۴ پاسخ

ارزون گرفته ازت ک خواهر
اینجا ۸۰۰
من دوماه پیش رفتم گفتن ۶۰۰ انقد شوکه شده بودم هی به اقاعه میگفتم چخبره چخبره🤣🤣اونم هی می‌گفت قیمت روغن گفتم بابا چی یاد گرفتین هی دلار رفت بالا هی همه چی رفت بالا یکم انصاف داشته باشین

آخرشم نفهمیدیم این همه عکس تو مدرسه ب چ دردی می‌خورد آلبوم یادگاری میخاستن درست کنن

خیلی بخدا خوب گرفته ازت بخدا من ۳ سال پیش رفتم ۶ تا گرفتم ۳۵۰

سمت ما ۸۰۰

سوال های مرتبط

مامان مهتاب جونم مامان مهتاب جونم ۱ سالگی
سلام مامانا خوبید چه خبر در چه حالین


خانوما من واقعا دیگه صبرم تموم شده تحمل هیچی رو ندارم واقعا دارم بدترین روزای عمرمو زندگی میکنم من با این حال و روزی که دارم نمیتونم یه مادر کامل برای دخترم باشم همش دخترمو دعوا میکنم باهاش بد حرف میزنم داد میزنم سرش موقع که میخوابه میشینم نگاش میکنم قلبم بدرد میاد خودمو میکشم از گریه الانم تو بغلم خوابش برد دارم این تاپیکو با گریه می‌نویسم من واقعا حالم بده هیشکی رو ندارم واقعا من تنها ترین و بی کس ترین آدم رو زمینم


دلیل این همه حال بد و اعصاب خوردیم و همه چی شوهرمو خدا ازش نگذره کوتا میام باهاش خوب حرف میزنم همه کار میکنم ولی نمیشه همش دلمو می‌شکنه داد بی داد میکنه سرم اگه بگم چرا و فلان میخواد منو کتک بزنه هی بهم میگه دوستت ندارم و هزار تا از این حرفا واقعا دیگه نمیدونم چکار کنم خدا شاهده از بس غصه میخورم یه هفته شد شب خواب ب چشمام نمیاد خوابم می‌بره همش کابوس میبینم خواب های بد بد میبینم امروز صبح زود بیدار شدم یه خوابی وحشتناک دیدم گریه کردم شوهرم بیدار شد میگه چرا گفتم خواب بد دیدم میگه بدرک خدا کنه بمیری راحت بشم خیلی حالم بده


خوبه که شما ها رو دارم حرف زدن با شما حال مو بهتر میکنه






بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری
مامان مهتاب جونم مامان مهتاب جونم ۱ سالگی
سلام مامانا صبح تون بخیر


هر کی تاپیک قبلیم خونده شوهرم دیشب ساعت ۱۰ اومد بهش گفتم مگه من چند تا شوهر دارم داداش هات چه حقی دارن دست رو من بلند کنن میگه من چکار کنم بهش گفتم میخوام ازت جدا بشم میگه بدرک مگه من جوش تو رو میزنم

این مرد مرد زندگی نیس الان خیلی‌ بهتر میدونم الان که من هستم دارم خودم دخترمو نگه میدارم خواهرش و مادرش میگه ما سر مون درد داره دخترت سر صدا میکنن بزار من برم بیبینم این بچه بدبخت رو کی نگه میداره خیلی خیلی سخته شب تا صبح بیدار بودم فقط دخترم و نگا کردم و گریه کردم

میدونم زندگی هیشکی گل و بلبل نیست حالا شاید بعضی هاتون قضاوتم کنید که بچمو ول میکنم ولی من دیگه راهی ندارم شرایط شو هم ندارم دخترمو باهام ببرم خونه بابام










بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری