۷ پاسخ

فک میکنم جزیی از رشدشونه
دختر منم همینجور شده
وسیله پرت میکنه،با جیغ و داد حرفشو میزنه

چقدر مثل منی

پسر من هم همین روزی چند بار گریه جیع داد که بابا بیاد من ببره انقدر گریه میکنه که مجبور میشم به شوهرم زنگ بزن مغازه اش میبنددمیاد چند دقیقه این میبر بیرون اروم میشه

دختر منم اینجور شده همش حرص می خورم حالا از هفته دیگه میبرمش کلاس ببینم بهتر میشه یا نه

پسر منم یک‌ماهه اینجوری شده

دقیقاً الان پسرمنم ی هفتس اینطوری شده اصلا موندم چش شده

ولی اینا خوبه به پسر من چیزی میگی همچین گریه می‌کنه مگه میتونی ارومش کنی

سوال های مرتبط

مامان آرتا🥹♥️ مامان آرتا🥹♥️ ۲ سالگی
تو رو خدا کمکم کنید از شدت سرفه زیاد شدید وحشتناک دارم میمیرم سه شب سرفه اونم بریده

سرما خوردم خوب شدم ولی آبریزش و سرفه شدید موندکار شده امشب دیگه بدتر شدم از صبح با شدت سرفه هام استفراغ می‌کنم داغونم الآنم دیگه انقد سرفه وحشتناک کردم ک حس میکنم گلوم زخم شده به شدت درد می‌کنه😭😭😭چیکار کنم وای خدا نمیتونم بخوابم دلم خواب میخواد انقد گریه کردم که نگو صبرم تموم شده 😭😭😭

قرص چرک خشک کن خوردم
دیشب دیفن هیدرامین خوردم چند مرتبه
امروز عصر رفتم شربت تیوفیلین گرفتم عصر تا الان ۲ بار خوردم

باز خوب نشدم رفتم شربت کوریزان پسرم سر کشیدم باز خوب نشد باز رفتم نشاسته و آب داغ و عسل خوردم فایده نداشت دارم میمیرم وای بخدا حس میکنم تا فردا از شدت سرفه دووم نمیارم بنظرتون چه غلظی کنم من😭😭😭

پوشک بچه شیر خشک بارداری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند
مامان ملیسا🩷 مامان ملیسا🩷 ۲ سالگی
سلام خانوما اومدم یکم درد دل کنم باهاتون
لطفاً قضاوت نکنید 😔😐

دخترم روزی نیس که دوسه بار گریه نکنه و بهانه
نگیره من به یه بار تحمل میکنم به تو بار تحمل
میکنم بخدا به بار سوم نمیتونم خب حرف میزنم
هرکاری میکنم آرام نمیشه هر روز ساعت
چهار اینا میبرم بیرون دور میزنیم خودش هم
خیلی لاغر شده از قبل من فک میکردم از
بارداریم هست نه از قبل هم همینجوری بود
به هرچیز گریه می‌کنه حتا بعضی موقع ها
دستش کسیفمیشه یا تماغش بیاد گریه می‌کنه نمیگه که مامان تمیز کن ماشاالله خب حرف میزنه همه چیو بلده
بعضی موقع ها داد میزنم سرش واقعا دست
خودم نیس خودمم خیلی عصابی میشیم
اما جلو دخترم مجبورم کنترل کنم خودم باردار
که شودم خیلی بد اخلاق شودم دست خودم
نیس فک کنم از هورمونه‌ 😥 عزاب وجدان
میگیرم با خودم میگم کاش حرف شوهرمو
قبول نمی‌کردم و به بچه دوم فک نمی‌کردم
میگم ناشکری نمیکنم هرجوری دارم کنار
میام 😭😭نکنه به حق دخترم زلم کردم
خدایا من مامان خوبی نبودم 😔😥

اونایی که بارداری دومتون هست آیا
بچه های شماهم هم بهانه میگیره و کارش
شده گریه یا فقد دختر من اینجوریه
وگرنه ابجیم نزدیکه با پسر ابجیم بعضی
موقع ها بازی بعضی موقع ها دعوا میکنن
هم دیگه رو میزنن پسر ابجیم سه سالشه
واقعاً کم آوردم لطفاً یکم دل داریم بدید 🥺
هم دارم به خودم ضربه میزنم هم به دخترم
هم اون بی گناه که تو شکممه خدایاااااا😭😭


فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری
فرزند پروری فرزند پروری فرزند
فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری
فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری