من عزیزم خیلی حالم بد بود حتی حوصله نی نی رو نداشتم بی اختیار گریه میکردم و حوصله نداشتم
تنها کسی که بهم کمک کرد شوهرم با محبت کردن و دلداری دادن حالم بهتر کرد
و به این فکرکن که قوی هستی و بچه ت بهت نیاز داره
خودت باید به زندگیت سروسامان بدی
همسرت باید بیشتر برات وقت بزاره فقط اون میتونه حالتو خوب کنه
همین الانم خیلی وقتا پیش میاد ک وقتی بیش ازاندازه گریه میکنه حوصلشو ندارم وااااااااقعا کلافه میشم دیشب نصف شب بلندشدم اومدم خونه مادرم
واقعا اگه این مادرا نبودن میخواستیم چیکارکنیم🥲بااینکه هنوز خستگی تو بدنمه ولی ی دل سیرخوابیدم امروز یعنی نمیذاشت بالای سرم صداش دربیاد تا تکون میخورد بلندش میکرد میبردش ک من بخوابم🥲وقتی اینارومیگم گریم میگیره یعنی ماهم فرداروزی انقد فداکاری میکنیم
من عزیزم🥲بعضی وقتا سعی میکنم کنترلش کنم ولی نمیشه
وقتی تایم ازاد داشته باشم خودمو با کارم مشغول میکنم
واقعا همسرمهمه من چنروز ک همسرم نبود واقعا دیوونه شدم وقتی باشه لااقل کمکم میکنه گشنم باشه یچی میذاره دهنم وقتی خودم تنهام ی سرویسم نمیتونم برم🤧
عزیزم سعی کن تنها نمونی دور اطرافتو شلوغ کن حرف بزن با بقیه ایشالا زودتر بگذرونی خوب بشی
من جز کسایی بودم که اصلا به این موضوع باور نداشتم و اهمیت نمیدادم
تا ۲،۳ بعد از زایمانم هم همه چی اوکی بود
بچم که بخاطر زردی بستری شد یهو فرو ریختم یکسره گریه میکردم بی دلیل تا یکی حرف میزد اشکام سرازیر میشد شوهرم اینقد هوامو داشت حالمو خوب میکرد خودمم سعی کردم هرطور شده خودمو جمع و جور کنم خداروشکر از اون مرحله عبور کردم حدودا ۸۰ درصد حالم بهتره
واقعا دوره حساسیه آدم به یه فرد حمایتگر خیلی نیاز داره تو اون شرایط
وای من همچین زار میزدم خونوادم میگفتن شوهرت چیزی گفته؟شوهرم میکف خونوادت چیزی گفته؟
بچه هارو نگا میکردم گریه میکردم حتی اهنگ با اهنگ شاد میشستم گریه میکردم
میگذره یه مدت بعد
سعی کن خیلی بهش فکر نکنی
به نظرم داریم این قضیه رو هم مثل تمام قضایا برا خودمون پررنگ میکنیم واسه همینم دچارش میشیم
جامعه ما متاسفانه یه جوری شده همه چی ترند میکنیم حتی اون اتفاق بد رو
منم افسردگی گرفتم بچمم ۲۶ روز بستری بود خیلی حال روحیم بد بود بعد که اومده بودم خونه تو خواب هذیون میگفتم ولی چون شیر میدادم دکتر نرفتم به مرور بهتر شدم شاید بگم بیست روزیه خوبم از وقتی بچه از اب و گل در اومد و برام خندید خیلی حالم بهتر شد. من سعی کردم با شوهرم بریم دور بزنیم با ماشین هر وقت حوصله نداشتم میگفتم از بیرون غذا بگیر من ادم خوش خوراکیم کلا دیگه هرچی دلم خواست خوردم چاقی و اینارو ول کردم من همین کارای کوچیک باعث شد کم کم روحیم بهتر شه شوهرمم البته خیلی هوام داشت
عزیزم بچه خودتونه ؟
چند هفته زایمان کردی
من چون بارداری سختی داشتم دخترمم دنیااومد خیلی اذیت شدم حال روحیم خیلی بد شده چیزیم نمیتونه خوبش کنه🫠
من عزيزم با اينكه همه كنارم بودن ولي از شدت استرس بچه ميرفتم حموم دستشويي گريه ميكردم
بايد بخودت بيايي خوب شي جوري بود ك حتي حوصله بچمو نداشتم فقط ميگفتم بخابه
ب مرور بهتر شدم حدودا ي ماه زمان بردش
چه جوری افسردگی بعد زایمان نشونه هاشو بگین 🙁
ای جانم نی نی تو 😍 آخه این جوجه رو نگاه کن هرچی افسردگی از بین میر
من فعلا افسردگی قبل زایمانو گرفتم😄
بعد ۴۰ بچت ی مسافرت برو سعی کن اهنگ های شاد گوش کنی و آیت الکرسی بخون ب خودت بچت
من از یک ماه پیش دارم میگیرم😂😂
با اپلیکیشن گهواره، هر هفته در جریان تغییرات و نیازهای کودکت قرار بگیر.
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.