۱۵ پاسخ

خب من تقریبا فهمیدم چیکار کنم
با لج بازی فقطططط بی تفاوتی جوابه
بهانه ک میگیره اگر گریه کنه عمراااا چیزی بهش بدم خودشم فهمیده و کوتاه میاد زود
شیطنت هم ک داره خیلییی زیاد ولی سعی میکنم کمتر بگم نکن و....
تا کار خطرناکی نکنه هشدار نمیدم
بعضی وقتا هم ک سر این ک خرابکاری کرده داد زدم یا هرچی گریه ش میگیره بعد از این ک اروم شد بغلش میکنم و بهش میگم ک کارش خطرناک بد یا هرچیز دیگه ای بوده

منم میخوام بدونم

من خودم یکم سنگ دل ترم تو این مورد ک هرچی بخواد براش نخرم دوست دارم اون لحظه بخرما اما از نظر تربیتی اشتباهه بخاطر همین جلو خودمو میگیرم اما عوضش همسرم هرچی آراز بگه همون موقع براش تهیه میکنه چند شب پیش گیر داد ب گیتار نذاشت این یه روز بهونه بگیره رفت خرید الان انداخته یه گوشه

بچه ها تو این سن لجباز میشن پسر منم وقتی بهش میگم این کارو نکن بدتر میشه و الان فهمیدم هر کاریو میخاد انجام بده که خوب نباشه
بهش نکن نگم بیخیالش میشم خودش دیگه انجام نمیده و سعی میکنم هر کار رو بامحبت بهش بگم و دلیلشو بگم مثلا پسرم به اوتو دست نزن دستت میسوزه و خیلی جواب میگیرم ولی بازم بعضی وقتا داد میزنم

دقیقا از کلماتی ک من استفاده میکنم ارازم استفاده میکنه رفتارای منو آرازم داره
مثلاً غذامو ک میخورم میگه نوش جونت غذای خودش تموم میشه میگه مامان دستت درد نکنه از کلمه شما لطفاً ممنون استفاده میکنم خیلی تاثیر گذاره

سعی میکنم باهاش با آرامش صحبت کنم هر وقت عصبی شدی یه نفس عمیق بکش من خودمم عصبی میشم گاهی وقتا هم سرش داد میزنم اما تا حد امکان سعی میکنم باهاش خوب حرف بزنم بازی دو نفره خیلی میتونه تاثیر گذار باشه حتی یه شبایی باباشم وارد بازی میکنیم سه تایی باهم بازی میکنیم خیلی ب آراز خوش میگذره
من دقت کردم هروقت خودم آروم ترم آرازم آرومتره اما هرچی خودم عصبی باشم آرازم لجباز تره اون روزا

راهکاری ندارم یعنی دیگه واقعا راهکاری نمونده،هیچی‌ روشون جواب نمیده🫤

من خیلللللیییی تلاش میکنم دخترم و قاطی استرس هام و اعصبانیتام نکنم ولی اصلا نمیتونم دیگه کار از کار گذشته برا روحیم
تصمیم گرفتم قرص فلوکستین بخورم ک خیلی رو ارامشم تاثیر داره
ی هفتس شرو کردم میدونم با اون قرص داغون میشم ولی ارامش دخترم از خودم مهم تره

بی محلی و تمام
من که اینقدر نی نی به لالاش گذاشتم کم مونده منم بزنه
اونوقت خواهر شوهرم اصلا یک لحظه بچشو بغل نمیکنه بچش ساکت و آروم
ولی بازم من کارشو قبول ندارم بزور به بچش یک جان میگه

من که داغون شدم
پروپرانول میخورم بچه ها واقعا باهوش و شیطون شدن از طرفی استرس رو ما بهشون ناخواسته وارد میکنیم روحی حالشون خوب نیست برای همین انقدر اذیت میکنن

منم متاسفانه این روزا آنقدر تحت فشار روحی و روانی هستم و به بچه هام منتقل میکنم دست خودم نیست

😂😂😂😂😂والا تمام چیزایی ک گفتی و منم همینطور ولی نمیشهههههههه

دارم دیوونه میشم😭😭😭 نمیفهمم مشکل منه یا این بچه😭

😭😭😭😭🫠🫠🫠🫠

فهمیدی ب منم بگو
ساییده شده مغزم بخدا

سوال های مرتبط