۹ پاسخ

مادر شوهرا. و تا وقتی نیاز دارین بگین چشم مثلا الان بچت کوچیکه بذار بیاد کمکت و هرچیم گفت بگو چشم تو هم استراحت بکنی ، بزرگتر که شد دوری کن و کمتر ازش کمک بخواه، من که خیلی بهم استرس میده ولی چون نیاز به کمک دارم تحملش میکنم حرفاشم انگار نمیشنوم

بابا مادر شوهر جان ما تو سن ۵۰ سالگی هفته یبار آرایشگاه ابروهاشو برمیداره و میرسه من رفتم میکرو کردم اومده بهم میگه وای مامان جون گناه داره نمیدونم فلان

مادر شوهر منم زنگ زده همش میگه بچه شبیه کیه دوس داره همه شبیه خودشون باشن منم گفتم هرکس میبیننش میگن وای خودتو زاییدی چقدر شبیه خودته اونم گفت وای. هیچ شبیه ما نیست یعنی😂پیر سگ

خوب ماهم خواهر شوهر و مامانامونم مادرشوهر میشن خخخ البته بعضیا بدن مث مادر شوهر من ولی مامانم عروساش اینقد هواشو دارن چون مامانم بهشون بدی نکرد تو زندگیشون دخالت نکرد هرچی داشت برا بچه و عروس و نوه هاش دونست

مادرشوهر منم پیش همه میگ باااااید سال بعد یدونه هم بیاری هربار هم ک میگ منم میگم محمدطاها فلن داداش نمیخاد پسرعمو میخاد،عموشو زن بگیر پسرعمو بیارن
اسیر شدیم بخدا تا بچه نداشتم میگف باید بچه دار شی وگرنه طلاقت میدن پدرشوهر و برادرشوهرت
شوهرتو ی زن دیگ بگیریم تو بچه دار نمیشی
هزارتا حرف
الانم ک بچه دار شدم هررربار میبینه میگ یدونه دیگ بذار بیاد

قدیمی ها بچه زیاد دوس دارن تو بگو چشم ولی نیار هم اعصاب خودت خراب نمیشه هم مادر شوهرت

همه مادرشوهرا همینن و خواهر شوهرا عفریته به تمام

😂😂😂😂

پیرو پیغمبر چیه اسمش🤔

سوال های مرتبط

مامان علی جان مامان علی جان ۸ ماهگی
مادربزرگ مادری همسرم اومده بود خونه مادرشوهرم ماهم رفتیم من تو اتاق بودم شنیدم که مادربزرگه به مادرشوهرم گفت بچه کپی مامانشه روز به روز بیشتر شبیهش میشه مادرشوهرمم گفت آره شانس پسرمه بچش شبی زنش شده☹️بعد از شام نشسته بودیم یهو‌ به شوهرم گفت اشکال نداره من مطمئنم بچه بعدی شبیه تو میشه دیگه چی کنیم این به مامانش برده🫠شوهرمم بهش گفت چه فرقی میکنه بچه مگه به کی میره یا مامانش یا باباش منم بهش گفتم اتفاقا شوهرم ذوق می‌کنه که بچه شبیه منه میگه تو خونه دوتا ازت دارم مادرشوهرم حسادت کرد ناجور خواست سکته کنه گفت آره بچه مثله تو نه مژه داره نه ابرو نه مو چشماشم ریزه ایشالله بعدی مثله تو نشه😐‌منو همسرم بهش گفتیم چشمو ابروش به داییش برده گفت نه چشم و ابرو داییش قشنگه به اون نبرده به مامانش رفته😑 خدا شفاش بده😅😂😂 این که انقدر حسوده نمیدونم چرا زن گرفت واسه پسرش میزاشتش ور دلش بمونه


شیردهی زایمان بارداری سزارین طبیعی کولیک نوزاد
مامان الینا و نیکا مامان الینا و نیکا ۶ ماهگی
تجربه زایمان سزارین اورژانسی
پارت ۱
من تا ماه هشتم با استراحت و داروهای زیاد مثل انسولین و آمپول دور نافی و آ اس آ کشوندم اول ماه هشت رفتم سونو گفتن آب دور بچه زیاد و باید هر هفته بیای سونو ....من همچین چیزی نشنیده بودم و کلی ترسیدم....یکی میگفت پله نری میترکه...ماما بیمارستان میگفت اگه کیسه آب بترکه بچه هم براش خطر ایجاد میشه و خلاصه من با تنگی نفس تا هفته ۳۵کشوندم رفتم سونو گفتن آب دور بچه زیادتر شده ....و هر یک شب درمیون باید نوار قلب بدی و هر هفته سونو بدی...دیگه کار من شده بود هر لحظه چک کردن تکون های بچه و رفتن برای نوار قلب گرفتن....تا هفته ۳۷ که یک شب با دخترم که ۶ سالشه و شوهرم رفتیم بیمارستان ۱۷ شهریور برای نوار قلب ...اونجا بچم تو ماشین بود با شوهرم و خودم رفتم بلوک زایمان....ماما نوار قلب گرفت و گفت خوب نیست تکرار بشه....دوباره نوار قلب گرفت و گفت باید بستری بشی گفتم خانوم اجازه بدید ب همسرم بگم شرایطمو گفت میخواید لوس بازی در بیارید باید بری بیمارستان خصوصي پول بدی اینجا این خبرا نیست منم گفتم اتفاقا من اصلا اینجا نمیخواستم زایمان کنم برای نوار قلب هم چون روز در میون بود مجبور شدم(آخه بیمارستانی ک میخواستم زایمان کنم هر دفعه نوار قلب یک تومن بود)گفت پس رضایت بده و برو منم رضایت دادم و رفتم تو ماشین ب همسرم گفتم اینجوری شده گفت بیا بریم بیمارستان مادر ببین اونجا چی میگن به دکتر خودت هم زنگ میزنن میپرسن...خلاصه رفتم بیمارستان مادر