۶ پاسخ

عزیزم نگران نباش
نینی منم احتمال iugr بودن و داشت
آخرشم خودمو کشتم با ۲۷۰۰ وزن به دنیا اومد
منم این قصه ضربان قلب و اینا رو هفته آخر چشیدم
خیلی استرس‌زا بود برام، در حدی که قندم الکی الکی ۴ روز آخر رفت بالا🫠 مجبور شدم انسولین بزنم یکی دو دوز
برای همین میگم شما مثل من نکن
اضطراب نگیر، فوقش نینی‌ یه خرده ریزه
که اونم به دنیا بیاد بهش میرسی وزنش میره روی نمودار
فدای سرت، تنش سالم باشه🥰

مگه الزهرا انجام میده؟!

واییی ضربان قلب بالا خیلی استرس داره واقعا منم هیچ مشکلی نداشتم ضربانش رو ۱۸۰-۱۸۵ بود آخر شوهرم اومد کنارمون نوع خوابیدنم رو عوض کردم آروم شد خیلی استرس زاست واقعا ......

الزهرا که دیگه معلومه چجوریه خواهر،دکترتون کیه؟

وقتی حاملگی پر خطر داشته باسی میفرستن دیگ

چرا هر هفته باید بری ؟

سوال های مرتبط

مامان 🍓Liana🍓 مامان 🍓Liana🍓 ۹ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی پارت 1


حدودا ساعت۶ صبح بود که دردام شروع شد در حد پریودی خیلی کم هر ۷ دقیقه یه بار ۶ دقیقه یه بار می‌گرفت ول میکرد گفتم حتما دردام تازه شروع شده تا ساعت ۳ بعد از ظهر صبر کردم و نرفتم بیمارستان ۳ ظهر وقت دکترم بود رفتم سونو بچه رو نشون بودم که گفت مایه بچه کمه بستری مینویسم ساعت ۵ رفتم بیمارستان بستری شدم معاینه کردن گفتن ۱ سانتی بعد از نیم ساعت گفتن ۲ هستی آمپول فشار رو زدن دردام شروع شد هر ۵ دقیقه یه بار می‌گرفت ول میکرد رفته رفته شدید تر شد هر ۳ دقیقه یه بار میشد اومد معاینه کرد گفت ۲ سانتو نیمی گفت تا صبح شاید زایمان کنی رفتم دسشویی مدفوع داشتم رفتم دردام خیلی شدید بود مامانم هی کمرمو ماساژ میداد بعد یکم راه رفتم بعدش دوباره رفتم رو تخت که دردام قابل تحمل نبود خیلی زیاد شد زور اومد بهم زور زدم کیسه آبم پاره شد به مامانم گفتم نگاه کرد گفت همراه با خون هست رفت ماما رو صدا کرد اومد گفت بچه داره میاد مامانمو بیرون کردن اینم بگم نفس عمیق خیلی تاثیر داره تو زایمان حتما انجام بدین
مامان برسام‌🤍 مامان برسام‌🤍 روزهای ابتدایی تولد