل بلد نیست
پسر منم همین بود
کم کم فعل ها رو یاد بده
مثلاً بده
بیا برو و فعل های ساده
منم گفتار میبردم اینو گفت
کم کم به کار میبره پسر منم اولش اینجوری بود. الان منظورش با کلمه میگه. بدبختی وقتی شروع میشه که بخوان زمان فعل بخوان بگن با مثلا بگن مامان افتاد. من افتادم. الان من تو این مرحله گیر کردم. نمیتونه تشخیص بده بگه افتادم. من گفتم میفتی اونم تکرار میکنه میفتی
گفتاردرمانی بردی؟
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.