۱۲ پاسخ

بسلامتی قشنگم ولی الان ماه هشتم شروع شده یعنی ۷ ماه گذشته ☺️

ای جانم ب سلامتی نی نی قشنگم رو ب دنیا بیاری

منم مادرم خیلی زحمتو کشید بابت بارداری ازم مراقبت کرد باهام دکتر اومد پابه پای من دوید اونم ولی اینا یبار نگفتن چی میخوای تو این چهار ماه هزار بار اشکمو تو بارداری درآوردن

من خیلی اضافه کردم وزن شقایق خدا کنه برگردم بعد زایمان به وزن قبلیم

بسلامتی عزیزم😍🩷

انشالله به سلامتی شقایق جان ♥️♥️♥️

شقایق اگه میتونی یه دستگاه بخور سرد واسه دنیا اومدن دخترت بگیر
ینی خدایی نکرده کسی مریض اینا باشه نمیزاره ویروس پخش بشه تو هوا
راه تنفسی بچه ام همیشه مرطوب میمونه چون من زود زایمان کردم 20 روزگی پسرم سرماخورد و نمیتونست نفس بکشه این ترس و استرس مونده تو جون من که بچه ها مریض نشن😔☹️

عه روز تولد من بدنیا بیاد کاش ۲۷ام🎀❤️

مبارک باشه بسلامتی سپری کنیش🤩

الهی بگرردم🥹
انشاالله به سلامتی بغل بگیریش گلمم❤️

مبارکه منم مثه شما امروز هشت ماهه شدم 😍

ای جانم بسلامتی 💗😍

سوال های مرتبط

مامان جَوونه یِ نارنج مامان جَوونه یِ نارنج هفته سی‌وچهارم بارداری
ماه هشتمِ عشق من 🤍
از همون روزهای اول… وقتی هنوز فقط اندازه‌ی یه جوانه‌ی کوچولو بودی، هر هفته عکس‌هات رو نگاه می‌کردم و با خودم می‌گفتم: «کی میشه برسم به این هفته؟ کی بزرگ‌تر میشی؟ کی لباسای کوچولوت رو تنت می‌کنم؟» 🥹🤍
و حالا رسیدیم… به ماه هشتم؛ به روزهایی که دیگه شمارش معکوس، دورقمی شده و فقط حدود ۶۰، ۷۰ روز مونده تا بالاخره بغلت کنم… تا صورتت رو ببینم و باور کنم تمام این ماه‌ها، تمام این انتظارها، برای رسیدن به تو بوده. 🥹🩷
این روزها بیشتر از همیشه لباسای کوچولوت رو نگاه می‌کنم، لمسشون می‌کنم و توی دلم هزار بار تصور می‌کنم که تنت کردم و تو رو توی آغوشم گرفتم…
دختر کوچولوی من، مارالِ جانم… 🌸
تو از یک جوانه‌ی کوچولو، شدی تمام دنیای من.
و حالا من فقط منتظرم…
منتظر اون لحظه‌ای که برای اولین بار صدای گریه‌ات رو بشنوم و بگم:
«بالاخره اومدی عشقِ مامان…» 🥹🤍
ماه هشتم بارداری‌مون مبارک، دختر قشنگم…
دیگه خیلی نمونده تا دیدنت.
مامان دلش برای بغل کردنت پر می‌کشه… 🩷👶🏻✨