۸ پاسخ

ببین دختر منم شش روزه گرفتمش دقیقا همینجوری بود روز اول‌ظهر نخابید تا شب ساعت ده ک خوابید مث مرغ سر کنده شده‌بود خیلی بی قرار بود تو بغل رو پا‌تو تاب هیج جوره نخابید مادر شوهرم گذاشت رو پاش خابید با دوتا تکون خابش برد
رو دوم عصرش خودمم تب شیر کرده بودم‌سینم داش میترکید تولد اون‌دخترمم‌بود ساعت هفت گذاشتم تو کالسکه بریم‌برا دخترم کیک‌بخریم‌خابش برد دو‌ساعت خابید تا نه‌شب دوباره ساعت یک خابش میومد بردم پایین رو پا مادر شوهرم خابید
دیگه روز سومم‌همنجور از شدت خستگی اوردم بالا‌زیر کولر بغلذکردم انقد تاب دادم‌خابید دیگه سه چهار روز انقد همه چیو امتحان کردم خودشم‌رضایت میداد ولی بین‌شبا بیدار میشع همچنان باید پاشم‌راه ببرم حالا تو هم همه چیو‌امتحان کن الان‌حق داره گناه داره ماشبن همه‌چیو امتحان کن‌برا خواب

اصلا نبر بیرون واسه خواب‌
عادت جدید نساز واسش

واقعا متاسفم یجورایی بایدگفت گناه دارن بچه ها تاقبل دوسالگی اصلا خوب نیس ازشیربگیریش
ازعالم وآدمم بپرسی بهتون میگن دوران وابستگی دوباره ی نوزاد ازهجده ماهگیشه چطور دلتون میاد من نمیدونم خوش بحالتون ک میتونین این وابستگی رو با دور کردن ازخودتون بگذرونین ولی واقعا بعد اینکه بزرگ شدن میفهمین چه کار اشتباهی کردین فقط بخاطر چند ماه عجله کردین

با کالسکه توهمون خونه بخوابون

عزیزم
من الان براش بغض کردم
حامی خیلی خیلی به شیر وابستس
نه نبرش کوچه
تو بغلت راه برو
یا بزار رو پا
خونه رو تاریک کن

تاب ریلکسی خیلی خوبه و بهت کمک میکنه

سیرش کن با غذا بعد باهم بخابید. خودتو بزن خاب

اصلا نمیخوابه
خیلی خسته و سیره
میگه جوجو لالا
بعد جوجو هم نمیخوره تلخه

سوال های مرتبط