۱۰ پاسخ

پارت دو نزاشتی👩🏻‍🦯

منم زایمان کردم 🤍✨

عزیزان من درد دارم ولی نمیدونم درد کاذبه یا ن هی میگیره ول میکنه

کدوم بیمارستان رفتی

از بیحسی راضی بودی؟

مبارک باشه عزیزم
ادامشو بزار بخونیم

مبارک باشه

مبارک باشه عزیزم

پشت سرهم بزار

چند هفته بودی عزیزم؟؟

سوال های مرتبط

مامان نیلا مامان نیلا ۱۲ ماهگی
مامان مامان هدیه خدا مامان مامان هدیه خدا ۲ ماهگی
پارت ۲
دیگ رسیدیم بیمارستان معاینم کرد گفت یک فینگری ولی چون کیسه آبت پاره شده مجبوریم بستریت کنیم
دیگ بستریم کردن ساعتای هشت اینا من همینطور منتظر تا ببینم چی میشه دردم داشتم ولی فقط کمرم تیر میکشید و آب میریخت ازم همش
دبگ ساعتای ۱۱ دکترم گفت فرص فشار بهم بدن زیر زبونی برام گذاشتن یکذره دردم زیاد تر شد ولی کلا قابل تحمل بود
دوباره کم میشد انقباضم ک کلا بک ذره داشتم آن اس تی میگرفتن همش ازم چیزی نشون نمیداد
دبگ ساعتای سه چهار بود دوباره یکم دیگ زیر زبونی قرص بهم دادن یک ذره دردام بیشتر شد ولی بارم قابل تحمل بود صبح معاینم کردن ۲ نیم سانت سه بودم منم خوشحال ک بلاخره داره جواب میده بدنم زودتر بگذره اصلا نمیگذشت اخه اونجا
دیگ صبح شد بهم سرم زدن دوباره تو سرمه ام فک کنم یکم آمپول فشار تزریق کردن دردام زیاد شد یکم از درد پریودی زیاد تر معاینم کردن سه نیم چهار سانت بودم گفت ورزش کن
دیگ هم ورزش مبکردم هم درد میکشیدم از اونورم آب ازم میریخت بچم تو خشکی بود
دیگ مامانم اومد تو زایشگاه گفت با ماما همراهت حرف زدم با دکترت حرف زده گفتن یک میبریمت برای سزارین ساعتم ۹ صبح بود
دیگ چشم انتظار بودم تا بگذره اپیدورال هم زدن بهم کلا سر شده بود بدنم خیلی سخت گذشت دیگ دکترم زنگ زد به زایشگاه ک ساعت دوازده میبریمش برای سزارین
دیگ خداروشکر ساعت ۱۲ شد ب
مامان گیسو مامان گیسو روزهای ابتدایی تولد
تجربه زایمان طبیعی «پارت 1»


من صبح بیدار شدم یکم گیج منگ بودم ناهارمو خوردم ساعتای 2شد ک یکم شکمم سفت شد کمرمم گرفت ک دراز کشیده بودم گفتم حتمن زیاد دراز کشیده بودم ب پهلو شدم بهتر شد بعد نیم ساعت دوباره همونجوری شد این یکم بیشتر بود کمرمو نمیتونستم تکون بدم بازم اهمیت ندادم رفتم یک ساعتی پیاده روی کردی اومدم رفتم حموم ساعت 6شد دوباره کمرم گرفت شکمم سفت ولی پایین دلم درد نمیکرد کشاله رانم درد میگرفت دیگ از ساعت 6تا ساعت 7 انگار 3بار گرفت و هربارم میگرفت باید میرفتم سرویس اخری گرفت کمی شدید شد رفتم سرویس اومدم بیرون خالم گفت درد داری گفتم نمدونم کمرم میگره نمتونم تکون بدم گف ک بیا بریم بیمارستان ی چکی بکنه ببینن درد زایمانت هس یا نه دیگ ساعت 9بود رفتیم بیمارستان رفتم نشستم گفتن نیم ساعت دیگ صدات میکنیم توی این نیم ساعت دردام بیشتر شد دیدم یک ساعت شد صدام نکردن پاشدم از بیمارستان بیرون گفتم من از اینجا میرم چون ما توی یک شهر دیگ هستیم توی شهر خودمون نبودیم دلم نمخاست اینجا بچم ب دنیا بیاد تا سهر خودمون یک و نیم ساعت راه بود دیگ خاله گفت اگ هنوز دردات بازم قابل تحمله بریم شهر خودمون دیگ قبول کردن اومدیم شهر خودمون رفتم زایشگاه
مامان دیاکو🤱 مامان دیاکو🤱 ۱۳ ماهگی
سلام خانوما من اومدم از تجربه زایمان طبیعیم بگم براتون .از اونجایی میگم که رفتم مطب برای معاینه گفت ۲ سانتو نیم شدی درد به خصوصی نداشتم فقط شبا موقع خواب تا صبح ازیت بودم و درد زیر شکم داشتم همین.اومدم خونه طبق معمول بعد از شام با مامانمو بابام رفتیم پیاده روی یک ساعته بعد اومدم زیر دوش آب داغ اسکات زدم کلی .از مطب ک اومده بودم کلیم ورزش کردم و حرکت‌های دیگ زدم .خلاصه ساعت ۹ شب بود با درد شدید ک فاصلش هر ده دیقه بیست دیقه بود رفتم بیمارستان .معاینم کرد گفت اووو خیلی راه داری هنوز گفتم یعنی چی چقدر بازم نیش خند زد گفت هیچ 😑گفتم وا امروز دکترم معاینم کرد گفت ۲و نیم بازم ک .یه ماما دیگ اومد گفت بزار معاینش کنم ک گفت ۲ سانته .زنگ زد به دکترم خبر داد اونم گفت بستریش نکن فعلا زوده .هیچی رفتم خونه دیگ ساعت ۱۱ رسیدم خونه دردام بدتر شده بود مامانم ک برا شام صدام کرد رفتم برم سر سفره دیدم از درد نمیتونم راه برم .تحمل کردم ساعت شد ۲ شب همه خواب جز مامانم که استرس منو داشت متوجه شدم دردام دقیق پنج دیقه به پنج دیقس به مدت ۴۰ تا ۶۰ ثانیه دردی ک تحملش خیلی سخت بودو فقط نفس عمیق میکشیدمو با دهن فوت میکردم بیرون خلاصه ساعت شد ۳ شب ک بابامو بیدار کردیمو رفتیم بیمارستان از نو معاینم کردن ک گفت ۴ سانته .و بستریم کردن .تا ۵ سانتو خودم رفتم تو سرمم آمپول فشار زدن
هی دستشوییم میگرفت مجبور بودم بلند شم برم دستشویی