۷ پاسخ

سلام گلم من الان این تاپیکتو خوندم وقعا معلومه آدم با صبری هستی
هیچوقت نترس از حرفای بقیه یا شوهرت
بهش بگو من دوس دادم زندگی جدارو تجربه کنم دیگه خسته شدم از اینجوری زندگی کردن اگه واقعا منو زندگیتو دوس داری جدا شو از خانوادت
ممکنه شوهرت به خانوادش وابسته باشه
این دیگه مشکل بزرگیه
هرموقع خاستی باهاش حرف بزنی با آرامش و محکم حرفتو بگو
میتونی از چت‌جی‌پی‌تی کمک بگیری بهت راهکارشو میگه

وای تو دیگه چه صبری داری بخدا من تو یه ساختمونم باهاشون من طبقه بالا اونا طبقه پایین این زن روانمو ریخته بهم
میمونه بیکار میاد میرینه به اعصاب و روان منو بچه هام
منم خونه خودمو دارم میدم اجاره خونه جایی دیگه اجاره کردم دارم از دستش در میرم

اگه شرایط شو داری بر‌ خونه مادرت بمون تا خونه بگیره

تو یه ساختمون طبقه هاتون فرق میکنه یا ت یه خونه هستین؟

یک جا زندگی کردن واقعا نشدنیع چجوری اولش قبول کردین اخه

من فكر كردم تو ي كوچه اين جدايي ازشون
خيلي سخته خيلي 🥺

عزیزم منم یکجا زندگی میکنم واقعا خیلی سخته منم الان یک ماهه خونه ی پدرمم بخاطر اینکه مادرشوهرم همش غررر میژنه دعوا میندازه تو خونه

سوال های مرتبط

مامان اردلان و ارسلان مامان اردلان و ارسلان ۲ سالگی
سلام مامانا چطورین
مامانایی که بچه همسن بچهای من دارید بچهاتون جدا میخوابن؟ من قصد دارم بچهارو جدا بخوابونم از یه طرف هم دلم نمیاد میگم نکنه در حق شون ظلم کنم
موقع خواب کلا مستقل میخوابن با من و باباشون کاری ندارن
الان دوتا اتاق دارم با پذیرایی
یکی اتاق خواب خودمو همسرم هستش یکی شو هم برا مهمون آماده کردم مبل میز تلویزیون گلدون همه چی تو اتاق مهمونه
پذیرایی رو بخاطر بچها هیچی نذاشتم همه وسایل خطرناک رو جمع کردم فقط چندتا تشک و بالشت توش اس
الان موندم بچهارو تو اتاق خواب خودمون رو تخت بخوابونم یا تو پذیرایی ؟؟
البته هنوز دو دلم که جدا بخوابونم شون یا نه لطفاً راهنمایی کنید !!!
و آهان دلیل جدا خوابوندشون هم بیشتر گرم مزاج بودن منو همسرمه با اینکه تا الان خیلی خیلی مراقب بودیم اصلا جایی که بچها بودن کاری نکردیم
ولی الان دیگه بچها کم کم هوشیارتر میشن میترسم خدایی نکرده آسیب ببینن
لطفاً هر موقع فرصت کردید جواب بدید ممنون میشم 😘😘😘