۱۰ پاسخ

مادررر...❤️ قربون همه مامانا❤️

اره🥲💔

پس چرا من موقع درد میگم بابا
ولی چقد قشنگ نوشتی بغض کردم
یروز نشستم رو مبل ک تکیه گاهش به دیوار نچسبیده منو ندید رفت اتاق و پشت در سرویس و اشپزخونه میگفت مامان اصن یجوری شدم

🥲جانم مثل پسر من که حتی همه رو ماما صدا میزنه بعد برمیگرده میبینه ماما نیست اسم اون طرفو میگه ورد زبونشه ماما😭بمیرم براش امروز خیلی باهاش دعوا کردم خونه تکونی کردم یه هفتس همه چی وسط بود صبح دخترعموم زنگ زد که شام میایم خونتون با عموم اینا دیگه من ندونستم چیکار کنم خونه رو جمع میکردم غذا میزاشتم اونم بهونه میگرفت هی داد زدم سرش چندبار خدا منو ببخشه بخاطر بقیه باهاش دعوا کردم بمیرم براش😭

سلام خداوند حافظ همه مادرها باشه ان شالله
منم همیشه همین فکر میاد تو ذهنم
وقتی دعواش میکنم
از خودم به خودم پناه میبره
بگردم برای این بچه ها که در اوج شیطنت اینقدر معصوم هستن
خداوند نگهشون داره برامون ان شالله 🙏💐

🥹خدا همه‌ی مامانارو حفظ کنه

چقدر قشنگ و حق نوشتی❤️

اخی🥹🥺🥲

😢 دقیقا

مادر پناه و مرهمه....

سوال های مرتبط

مامان آروین👼🏻😍 مامان آروین👼🏻😍 ۲ سالگی
۲دیگه بعد از این شیری که وقتی از خواب بیدار میشد رو حذف کردم و تا از خواب بیدار میشد بلند میشدیم و حواس پرتی و صبحانه و بازی، دیگه خودش انگار متوجه شده بود که شیر نیست و اروین همیشه عادت داشت تا صبحانه اشو میخورد میومد شیر میخورد و این عادت از سرش افتاد و کلا یادش رفت، و بعد رسیدیم به غول یکی مونده به اخر یعنی شیر قبل از خوابیدن که یبار امتحان کردم و اروین رو ۳ ساااعت چرخوندم و اون فقط گریه میکرد و نتونستم اخر و هلاک شد بچم و بهش شیر دادم و خوابید، هنوز نه خودش واسه این قسمت اماده بود و نه من، فهمیدم که من باید خواب عصر رو اول یاد بگیرم بخوابونمش بعد برسم به اون قسمت شب، پس عصرا اهنگ لالایی گذاشتم و تکون و لالایی نمیخوابید و بعدش دیگه فهمیدم اروین اینجوری با تکون دوست نداره بخوابه و میذاشتمش تو بغلم و بدون هیچ تکونی اینقدررر حرف میزنم و از ثانیه ای که از خواب بیدار میشد رو براش تعریف میکردم تا همون لحظه و فهمیدم اروین حرف زدنم رو دوست داره و روز اول ۲ ساعت حرف زدم یه چیزی رو هزاربار تعریف میکردم-