۶ پاسخ

بس که اذیت میکنن خواهر یه لحظه نمیزارن بشینیم

کلن. انقد فشار زندگی رو همون با بچه کوچیک خودمون نمیتونیم کنار بیایم همش اعصاب مو به هم میریزه

شما تنهانیستین من خیلی داد میزنم
میزنمشم ولی عذاب وجدان میگیرم

منم امروز سرش داد زدم 😓😓چون همش با همه چی الکی مخالفت میکرد‌‌. یه ماسین دارع از اونا ک پشتش دسته داره هل میدن.
با ماسینش از خونه مامانم اینا برمیگشتیم رسیدیم خونخ هرررکاری کردم پیاده نشد. باز بردمش خیابون .‌ پیاده رفتیم تا خونه خواهرم. باز اونجا هر کاری کردم پیاده نشد. یه کم تو کوچشون چرخوندمش تا رضایت داد. پیادع شد. رفتیم خونه خواهرم‌. یا به تلویزیون دست میزد، یا میخواست از پله ها بره بالا و.... انقدررر خسته بودم ک سرش داد زدم.‌بعد خواهرم اومد تحویل گرفتش باهاش بازی کرد تا من استراحت کنم.

منم از دیشب خوب نخوابیدم شوهرم از یه طرف پسرمم از یه طرف .هیچکس هم درک نمیکنه آدم یه جایی دیگه کم میاره سر بچه خالی میکنه بعدشم عذاب وجدان.همه مون همینیم خواهر

اشکال نداره عزیزم پیش میاد. صبر آدمیزاد هم حدی داره... ایشالله روزهای بعد براش جبران کن

سوال های مرتبط